آقای مسعود طوسی بخش که اکنون در کمپ اشرف سه در آلبانی مستقر است دو فرزند به نام های میلاد و حسن دارد و در داخل کشور با ادامه تحصیل دفتر وکالت زده و به کار مشغول هستند. آنان چندین بار به اشرف رفتند ولی متاسفانه با کارشکنی مسئولین سازمان در اشرف عراق موفق به […]
آقای مسعود طوسی بخش که اکنون در کمپ اشرف سه در آلبانی مستقر است دو فرزند به نام های میلاد و حسن دارد و در داخل کشور با ادامه تحصیل دفتر وکالت زده و به کار مشغول هستند. آنان چندین بار به اشرف رفتند ولی متاسفانه با کارشکنی مسئولین سازمان در اشرف عراق موفق به ملاقات نشدند. اما این مسئله باعث نشد که روحیه مقاومت و ایستادگی برای رهایی پدرشان کم شود .
اعضای انجمن نجات مرکز مازندران دیداری با میلاد طوسی بخش داشت. در ابتدای ملاقات اعضای انجمن نجات خلاصه ای از وضعیت سازمان در جنگ رمضان و شکست برگزاری تظاهرات سی خرداد در پاریس به ایشان ارائه دادند. و گفتند که اکنون تمام ترس مریم رجوی تفاهم بین آمریکا و ایران می باشد .

میلاد طوسی بخش فرزند مسعود طوسی
آقای طوسی بخش عنوان داشت: من چندین بار در فضای مجازی سعی کردم با آنان تماس بگیرم ولی متاسفانه به محض معرفی خودم من را حذف کردند. آخر ترس شان از یک پیام در فضای مجازی چیست؟ من فقط قصدم اطلاع داشتن از وضعیت پدرم بود نه چیز دیگر.
برای آقای طوسی بخش توضیح داده شد تمام حرفهای مریم رجوی در مورد آزادی بیان اراجیفی بیش نیست. آنها از یک تماس در فضای مجازی ترس دارند. آنان به دنبال نفراتی هستند که بتوانند فریب بدهند و از آنان سوء استفاده کنند .
آقای طوسی بخش عنوان داشت مادرم بیمار است. تا کی باید پدرم به دروغ های رجوی گوش کند ؟ آخر یک لحظه با خودش فکر نمی کند در طول این سالیان به چه چیزی رسیده است ؟ ایکاش قدری گذشته اش را نقد می کرد بعد متوجه می شد همه حرفهای رجوی دروغی بیش نیست .
اعضای انجمن نجات به آقای طوسی بخش توضیح دادند رجوی با اختناق و سانسوری که درون مناسبات برقرار کرده کسی جرات فکر کردن ندارد و هر چیزی که رجوی بگوید باید انجام بدهند .
آقای طوسی بخش در پایان عنوان داشت من و برادرم و مادرم هرگز وی را فراموش نخواهیم کرد و هر زمان هم لازم باشد حاضریم به آلبانی برویم چون یقین داریم با اولین ملاقات پدرم خیلی از مسائل برایش روشن می شود. چون اعتقاد دارم رجوی در این سالها دروغ های زیادی در مورد خانواده به او گفته است و از آنجایی که خبری از بیرون ندارد مجبور است همه چیز را قبول کند. همانگونه که یکی از جدا شده ها عنوان داشت به او گفته بودند پدر و مادرش توسط حکومت کشته شده اند. ولی در ملاقات متوجه دروغ های رجوی شد و همین باعث رهایی وی گردید. حالا می خواهم به پدرم بگویم تا هر زمان طول بکشد دست از تلاش برای رهایی تو بر نخواهیم داشت و ایمان داریم روزی شاهد رهایی تو از چنگال رجوی خواهیم بود.
