تشکیلات مجاهدین خلق طی فراخوانی، دعوت به برگزاری تظاهرات در تاریخ 30خرداد 1405 به منظور گرامیداشت “عید مقاومت” و “سالگرد شهدا و زندانیان سیاسی” در پاریس نموده است. مقوله زندان و زندانیان سیاسی جزء مواردی بوده است که در طی تمامی این سالیان مسعود رجوی سرکرده این تشکیلات با آن برخوردی دوگانه و صرفا ابزاری […]
تشکیلات مجاهدین خلق طی فراخوانی، دعوت به برگزاری تظاهرات در تاریخ 30خرداد 1405 به منظور گرامیداشت “عید مقاومت” و “سالگرد شهدا و زندانیان سیاسی” در پاریس نموده است. مقوله زندان و زندانیان سیاسی جزء مواردی بوده است که در طی تمامی این سالیان مسعود رجوی سرکرده این تشکیلات با آن برخوردی دوگانه و صرفا ابزاری داشته است. از مقطع سال 61 که مسعود رجوی بعداز شکست مفتضحانه در اعلام جنگ مسلحانه و دادن وعده 6 ماهه سرنگونی مجبور به فرار به فرانسه شد، برای اینکه نشان دهد همچنان در صحنه حضور دارد و توجه محافل استعماری در خارج کشور را بخود جلب کند، تلاش کردروی مسئله شکنجه و مقاومت زندانیان در زندانهای اوین و دیگر زندانهای کشور سرمایه گذاری کند.
وی با خارج کردن برخی از این زندانیان از ایران مصاحبههایی را برای آنها با خبرنگاران ناظرین حقوق بشر در فرانسه و ژنو ترتیب داد و تلاش نمود اظهار ندامت اعضایش در زندانها که ناشی از مسئله دار شدن آنها نسبت به حقانیت خط وخطوط وتحلیل های رجوی بود را به شکنجه در زندانها ربط دهد و در همین رابطه از زندانیان ، قهرمانان مقاومت زیر شکنجه بسازد تا مانع از مسئله دارشدن و انفعال وجداشدن دیگر اعضا از تشکیلات اروپا و عراق گردد. تعریف و تمجید بیش از حد از اعضای آزاد شده از زندان و ساختن داستانهای عجیب وغریب از مقاومت حماسی آنها در زندانها باعث شد که آنها در میان دیگر اعضا برجسته و متمایز گردند و اعضا درون تشکیلات به آنها بمثابه قهرمان نگاه کنند.
زندانیان آزاد شده در ادامه با تکیه بر همین سابقه به مرور زمان در مقابل تشکیلات ایستادند و خود را محق میدانستند که در رده های بالای تشکیلات قرار گرفته و بخصوص نسبت به اعضایی که از کشورهای اروپایی و امریکا و کانادا آمده و سابقه شکنجه و زندان نداشتند، در مدار بالای مسئولیت قرار گیرند. ادامه این روند و ایستادگی آنها در مقابل خط وخطوط و مسئولین رده بالای مجاهدین خلق که باعث تنش تشکیلاتی و مسئله دار شدن مابقی اعضا شده بود مسعود رجوی را بر آن داشت تا برخورد قاطع با این اعضا را در دستور کار تشکیلات قرار دهد.
در بهار 80 نشستهایی موسوم به طعمه در قرارگاههای مختلف برگزار گردید. یکی از موضوعات این نشستها برخورد و تسویه حساب با زندانیان آزاد شده بود. بر اثر فشار مسئولین تشکیلات هر یک از این اعضا میبایست در نشست و در حضور صدها نفر از دیگر اعضا اعتراف میکردند که در زندان و در مقابله با بازجویان زندان نه تنها مقاومتی نکردهاند بلکه همه آنها بریده و با بازجویان در لو دادن دیگر اعضای مجاهدین خلق همکاری داشته اند. برخی از آنها بطرز مشمئزکنندهای حتی اعتراف میکردند که برای اینکه اعدام نشوند به دوستان محکوم به اعدام خود تیر خلاص زدهاند.
برگزاری این سناریو که با هدف درهم شکستن و تسویه حساب تشکیلات با اعضای آزاد شده از زندان صورت میگرفت، در ادامه آنها را در تشکیلات کاملا منزوی نمود. بطوریکه دیگر اعضایی که تا قبل از نشستهای طعمه به این اعضا به چشم قهرمانان مقاومت در مقابل شکنجه نگاه میکردند آنها را خائن تلقی کردند. با این شیوه تشکیلات مجاهدین خلق توانست این اعضا را سرجای خود بنشاند. یکی از این افراد که طی سالهای 63 تا 64 در فرانسه خیلی در رابطه با مقاومت او در مقابل شکنجه تبلیغ شده بود و حتی گفته شد کف پاهایش بر اثر اصابت شلاق چندین بار گوشت ریخته و به همین دلیل در فرانسه بارها تحت عمل جراحی قرار گرفته، حسین دادخواه بود که در همین نشستهای طعمه چنان اورا تحت فشار قرار دادند که در نشست مسعود رجوی و در حضور تمامی اعضا اعتراف کرد که در زندان جمهوری اسلامی کم آورده بود و با بازجویان همکاری کرده بود.
اصولا برخلاف تمامی تبلیغات اصلا شکنجهای در کار نبوده است ولی بحث اصلی و نگرش مجاهدین خلق در رابطه با زندانیان و بحث شکنجه را مسعود رجوی در همین نشستها اینگونه توضیح داد: ما از شما زندانیان مقاوم زیر شکنجه ساختیم چون در آن سالها بلحاظ مقولات حقوق بشری به این تبلیغات نیاز داشتیم وگرنه هم ما و هم شما اصل موضوع را می دانستیم. رک و بدون رودربایستی به شما بگویم تمامی اعضایی که به معنای واقعی مجاهد بودند را جمهوری اسلامی اعدام کرد. هرکس اعدام نشد در زندان با بازجویان برای در بردن جانش همکاری کرده است! رجوی در ادامه برای اینکه این زندانیان آزاد شده از زندان را کاملا تحقیر کرده وب قول خودش شاخ آنها را برای همیشه بشکند در تحقیر آمیز ترین شکل گفت خمینی(امام) همه زندانیان را الک کرد. عناصر مقام و مجاهد را اعدام و تفالههای باقی مانده که شما باشید را به سمت من پرتاب کرد! این واقعیتِ آنچه رجوی و دیگر سرکردگان مجاهدین خلق در مورد زندانیان آزاد شده فکر میکنند، است و دیگر گرامیداشت زندانیان سیاسی و مقاومت قهرمانانه آنها افسانهای بیش نیست که برای فریب افکار عمومی به نمایش در میآید.
علی اکرامی

