برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه
سمیه جان عزیزکم دلتنگم خسته ام چشم انتظارم بی تابم حواسم پرت است و دیگر هیچ نیست جز فکر به روزی که بیایی که باشی که در آغوش بگیرمت. که از خواب بد و وحشتناک نبودنت بیدار شوم و امروز از همیشه غمگین ترم برای همه ی پدران و مادران دعا میکنم چه آنان که به عراق آمده اند چه آنان که شرایط آمدن را نداشته ندارند میدانم قلب نازک و مهربان توهم به درد آمده این ظلم ها و این تهمت ها و نارواها دل هر ادمی را به درد می اورد
از زبان پدران و مادران به قلم مصطفی محمدی
من مصطفی محمدی زبان و قلم پدران و مادرانی هستم که با تهمت و افترا و توهین از انان استقبال کردند و سیاست از عشق چیزی سرش نمی شود و این گرگان خون خوار عزیزان مان را طعمه ای برای مقاصد شومشان قرار داده و در این راه به هر حیله ای متوسل شده اند تا این عزیزان را دور از واقعیت ها و حقایق نگه دارند و خانواده ها بزرگ ترین و خطرناک ترین دشمن این خودباخته گان مزدور محسوب میشوند چرا که عزیزان شان به خوبی پدران و مادران و خواهر و برادرانشان را میشناسند و می دانند که پدر و مادر و خانواده هیچ گاه دشمن نبوده و نیستند
تقاضای دیدار مادر”نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟
واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که دم از میهن و خاک و خلق و خدا میزنند که خداوند در دل های پدران و مادران پشت دروازه های بسته ی لیبرتی ست
مجاهدین خلق ایران مقصدشان ناکجا آباد است
مجاهدین خلق ایران مقصدشان ناکجا آباد است که به جای پیروی از آداب و اصول و فرهنگ ایرانی که ارج نهادن به مقام پدر و مادر است در مقالات خود پدران و مادران عزیز و رنج کشیده را خائن جاسوس و مزدور می خوانند و میگویند پدران مادران ما یا در قبرستانند و یا در زندان این در کدامین فرهنگ و در کدامین مذهب میگنجد پدران و مادران چشم انتظار عزیزانشان که بارها و بارها برای دیدن عزیزان شان رنج سفر را به جان خریده اند حتما باید بمیرند تا از دید مجاهد خلق موجه شوند وای بر رجوی و رجویان و وای بر راهی که پایانش دشمنی با خانواده و پدر و مادر است
شکایت نامه خانواده عباسی به صلیب سرخ جهانی
امید دارم که شما بزرگواران در حق این دختر لطف نمایید و وی را به آغوش پدرو مادرش برگردانید. گرچه این جانب تاکنون بارها به درب کمپ اشرف رفته و چندین روز را در این مکان در پشت درب های بسته سپری کرده ام اما سرکردگان این گروه نه اجازه ملاقات و نه حتی یک دیدار از فرزندم مظفر عباسی را به من نداده اند و در حال حاضر فرزندم در کمپ لیبرتی در اسارت این فرقه می باشد.
نامه سرگشاده خانواده های مازندران به دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده ویژه حقوق بشر
اکنون چیزی که ما را نگران کرده سران فرقه در تبلیغات شان عنوان می کنند تعدادی از خانواده ها برای ملاقات به کمپ لیبرتی رفتند البته این کار که سالیان ما به دنبال آن بودیم خبر بسیار خوشحال کننده ای می باشد ولی چیزی که ما را بسیار نگران کرده است نمونه همین تبلیغات کور سران فرقه در مورد ملاقات می باشد که قبلا شاهد بودیم که چگونه تعدادی از اعضای فرقه به دستور رجوی کشته شدند.
ترس و وحشت باند رجوی از خانواده بیانگر چیست؟؟؟
چند خانواده و بطور خاص یک خواهر که از بدو تولد خواهر بزرگتر و تنها خواهرش را ندیده است با زحمات فراوان و با به جان خریدن تمام مخاطرات به عراق مسافرت می کند.تا خواهرش را ببیند اما بعد ازیک هفته با چشمانی اشکبار بدون دیدن خواهرش بر می گردد ومورد انواع تهمت های رجوی ساخته هم…
دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۲
و حشت و ترس از چهار تا مادر و خواهر برای چیست؟ این همه وحشت و نگرانی و دروغگویی های خفت بارو دیوانه شدن برای چیست؟ جز این که این موضوع را به ذهن متبادر می کند که رجوی و بقیه سران حقیر و پست فرقه حتی از ایجاد یک علاقه و مهر مادر و فرزندی وحشت دارند. حتی از اینکه یک خبر و …
درخواستی حقوق بشری برای ترتیب دادن اولین دیدار بین دو خواهر
زینب ۳۷ ساله مقیم عراق و آذر ۳۳ ساله مقیم ایران دو خواهری هستند که تا کنون در عمرشان همدیگر را ندیده اند و هیچ تماسی بین آندو نه با اینترنت و نه با تلفن و نه حتی با نامه در این عصر ارتباطات امکان پذیر نشده است. زینب ساکن کمپ لیبرتی در بغداد مقر اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و آذر در جلوی در کمپ منتظر دیدار برای اولین بار در عمرش با خواهرش می باشد ولی رهبری سازمان مجاهدین از بیم اینکه زینب از سازمان جدا نشود به این بهانه که او خودش نمی خواهد با خواهرش دیدار کند مانع دیدار بین آندو می باشد.
درخواست خانواده های اسرای جنگی به سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی
ازآنجایی که طبق قوانین ثابت صلیب سرخ هیچ طرفی درجنگ تا پایان جنگ و خارج از کنترل صلیب سرخ مجاز به آزادی و تعیین تکلیف هیچ زندانی جنگی نبوده اند اما طرف عراقی عده زیادی از اسرا را به تشکیلات رجوی تزریق کرد و از آنها سوء استفاده تروریستی نمود و همین عمل باعث شد این اسرا که فرزندان و یا پدران ما بودند فکر کنند تمامی پل های پشت سرشان به سمت خانواده و وطن شان خراب شده و از ترس مجازات بلاجبار در فرقه تروریستی رجوی زندانی وگروگان اجباری شوند.
نامه سرگشاده خانواده های کرمانشاه به دبیرکل ملل متحد و نماینده ویژه حقوق بشر
آیا اعضای خانواده های ما در فرقه رجوی تابع قوانین وضع شده دراین کره خاکی نیستند؟ مگر شما اشراف ندارید که همین ما پدران و مادران پیر مدت دو سال یا بیشتر پشت درب اسارتگاه اشرف درعراق سرما و گرما وشرایط سخت را تحمل کردیم اما رهبران مجاهدین با سنگ و تکه های آهن از ما پذیرایی نمودند؟ و تعدادی از ما مجروح شدیم و تعدادی هم به دلیل فشارهای عصبی مردند؟
خواسته بحق خانواده های آذربایجان شرقی از ارگانهای بین المللی
با نزدیک شدن انتقال 800 نفر دیگر به کشور آلبانی که دولت آن کشور دراین مورد اعلام آمادگی کرده است وسران فرقه مانع تراشی می کنند خانواده های آذربایجانی ها امروز درخواست دارند تا برای اقدام مناسب پا به میدان بگذارند تا فرزندانشان را از زندان رجوی ساخته رها سازند. این حرکت خانواده ها خود جوش است و از سال گذشته از دفتر انجمن میخواهند تا دو راه را برای آنها هموار کنند یکی ملاقات است ودیگر دیدار با سازمان های بین المللی. به هم خاطر همین مسائل چندین نامه و بیانیه برای ارگانها نوشتند ولی امروز دیگر کارد به استخوان شان رسیده وتقاضای دیدار را می کنند تا بگویند فرزندان ما را به کشورثالث ببرید ویا اجازه بدهید تا خودمان وارد کمپ لیبرتی شویم وبچه های خودمان را از دست فرقه رجوی رها سازیم.

