دمکراسی و آزادی بیان به سبک قرون وسطایی مریم رجوی

دیدن فیلم حمله محافظان مریم رجوی به خبرنگار نشریه آلمانی بار دیگر به خاطرم آورد که ادعای دمکراسی و آزادی بیان در سازمان مجاهدین خلق که توسط رهبران آن نشخوار می‌شود، دروغی بیش نیست. آن‌ها با عملکرد خود ثابت کرده‌اند که هیچ اعتقادی به آن چیزی که می گویند، ندارند. بعد از پیروزی انقلاب مردم […]

دیدن فیلم حمله محافظان مریم رجوی به خبرنگار نشریه آلمانی بار دیگر به خاطرم آورد که ادعای دمکراسی و آزادی بیان در سازمان مجاهدین خلق که توسط رهبران آن نشخوار می‌شود، دروغی بیش نیست. آن‌ها با عملکرد خود ثابت کرده‌اند که هیچ اعتقادی به آن چیزی که می گویند، ندارند.

بعد از پیروزی انقلاب مردم ایران در سال 57 رجوی سعی کرد با شعارهای فریبنده جوانان خام و ناآگاه را فریب دهد. او با شعارهای دمکراسی خواهی ، آزادی بیان ، سانترالیسم دمکراتیک و برابری سعی کرد تعدادی را دور خود جمع کند .

این شعارها ادامه داشت تا اینکه وارد سازمان شدم. در ابتدا در جلساتی با محوریت هویت که توسط رجوی آموزش داده می‌شد، برای همه الزامی بود فیلم‌ها را ببینند و نظرات خود را بیان کنند. البته همه مباحث تکرار همان شعارهایی بود که قبلاٌ توسط رجوی تکرار می‌شد و تنها تفاوتی که وجود داشت این بود که سازمان چپ مارکسیستی بود و از این طریق ادعا می‌کرد که ایدئولوژی‌اش بسیار انقلابی است و دیگر سازمان‌ها ارتجاعی هستند.

نقد در تشکیلات مجاهدین خلق

اما واقعیت در درون مناسبات سازمان چگونه بود‌؟ آیا اساساٌ مسائل تشکیلاتی که سازمان به آن معتقد بود انجام می‌گرفت؟ آیا سازمان به نقد عملکرد خود میپرداخت؟

در اصول مبارزاتی و تشکیلاتی سازمان‌های انقلابی، ارزیابی و نقد خود یک اصل بود اما در سازمان مجاهدین این گونه نبود. در درون تشکیلات هیچ فردی رده پائین نمی توانست به مسئول بالاتر خود انتقاد کند. کسی نمی‌توانست در مورد خط و خطوط به رجوی انتقادی داشته باشد. حتی کادرهای بالای سازمان هم این قدرت را نداشتند. انتقادها همیشه می‌بایست در سلسله مراتب از بالا به پایین باشد. اگر کسی انتقادی به بالا می‌داشت گزارش وی خوانده نمی‌شد. در عوض به او انتقاد می‌کردند که چرا برای رجوی گزارش نوشتند. ولی رجوی برای عوام‌فریبی در نشست‌ها عنوان می‌کرد اگر مشکلی وجود داشت به من نامه بنویسید که همه وعده پوشالی بود.

در حقیقت، در درون تشکیلات اگر کسی مخالفتی با خط مشی رجوی می‌داشت باید زندانی می‌شد و مورد شکنجه قرار می گرفت و اگر کسی مایل بود که از سازمان جدا شود به زندان افتاده و مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. حتی مواردی بود که در زیر شکنجه کشته شدند مانند پرویز احمدی ، خلیل طهماسبی، قربانعلی ترابی و …

مریم رجوی پاسخگو باشد

مریم رجوی نه تنها باید پاسخگوی روابط تشکیلاتش با صدام حسین باشد، بلکه باید پاسخ دهد چرا او که مدعی نفی اعدام می‌شود، در درون تشکیلاتش این همه شکنجه و اعدام و ضرب و شتم وجود دارد؟

چرا باید زنان از مردان متاهل به اجبار باید طلاق می‌گرفتند و اینکه چرا باید کانون خانواده از هم می‌پاشید؟ چرا باید کودکان به گروگان گرفته شوند تا خانواده شان در اشرف باقی بمانند؟

من وقتی فیلم حمله اوباشان رجوی در آلمان به یک فرد سئوال کننده را دیدیم برایم تازگی نداشت چون قبلا همین اوباش‌ها به دوستان جدا شده در کشورهای مختلف اروپایی حمله کردند که شاهدان و قربانیان زنده آن اکنون در اروپا هستند و می‌توانند شهادت بدهند .

چیزی که در این فیلم بسیار مشهود بود ماهیت واقعی مریم رجوی بود تا نشان دهد حرف زدن از آزادی بیان کافی نیست و باید گلوی هر فرد منتقد را فشرد و حنجره‌اش را درید.

مریم قجر اصلا به آزادی بیان باور ندارد و طی این سالیان هم شاهد بودیم که حتی به یک انتقاد از خودشان پاسخ ندادند. سران مجاهدین هرگز در قبال جنایت‌هایی که مرتکب شده‌اند پاسخگو نبوده‌اند. هر کسی که انتقادی یا پرسشی از آنان کرده، سرکوب شده است.

علت وحشت رجوی از خبرنگاران

چرا رجوی‌ها از پاسخ دادن به سئوالات از پیش تعیین نشده خبرگزاری‌ها و یا خبرنگاران فراری هستند؟

پاسخ این است: آنان پاسخ قانع کننده‌ای برای این پرسش‌ها ندارند و می‌دانند که اگر حرف بزنند ماهیت واقعی‌شان فاش می شود.

دیکتاتوری رجوی چنان در سودای قدرت است که هیچ اعتقادی به بیرون از خودش ندارد و همه را دشمن می داند. به همین خاطر است که در چنین منجلابی قرار گرفته و راه برون رفتی از آن متصور نیست.

وقتی سرکرده فرقه تروریستی رجوی آن گونه با اعضای منتقد و مخالف خود برخورد می‌کند، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت که در بیرون این برخوردهای غیردمکراتیک را نداشته باشد. وقتی به اوباش خود دستور حمله می‌دهد که در مقابل یک سئوال این گونه افسار پاره کنند، دیگر دم زدن از دمکراسی و آزادی بیان به تف سر بالا شباهت دارد.

اکنون شاهد هستیم که مجاهدین خلق با تمام شعارهای ضد امپریالیستی سر در آخور اسرائیل جنایت کار داشته و حاضرند باز به کشتار مردم ایران کمک کنند. این ماهیت واقعی رجوی مزدور است. مردم ایران هرگز جنایات‌شان را فراموش نمی‌کنند و روزی باید در پیشگاه عدالت، مجبور به پاسخگویی شوند.

هادی شبانی