دیدار اعضای انجمن خوزستان با آقای غلامرضا راکی درشهرستان مسجد سلیمان
وی اظهارداشت همانطورکه خبردارید مادرم علیرغم اینکه بیمار بود دراسفندماه گذشته به همراه دیگرخانواده ها برای حضوردراطراف لیبرتی به عراق رفت که متاسفانه خودم بدلیل مشکلات کاری نتونستم با مادرم بروم. اما مادرم وقتی برگشت خیلی افسرده شده بود ومرتب گریه می کرد ومی گفت خدا رجوی را لعنت کند که نگذاشت فرزندم را ببینم
مجاهدین، شادی روباه و دمش؟!!
گروه تروریستی رجوی که براساس هزاران برگ سند و پرونده ی متقن بزرگترین ناقض حقوق بشراست به منبع مورد استناد گزارش های احمد شهید تبدیل شده است! وجای تعجب نیست که ابقای احمد شهید موجب شادی وهیجان فوق العاده سران این گروه تروریستی شده است که این روزها سرازپا نمی شناسند! بنابراین می توان گفت که احمد شهید با هیچ اصل ومنطقی شایستگی احراز سمت گزارشگرویژه سازمان ملل درامورایران را ندارد وارتباط تنگاتنگ وی با گروه تروریستی رجوی مصداق همان ضرب المثل روباه ودمش معروف است! امید است که سازمان ملل به این مهم توجه کرده ودرراستای بازگرداندن اعتبار به جایگاه خود چهره کاملا بی طرف وغیروابسته ایی را جایگزین احمد شهید کند
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده حشمت الله کاربخش از اسیران دربند فرقه رجوی
آقای کاربخش به شرح مختصری ازسفری که به همراه دیگر خانواده های اسیران به عراق برای حضور دراطراف کمپ لیبرتی دراسفندماه گذشته داشت پرداخت و گفت: ما بیش از 120 خانواده بودیم که دراطراف لیبرتی برای گرفتن اجازه ملاقات با عزیزان اسیرمان به مدت چند روزمتوالی جمع شده بودیم.اما واقعا دریغ از وجود یک ذره انسانیت دررهبران وفرماندهان مجاهدین که به هرنحوی سنگ اندازی کردند تا ما نتوانیم عزیزانمان را ببینیم،آنها حتی به افراد نگهبان ونفراتی را که جلوی ما خانواده ها آوردند دستورداده بودند تا صورت هایشان را بپوشانند!
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای جلال جلالی در شهرستان مسجد سلیمان
رهبران این گروهها وبخصوص رجوی بعنوان رهبرسازمان مجاهدین امثال برادر مرا اول با شعارهای دروغین فریب وجذب خودشان کردند وبعد هم بیهوده آنها را به کشتن دادند. اما درمورد خودم باید بگویم که متاسفانه من هم بدلیل جوی که رجوی ازسال 60 به بعد در کشور ایجاد کرده بود تصمیم گرفتم ازایران خارج شوم این بود که درسال 64 و بدون حتی هیچگونه محدویتی با پرواز مستقیم به کشور آلمان رفته و همانجا ساکن شدم.بعد ازرفتن به آلمان سعی کردم بدور ازمسائل سیاسی برای رسیدن به یک زندگی خوب و راحت تلاش کنم که واقعا سختی های زیادی هم برای بدست آوردن آن کشیدم.
رجوی زن ستیز و ادعای حمایت از حقوق زنان
حال به راستی مضحک نیست رجوی ودیگر همپالگی هایش که چنین عملکرد وتفکرات ارتجاعی وعقب مانده وبدورازنرمهای اجتماعی درمناسبات خود دارند ازطرح اختصاص واگن های قطارهای مسافربری برای زنان تحت عنوان طرح سرکوب گرایانه لب به انتقاد بگشایند؟!”به راستی که وقاحت وبی شرمی هم حدی دارد” فرقه ای که روزی با ادعای انقلاب کذایی ایدئولوژیک مدعی مبارزه برای رفع ستم جنسی اززنان ورهایی آنها بود درعمل به ورطه ای سقوط کرد که آنها را به بردگان دست آموز مریم قجرتبدیل نمود
توطئه های فرقه رجوی علیه اعضای جداشده درآلبانی را محکوم می کنیم
قطع و یقین رجوی جنایتکار از اقدامات جنایتکارانه و ضد انسانی خود علیه اعضای جداشده درکشورآلبانی طرفی نخواهد بست و بدون شک نخواهد توانست مسیر محتوم اضمحلال کامل فرقه را عوض کنند. درود به اعضای جداشده ای که درآلبانی هرگز حاضر به پذیرش ننگ ذلت رجوی نشدند.
جمعبندی تحصن موفقیت آمیز خانواده ها در اطراف لیبرتی در دفتر انجمن ماهشهر – قسمت دوم
رستم البوغبیش درادامه توضیحات خود گفت: من الان با خانواده ام زندگی می کنم درحالیکه وقتی درمناسبات فرقه بودم اصلا چنین تصوری برایم محال بود.رجوی همیشه و درهرنشستی که با ما داشت شیادانه می گفت: اگرازمناسبات او جدا شوید به فرض که دولت ایران شمارا اعدام نکند یا دست به خودکشی می زنید ویا به اعتیاد پناه خواهید آورد!!
جمعبندی تحصن موفقیت آمیزخانواده ها دراطراف لیبرتی دردفتر انجمن ماهشهر
ولی اینباربرعکس دفعات قبل افرادی که درمقابل ما قرارگرفته بودند حرکات خشونت آمیزی علیه ما نداشتند که به گفته خانواده ها تا حالا سابقه نداشته.البته عوامل سرسپرده رجوی پارچه های سفیدی را جلوی ما نصب کردند تا ما نتوانیم داخل کمپ را ببینیم،ولی اکثرنفرات آرام وساکت روبروی ما ایستاده بودند.درچند مورد خانواده ها به محل استقرار زنان اسیر نزدیک شدند که برخی ازآنها مرتب می آمدند سرکشی می کردند ومی رفتند
خاطرات آقای عادل کشمیری بعد از بازگشت ازعراق
بنابراین ما طی سه روز دراطراف لیبرتی جمع شده وفریاد ملاقات سردادیم وبخاطرلجبازی رهبران مجاهدین موفق به دیداربا عزیزانمان نشدیم.وقتی داشتیم به ایران برمی گشتیم همه دراتوبوس ناراحت ودرفکر فرورفته بودند پدران ومادران سالخورده طوری گریه وناله می کردند که دل هرانسانی را به درد می آورد
درد دل های خانم شجاعی مادر محمد رضا راکی بعد از بازگشت ازعراق
بهرحال هرچند وضعیت جسمی خوبی ندارم ولی تصمیم گرفتم هرطورشده اینباربه همراه خانواده ها به عراق وبه اطراف لیبرتی بروم.وقتی جلوی لیبرتی رسیدیم گریه کردم وگفتم خدایا کمک کن تا من بتوانم پسرم را ببینم خواستم بروم داخل لیبرتی تا هرطورشده دست پسرم را بگیرم وبا خود بیرون بیآورم.اما سربازان عراقی مانع می شدند من که متوجه نمی شدم چه می گوید یکی از خانواده های عرب زبان حرف آنها را برایم ترجمه کرد وگفت می گویند جلوترازاین نمی توانید بروید! گفتم به او بگوفرزندم دراینجا گرفتاراست، من یک مادرم که سالهاست ازدیدن او محروم شدم باید بروم داخل تا اورا ببینم.که بازمی گفت نمی شود!
بازگشت سرافرازانه خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی به خاک میهن
خانواده ها دراین سفر علاوه بر فعالیت های افشاگرایانه دراطراف کمپ لیبرتی توانسنتد نمایندگانی را ازجانب خود برای ملاقات با نمایندگان یونامی بفرستند.نمایندگان خانواده ها در دیدار خود با نمایندگان یونامی علاوه بر بیان خواسته های به حق خانواده ها یعنی حق ملاقات آنها با عزیزانشان گوشه هایی ازفریبکاریها وجنایات فرقه درحق اسیران را به اطلاع آنها رساندند
تبریک به دوست و هم بند سابقم در فرقه رجوی علی اصغر بابا پور
خبر رهایی ات را ازفرقه رجوی به تازگی شنیدم که ازاین بابت بسیارخوشحال شدم.اصغر جان اگرچه سالها طول کشید تا تو بتوانی بالاخره خودت را ازجهنم مناسبات فرقه رجوی نجات دهی ولی هم اینکه دراین مرحله نجات پیدا کردی جای بسی تبریک هم به خودت وهم خانواده ات که سالها درانتظار بازگشت دوباره ات بودند دارد.