رجوی، جنگ طلبی که همیشه برای حمله به ایران زمینه سازی می کند

پس از پیام رهبری ایران درباره مراسم بی نظیر و تاریخی تشییع و تدفین رهبر شهید و اعلام این که خون هایی که در دو جنگ گذشته به ناحق ریخته شدند، انتقام گرفته خواهند شد، رجوی بار دیگر سری از قبر بیرون آورد و به دروغ رهبری ایران را جنگ طلب و خودش را صلح […]

پس از پیام رهبری ایران درباره مراسم بی نظیر و تاریخی تشییع و تدفین رهبر شهید و اعلام این که خون هایی که در دو جنگ گذشته به ناحق ریخته شدند، انتقام گرفته خواهند شد، رجوی بار دیگر سری از قبر بیرون آورد و به دروغ رهبری ایران را جنگ طلب و خودش را صلح طلب خواند. یعنی مثل همیشه تلاش کرد جای ظالم و مظلوم عوض شود. اما حقیقت این است که رهبران و مردم ایران در عین این که دنبال جنگ نبوده و جنگ طلب نیستند، اما جگر آن را داشتند و دارند که در مقابل متجاوزان بایستند و پوزه شان را به خاک بمالند. ایستادن در مقابل بزرگترین ابرقدرت جهان که کمتر کشوری در دنیای امروز جرات نه گفتن به خواسته اش را دارد آن هم در شرایطی که اسرائیل را نیز به عنوان قوی ترین نیروهای هوایی منطقه به همراه داشت و تعدادی از کشورهای همسایه ایران هم خاک و امکانات خود را برای حمله به ایران در اختیارشان گذاشته بودند کار بسیار عظیمی بود که ایران آن را به انجام رساند و در تاریخ ماندگار شد.

اما طنز روزگار این است که رجوی جنگ طلب که همیشه آرزویش حمله دشمنان به ایران و راه اندازی جنگ علیه ایران (چه از سوی صدام، یا صهیونیست ها یا آمریکای ها) بوده است با شیادی تمام ادعا می کند که صلح طلب است!!! اما حقیقت چیز دیگری است که به نمونه هایی از آن اشاره می کنم.

این رجوی بود که در سال 1360 در حالی که کمتر از دو سال و نیم از پیروزی انقلاب ایران و روی کار آمدن نظام جدید نگذشته بود، علیه نظام جدید اعلام جنگ مسلحانه کرد و مجاهدین خلق به فرمان او اقدام به بمب گذاری، ترور کور و عملیات انتحاری بر علیه دولت و مردم ایران نمودند.

رجوی ها بعد از آتش بس در جنگ ایران و عراق، به دنبال ایجاد “جرقه و جنگ” بودند. رجوی معتقد بود که مجاهدین خلق باید کاری بکنند که جرقه ای نظامی بین ایران و عراق دربگیرد تا جنگ مجددا بین این دو کشور آغاز شده و راه ارتش خصوصی صدام یا به اصطلاح ارتش آزادیبخش باز شود. از این رو کارهایی تروریستی مثل حمله به پایگاه های مرزی ایران را با عناوینی همچون “عملیات نامنظم” یا “راهگشایی” انجام می دادند تا بین ایران و عراق درگیری ایجاد شود.

رجوی بعد از حمله القاعده به برج های دو قلو در آمریکا در یک نشست عمومی در قرارگاه باقرزاده ضمن استقبال از این عملیات، با خوشحالی می گفت، “حالا فلش آمریکا از سر عراق برداشته شده و به سمت ایران خواهد رفت”. او بسیار ذوق زده شده بود و تحلیل می کرد که آمریکا به ایران حمله خواهد کرد. هر چند همچون بسیاری از تحلیل هایش تعبیر نشد اما آرزو و خواسته او حمله آمریکا به ایران بود.

این رجوی ها بودند که به عنوان مزدوران نتانیاهوی کودک کش و صهیونیست ها و آمریکایی های جنگ طلب، زیر آب برجام را می زدند. رجوی برجام را چتری در مقابل حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می دانست و به همین دلیل با تمام توان با آن مخالف بود.

این رجوی ها بودند که که بعد از حمله اسرائیل به غزه و اشغال آن، مستمراً به صهیونیست های کودک کش خط می دادند که “سر مار در تهران است، باید سر مار را زد” تا به این ترتیب آنها را برای حمله به ایران ترغیب کنند.

رجوی با وقاحت از ترور سردار سلیمانی توسط آمریکایی ها حمایت کرد و چون در اوهام خود فکر می کرد این امر به جنگ آمریکا با ایران می انجامد بلافاصله پیام داد و در آن ضمن اعلام آماده باش به نیروهای فرتوت خود، گفت که جمهوری اسلامی تا بهار سال بعد سرنگون خواهد شد! اما باز هم بور شد.

رجوی ها و تعدادی از مسئولین تشکیلاتش 133 بار علیه برنامه هسته ای ایران در آمریکا کنفرانس برگزار کردند به این امید که با متهم کردن ایران به داشتن بمب اتم، بتوانند حمله به ایران را زمینه سازی کنند.

این چهره واقعی رجوی است که همیشه از صلح ضرر کرده و همیشه بدنبال کشتار و خونریزی و جنگ بوده است.

ایرج صالحی