چهارشنبه, ۲۹ بهمن , ۱۴۰۴
در اشرف با چوب دستی رژه می رفتیم! 23 بهمن 1403

در اشرف با چوب دستی رژه می رفتیم!

محمد رضا صدیق عضو نجات یافته از سازمان مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی، به مناسبت 22 بهمن ماه خاطره ای از زمان حضورش در سازمان را نقل می کند. او که تجربه سالها حضور در مناسبات مجاهدین را دارد، به یاد روزهایی می افتد که به واسطه مغزشویی های سران سازمان از […]

تناقضات عمیق در سازمان مجاهدین و نابرابری‌ها در ایران فردا 23 بهمن 1403

تناقضات عمیق در سازمان مجاهدین و نابرابری‌ها در ایران فردا

در نگاهی گذرا به وضعیت سازمان مجاهدین و آهنگ ادعاهای آنان در مورد برنامه ده ماده‌ای برای ایران فردا، در می‌یابیم که تناقضات عمیقی در ساختار داخلی این سازمان وجود دارد. ضرب المثلی هست که می‌گوید: “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!” نقدهای سازمان نسبت به نظام حاکم در عمل در داخل […]

پرده ای از زندگی واقعی برای ساکنان کمپ مانز 23 بهمن 1403

پرده ای از زندگی واقعی برای ساکنان کمپ مانز

اعضای انجمن نجات آلبانی، متشکل از اعضای نجات یافته از سازمان مجاهدین خلق و خانواده هایشان و افراد آلبانیایی مدافع حقوق بشر خانواده ای بزرگ را تشکیل داده اند. آنها در کنار زندگی روزمره، رسالتی برای خود تعریف کرده اند برای نجات افرادی که در اسارت تشکیلات رجوی به سر می برند و برای کمک […]

از تجربه تلخم در سازمان مجاهدین خلق تا پایان حسرت ها 23 بهمن 1403

از تجربه تلخم در سازمان مجاهدین خلق تا پایان حسرت ها

زندگی در سازمان مجاهدین خلق با محدودیت‌های بی‌پایان و فشارهای روانی شدید، برای بسیاری از اعضا تبدیل به یک جهنم واقعی شده بود. این سازمان، با کنترل ذهن و شستشوی مغزی اعضای خود، دنیای بیرونی و ارتباطات انسانی را از آنان سلب کرده بود. اعضای این سازمان تحت سلطه‌ بی‌رحمانه‌ای قرار داشتند که حتی کوچک‌ترین […]

دشمنی هیستریک سازمان رجوی با انجمن نجات آلبانی 23 بهمن 1403

دشمنی هیستریک سازمان رجوی با انجمن نجات آلبانی

رجوی تمام تلاش خود را می‌کرد و هنوز هم تمام تلاش خود را می‌کند تا به اشکال مختلف جلوی حضور و فعالیت انجمن نجات در آلبانی را بگیرد چرا که خوب می‌داند اگر این انجمن نباشد و فعالیتی نکند با دست باز خواهد توانست هرگونه فشاری را بر اعضا و خصوصاً جداشدگان اعمال نماید و […]

نمی خواستم مسئول آوارگی دوستانم باشم 17 بهمن 1403

نمی خواستم مسئول آوارگی دوستانم باشم

در سال ۲۰۰۱، زمانی که حدود یک سال از حضورم در سازمان مجاهدین خلق می‌گذشت، یکی از مسئولین سازمان مرا صدا زد و از من خواست که شماره تلفن دوستانم را در اختیارشان بگذارم. او گفت که قرار است با آن‌ها تماس بگیرم و پیشنهاد کاری در ترکیه را مطرح کنم؛ کاری که به گفته […]

نشست‌های طعمه در سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم 17 بهمن 1403

نشست‌های طعمه در سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم

همان طور که در قسمت قبل توضیح دادم، در سازمان مجاهدین، نشست‌هایی به نام “شست‌های طعمه برگزار می‌شد که هدف آن تحقیر، سرکوب و شستشوی مغزی افراد بود. این نشست‌ها در قرارگاه باقرزاده برگزار می‌شد و مسعود رجوی، رهبر سازمان، نقش اصلی را در آن ایفا می‌کرد. در این نشست‌ها، فرد خاطی در برابر جمع […]

بیجار رحیمی: زندگی آن چیزی نیست که رجوی می گوید 15 بهمن 1403

بیجار رحیمی: زندگی آن چیزی نیست که رجوی می گوید

بیجار رحیمی عضو نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی در پیامی به دوستان سابقش در کمپ مانز (اشرف 3)توصیه می کند تا آگاهانه ادامه مسیر زندگی شان را انتخاب کنند. عضو سابق مجاهدین خلق با تأکید بر این نکته که زندگی در بیرون از تشکیلات سازمان، آن طوری نیست […]

خودتان را از قید و بندهای تشکیلات رجوی رها کنید 13 بهمن 1403

خودتان را از قید و بندهای تشکیلات رجوی رها کنید

با سلام خدمت دوستان عزیز امروز بعد از یک کار طولانی در پایان کار آمدم کافه نشستم تا قهوه ای بنوشم و خستگی کار از تنم خارج شود که یاد خاطره ای افتادم در داخل مناسبات که برایتان تعریف می‌کنم. در داخل مناسبات که بودم صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار باش بود و ساعت ۷ شروع […]

پیام بیجار رحیمی برای محمد رضا آغاسی در کمپ مانز مجاهدین خلق 13 بهمن 1403

پیام بیجار رحیمی برای محمد رضا آغاسی در کمپ مانز مجاهدین خلق

بیجار رحیمی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی داستان دردناک خانواده های اعضای مجاهدین خلق را نقل می کند که از نعمت دیدار فرزندان شان محروم هستند و زجر می کشند. او به درخواست برادر محمد رضا آغاسی، پیام خانواده را برای محمد رضا که همچنان در  کمپ مانز مجاهدین […]

همت کن رفیق… 13 بهمن 1403

همت کن رفیق…

محمد آتابای عضو نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی، در پیامی ویدئویی رو به دوست قدیمی اش محمد زارع زاده در کمپ مانزا ( اشرف 3)، 43 سال چشم انتظاری مادر محمد را به او یادآوری می کند واز او می خواهد تا به خاطر مادرش که شده خبری از خودش به خانواده […]

یک قرار پزشکی ساده در تیرانا 13 بهمن 1403

یک قرار پزشکی ساده در تیرانا

محمد رضا صدیق به بهانه رفتن به یک قرار پزشکی ساده، از روزهای سختی یاد می کند که در مناسبات مجاهدین خلق گذرانده است. روزهایی که درد بیماری با درد و رنج خفقان فرقه شدیدتر می شده است. عضو نجات یافته از تشکیلات رجوی در توصیف سازمان می گوید: اسمش برای رهایی بود اما ما را […]

blank
blank
blank