برادرم با گریه گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام..

در دنیای امروز که به دنیای تبادل اطلاعات مشهور گشته  اطلاع رسانی وآگاهی رساندن دقیق وشفاف ازعوامل مهمی است که درشناساندن وبه نمایش گذاردن چهره واقعی گروه مجاهدین تاثیر به سزایی داشته و دارد.

دراین راستا انجمن نجات دفتر یزد این بارپای درد دل خانواده ای نشسته  که سالیان سال است فرزندعزیزشان پس از سالها تحمل  رنج اسارت در اردوگاه های اسرای جنگی در عراق اینک قریب به سی سال است که درچنگال اهریمنی فرقه اسیر است.

مصاحبه با سید عباس رضوی زاده بهابادی

خوانندگان عزیز: همانطوریکه استحضار دارید یکی از جنایت های بی شماری که فرقه مجاهدین انجام داده و در مجامع ومحافل بین المللی وحقوق بشر قابل پیگیری وطرح دعوی می باشد، ورود به اردوگاه های اسیران جنگی واقدام به جذب نیرو ازبین اسرای ثبت نام شده توسط صلیب سرخ وحتی اسیرانی که توسط صلیب سرخ  ثبت نام نشده بودند است.

کاری که سازمان جنایت پیشه مجاهدین بدان دست زد و با دادن وعده و وعید های بسیار عده ای از اسیران  را از اردوگاه ها بیرون کشید ودردام پلید و شیطانی خویش گرفتارساخت تا بتواند ازاین طریق جای نیروهای ازدست رفته خویش را درآخرین مسلخ موسوم به فروغ جاویدان پرکرده باشد

 مطالب فوق مقدمه ی است براینکه هم اینک میهمان خانواده عزیزی هستیم که برادرشان که ازاسرای جنگی بوده دردام فرقه گرفتارشده و قریب به سی وچهار سال است که ازآغوش خانواده خویش به دوراست.

مصاحبه ای که ازنظرخواهید گذراند  درمنزل آقای سید عباس رضوی زاده بهابادی(برادر سید حسین رضوی زاده بهابادی اسیر فرقه)در شهرستان بهاباد  انجام شده است.

***

جناب آقای سید عباس رضوی زاده  درابتدا ازاینکه پذیرای اعضای دفتر انجمن نجات یزد  در منزل خویش برای انجام این دیدار ومصاحبه شدید ازشما سپاسگزاریم. درآغاز ازشما می خواهیم که برای خوانندگان ما شرح حالی از گذشته برادرتان سید حسین رضوی زاده بهابادی بیان فرمایید.

بنام خدا

خانواده ما تشکیل شده از دو برادر ویک خواهر، پدرمان درهمان سالهای اولیه اسارت برادرم که دراردوگاه عراق بود درگذشت. ومادرمان  نیز سالهای زیادی درد ورنج مریضی رافقط به امید دیدار با پسرش تحمل کرد اما او نیز پس از تحمل رنج وفراق پسر بدون آنکه به آرزویش برسد چشم براه ماند و این ارزو را با خود به گور برد.

لعن ونفرین بر سردمداران فرقه رجوی که هیچ بویی از احساسات وعواطف خانواده نبرده  واینگونه مادران وپدران پیر چشم براه ومنتظر را بدون اینکه فرزندشان را درواپسین لحظات زندگی خویش ببینند درحسرت همیشگی رها کرده است.

سوال: آقای رضوی لطفاً ازخصوصیات برادرتان کمی برای خوانندگان ما توضیح دهید؟

سید حسین فردی آرام وساده دل بود،هیچگاه موجب نارضایتی پدر ومادرخود نشده بود وهمیشه سعی داشت آنها را از خود راضی نگه دارد.  برادرم سید حسین درسال 61 برای دفاع از وطن خویش عازم جبهه شد و درهمان سال نیز به اسارت نیروهای عراقی درآمد

سوال: بفرمائید موقع اعزام برادرتان به جبهه اوچندساله بود؟

تازه به سن شانزده سالگی رسیده بود وشوق وافری برای دفاع از کیان اسلامی داشت.

سوال: ازدوران اسارت او دراردوگاه عراق برایمان کمی توضیح دهید؟

برادرم  مثل سایر اسرای ثبت نام شده برایمان نامه می نوشت وحتی گاهی اوقات عکس هم برایمان می فرستاد وازاینطرف هم ما برای او نامه می فرستادیم.

این اوضاع همچنان ادامه داشت تا اینکه بعد نزدیک به هفت سال که دراردوگاه عراق بود نامه های اوقطع شد ودیگرخبری از او نداشتیم.

درهمین ایام بود که پدرش ازدنیا رفت وحسرت دیدارفرزندش به دلش ماند. نمی دانستیم که به کجا بایستی مراجعه کرد مدتی بود که نامه هایی که مامی فرستادیم بی جواب مانده بود.

تااینکه تبادل اسرا انجام شد وما امیدوار بودیم که او هم همراه اسرا به ایران بازگردد ولی این امرانجام نشد.تا اینکه متوجه شدیم که اواسط سال 68 تقریباً ازهمان موقعی که ارسال نامه هایش به ایران قطع شد به اردوگاه جهنمی اشرف رفته است.

سوال: آقای رضوی بفرماییدچگونه متوجه رفتن برادرتان به اردوگاه اشرف شدید؟

همانطور که اشاره کردم بعد ازاینکه تبادل اسرا انجام شد وبرادرم جزء آزادگان نبود ازکسانیکه دراردوگاه با او بودند خبررسید که برادرم به مجاهدین پیوسته است.

سوال:آیا دلیل پیوستن اوبه مجاهدین را متوجه شدید،منظوراین است آیا اودارای خط فکری خاصی بود؟

اولاً اودرآن زمان که من یاد دارم تمام فکر و ذکرش رفتن به جبهه بود وتمام سعی خود را دراین راستا بکارمی گرفت، ثانیاً نه درخانه ما ونه در روستای ما این طرز تفکرات نبود وشاید کمترکسی اسم ورسمی ازمجاهدین شنیده بود و از همه مهمتراینکه سیدحسین بخاطر سن وسال کمی که داشت دراین وادیها نبود اوهمیشه منتظربودتا به سن قابل قبولی برای اعزام به جبهه برسد.

خط فکری او دفاع ازمیهن بود وبه چیزی غیرازآن فکرنمی کرد.

بنابراین نه تنها من بلکه هیچیک ازاعضای خانواده هیچگاه از انگیزه او و دلیل پیوستنش به مقراشرف چیزی نفهمیدیم. وهنوز هم که هنوزاست این امر همچون راز سر به مهری برایمان باقی مانده

سوال: آقای سید عباس رضوی زاده بفرمایید دراین سالها آیا نامه ای ویا تماس تلفنی با برادرتان انجام شده است؟

از اواسط سال68 که متوجه شدیم او به مقر اشرف رفته تا به امروز که درخدمت شما هستم هیچ خبری از اونداریم مگرآن موردی را که چند سال پیش برای دیدن او به عراق وپادگان اشرف رفتیم ودیگرهیچ اطلاعی ازاونداریم.

سوال: لطفاً ازملاقات برادرتان شرح دهید؟

حدود 12 سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق و نهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق خواهرم نیزحضورداشتیم. ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت،ازمعطل کردن های بی مورد در درب ورودی،از بازرسی های تکراری وچند باره، ازاینکه مثلاً برادر شما هم اینک مشغول انجام کاری است وفعلاً امکان ملاقات وجود ندارد،ازاین که در هراتاق ملاقات تعداد افراد مجاهدین بیشترازملاقات کننده وملاقات شونده بود.

ولی ازاین حرفها که بگذریم بالاخره به هر شکلی بود اورا دیدیم وبادیدن او عقده های چندین وچند ساله دل را گشودیم،قبل ازاینکه حرفی بین ما رد و بدل شود فقط صدای گریه بود که فضای سالن راپرکرده بود.

نه اوچیزی می گفت ونه ما. البته اوکه نمی توانست به راحتی حرف بزند چون مثل مقامات کلی محافظ داشت فقط برای اینکه بخواهند مواظب حرفهای طرفین باشند واجازه ندهند که به راحتی ودرفضایی آزادانه دیداری داشته باشیم.

سوال:گرچه شما فرمودید امکان دیدارآزادانه ای نداشتید اما درهمین مراقبت های شدید مجاهدین آیافرصتی بدست آمد تا نظر برادرتان رابرای بازگشت به ایران بدانید؟

بله او فقط التماس میکرد تا بi هر وسیله ای که امکان دارد اسباب آزادی اورا فراهم کنیم. بارها باگریه بمن گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام.یادم هست کار به جایی کشید که بین همسرم وافرادی که از سازمان آنجا حضور داشتند درگیری لفظی پیش آمد.

سوال: علت درگیری چه بود؟

وقتی همسرم شاهد التماس های برادرم بود ازآنها پرسید وقتی سید حسین خودش نمی خواهد اینجا بماند پس شما چه اصراری دارید که اورا نگه دارید؟

این چه رفتاری است که شما بانیروهای خود دارید؟و این شد که درگیری لفظی بین آنها به وجود آمد.

سوال: وبعد ازاین دیدار دیگر خبری ازاوندارید؟

بلی همانطوری که اشاره کردم این تنها تماس ودیدار ما بود حتی درپی آن ملاقات 11 شماره تلفن به اودادم که با ما تماس بگیرد، احتمال دادم که شاید موقعی که بخواهد تماس برقرارکند یکی ازتلفن ها یا اشغال باشد ویا اینکه کسی درمنزل نباشدکه جواب اورا بدهد بنابراین برای احتیاط 11 شماره تلفن به او دادم ولی دریغ از یک تماس.

دلیلش هم مشخص است برای اینکه اجازه چنین کاری را به آنها نمی دهند،وقتی درحضور ما مانع از ملاقاتی آزاد می شوند معلوم است که اجازه تلفن زدن و یا نامه نوشتن را به آنها نمی دهند.

آنها دوست دارندکه نیروهای خود را به همین منوال نگه دارند اگر امکان تماس خانواده ها با فرزندانشان برقرارشود که دیگر کسی جز سرکردگان درفرقه  نمی ماند.

سوال: باتوجه به وضعیت کنونی فرقه و اسیران در بند انتظار شما بعنوان یک برادر چشم به راه بازگشت برادرچیست.؟

البته بایستی بگویم که نه تنها من بلکه همه ی اعضای خانواده چشم انتظاربازگشت اوهستند. باورکنید تنها آرزوی مادروپدرمان دیدن او قبل ازتسلیم حق شدن بود اما این پدر ومادر پیر دراثر جنایات مجاهدین این آرزو را با خود بگور بردند تا ماهمیشه داغدار این مصیبت باشیم

اما انتظاری که همه ی خانواده ها دارند این است که حال که طومار پادگان اشرف با مقاومت وتحمل سختی های فراوان خانواده ها برچیده شد واین لانه عنکبوتی بر سر مریم ومسعود ویران گشت بایستی هم اینک برای ادامه راهی که درمقابل اشرف داشتیم مسئولین مربوطه اقداماتی فراهم نمایند تا امکان اعزام خانواده ها به لیبرتی انجام شودو اسیران دربند فکر نکنند که خانواده ها آنها را فراموش کرده اند ویا بحال خود رها کرده اند بایستی نهضتی که درمقابل اشرف شروع شد تا به ثمر نشستن آن که رهایی اسیران است ادامه پیدا کند.

ازطرفی اینکه پیشنهاد می شود آن دسته ازافرادی که درسال های اخیر به ایران بازگشته اند به عنوان بهترین نمونه به همراه خانواده ها به لیبرتی رفته وازاین طریق هم حرفهای مجاهدین درباره سرنوشت بازگشتی ها را برملا کنند وهم اینکه مشوقی باشند برای آنهایی که واقعاً قصد برگشتن رادارند ولی متاسفانه دراثرتبلیغات سوء سازمان ترس به دل خویش راه داده اند.

سید عباس و ربابه  رضوی زاده مقابل پادگان اشرف

سوال: آقای رضوی زاده با توجه به وضعیت حال حاضر فرقه واسیران در بند آنان به نظر شما چشم انداز وآینده فرقه چه خواهد بود؟

روشن تر از آفتاب، روشن تر از آفتاب یعنی اینکه خیلی واضح و روشن است  و کمتر کسی است که این وضعیتی که الان فرقه درآن گیر است پیش بینی نکرده باشد،  اینکه اینها در ابتدا چه بودند والان به چه سرنوشتی دچار گشته اند کاری نداریم بخاطر اینکه از ابتدا هم مشخص بود عاقبت این فرقه و سران مزدور آنها همین است که در آن گرفتار شده اند.

خوب تغییر وتحولاتی که دراین چند ماهه اتفاق افتاده است حاکی ازآن است که سازمان درحال رسیدن به نقطه پایان خود است.آنها همه راهها را رفته وامتحان کرده اند، به همه چیز وهمه کس متوسل شده اند وخود به خوبی می دانندکه دوره ی آنها به پایان رسیده ودرحال دست وپا زدن های بیهوده هستند فقط در این میان عمر عزیزان ما است که درحال تلف شدن است. آنهم به خاطر هیچ وپوچ

 نتیجه به اصطلاح مبارزه چند دهه آنها به کجا ختم شد؟

آن طرف ملتی زخم خورده ازجنایات آنها و عده ای اسیر واین طرف هم عده ای چشم به راه فرزندان وعزیزان خود ویکی هم مثل پدر ومادر ما که درحسرت دیدن فرزندشان ماندند.

به نظر شما عاقبت خیانت در حق هموطن ومیهن جز این خواهد بود؟

عاقبت کسانی که اسرار هسته ای و دانشمندان هسته ای را در اختیار سازمانهای اطلاعاتی سیا و موساد قرار میدهند آیا غیر ازاین خواهد بود؟

این فرقه تاموقعی که کمترین سود و بهره ایی برای اربابان خویش دارد سر پاست و به حیات ننگین خویش ادامه می دهد اما وای از آن روزی که این انار دیگر آبی نداشته باشد. همچون تفاله ایی او را در مزبله تاریخ پرت خواهند کرد واین کار شروع شده آیا میدانید نشانه آن چیست؟ غیبت چندین ساله مسعود.سرنوشت دیگر سران فرقه هم اگر خوش شانس باشند و بتوانند از چنگال عدالت فرار کنند همچون مسعود خواهد بود که از پشت پرده برای نیروهای دربند خویش پیام می فرستد.

این نهایت بی شرمی رهبری است که نیروهای خود را که تمام عمر گران خویش را مصروف اهداف هوسرانی ها و زنبارگی های او کرده، دربیابانهای لیبرتی رها کرده و هرازگاهی از پس پرده برای آنان نطقی میفرستد.

میخواهم بدانم اگر مسعود هم همچون دیگر افراد حاضر در لیبرتی بود چند بار اقدام به فرار میکرد؟که حالا با نهایت بی شرمی در پیامهای خویش آنان را دعوت به پایداری می کند. 

الان همه دنیا حتی آنهایی که به اسم با تروریسم مبارزه می کنند،از داعش واعمال داعش بیزارند ومتنفر ولی سوال من اینجاست آیا داعش چنین رفتاری با نیروهای خود دارد که نگذارد افراد با خانواده های خویش در تماس باشند؟

ما نمی دانیم باید به کدامین مرجع حقوقی وبین المللی شکایت ببریم و درد خود را بگوییم؟

چرا هیچکس پیگیر نیست که سازمان صلیب سرخ که یک سازمان بین المللی وبشر نهاد است به استناد کدامین قانون اجازه خروج اسیران از اردوگاه را پیش از تبادل اسرا داده؟

الان درهمین ایامی که درآن بسر می بریم مصادف است با بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، آیا میدانید در چنین ایامی هرساله چه به ما میگذرد؟ داغ ما همیشگی است ولی در چنین ایامی بر آن افزوده می شود.

سوال: اقدامات انجمن نجات  را چگونه ارزیابی می کنید و چه انتظاری از آن دارید؟

اگر این تشکیلات انجمن نجات نبود ما همین قدر اطلاعی را که از عزیزان خود داریم نمی داشتیم. اقداماتی بس بزرگ  با اینکه تشکیلاتی است که با همت خود عزیزان برگشتی اداره می شود  ووابسته به هیچ سازمان ویا نهاد دولتی نیست اقدامات شایانی درجهت تنویر افکار عمومی در رابطه با جنایات فرقه، اعزام خانواده ها به عراق، مکاتبه با مجامع بین المللی این اقدامات بسیار پسندیده ودر نوع خود بی نظیر است.

 اما الان ازانجمن نجات این توقع وانتظاررا داریم تا ازاین فرصت پیش آمده بهترین استفاده را برای برگرداندن داوطلبین انجام دهد.

از اقدامات موثری که مثمر نتیجه خواهد بود نظیرمکاتبه با سازمانهای حقوق بشری،صلیب سرخ، یونامی وبطور کل هر سازمان ونهادی که دراین خصوص دخیل هستند بایستی مکاتبه شود، بایستی سران مجاهدین تحت فشار قرارداده تا تسلیم خواست قانونی وبرحق خانواده ها شوند.

ازدیگر اقدامات اعزام خانواده ها به لیبرتی است که درحال حاضر به نظر من موثر تر ازگذشته خواهد بود.

همانطوریکه قبلاً هم گفتم ازهرطریق ممکن اخبار واطلاعات و وضعیت افراد بازگشتی را به گوش نیروهای خواهان بازگشت سازمان برساند که این کار می تواند ازطریق صلیب سرخ ویا مجامع حقوق بشر انجام شود وبه نظر میرسد که موثرترین شیوه باشد.

جناب آقای سید عباس رضوی زاده مجدداً ازجنابعالی وخانواده محترم بخاطر اینکه پذیرای اعضای  دفتر انجمن در منزل خویش بودید کمال تشکر راداریم وامیداست با محو این فرقه تالمات روحی خانواده ها نیز پایان یابد.

سید عباس رضوی زاده بهابادی: بنده هم از شما بخاطر قبول زحمت  وتحمل سختی راهی که رفت و برگشت  حدود 400 کیلومتر است تشکر وقدردانی میکنم امیداست با اقدامات موثری که تاکنون انجام  داده اید نتیجه آنرا با بازگشت عزیزان به میهن اسلامی مشاهد کنیم.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.