دوشنبه, ۴ اسفند , ۱۴۰۴
گزارش نویسی اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق 03 آبان 1404
ابزار فشار بر نیروها در مناسبات مجاهدین

گزارش نویسی اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق

در سالها و یا بهتر بگویم دهه های حضورم در مناسبات مجاهدین خلق، روزها و شب های سختی را پشت سر گذاشتم. لحظات در تشکیلات رجوی به طرز شکننده ای سخت می گذرند چرا که اعضا تحت فشار مداوم جسمی و ذهنی قرار دارند. یکی از ابزار فشار، نشست های متعدد شستشوی مغزی بودند که […]

پیام غلامعلی میرزایی برای علی مدد صادقی در کمپ مانز مجاهدین 26 مهر 1404
تنها راه نجات، جدایی و فرار از تشکیلات منحوس رجویست

پیام غلامعلی میرزایی برای علی مدد صادقی در کمپ مانز مجاهدین

خدمت دوست خوبم علی مدد صادقی عرض ارادت و درود علی مدد جان ، در این مدت که در دنیای آزاد بسر می برم تمام لحظاتی که با هم بودیم و به اصطلاح محفل میزدیم و کلی می خندیدیم و سرگرم می شدیم از یاد و خاطرم نمی رود. من بسیار منتظر جدا شدن شماها […]

عباس جان امیدوارم به زودی در دنیای آزاد همدیگر را ملاقات کنیم 21 مهر 1404
پیام غلامعلی میرزایی به عباس فرجی

عباس جان امیدوارم به زودی در دنیای آزاد همدیگر را ملاقات کنیم

با سلام خدمت دوست و همشهری گرامیم عباس فرجی. سلامی پر از مهر و محبت. عباس جان مدت مدیدی است که بعد از بازگشتم خبری از شما و برادر عزیزتان اصغر ندارم اما همیشه یاد و نام شما در ذهنم بوده و پیگیر شما هستم. دوست عزیز ؛ من در اینجا در کنار خانواده مشغول […]

خودکامگی مسعود رجوی مجاهدین را به قهقرا برد 13 مهر 1404
رهبری که رهبر نبود

خودکامگی مسعود رجوی مجاهدین را به قهقرا برد

رجوی در سال 60 با کشتار انسان های بیگناه و با کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی و سپس با فرار به فرانسه بلافاصله با فیروزه بنی صدر ازدواج کرد تا جایگاه خود را در میان اپوزیسیون خارج نشین با عنوان دامادی بنی صدر نشان دهد اما بعد از مدتی بعلت خودکامگی و خوی […]

خانم رجوی از کدام آزادی سخن می گویی؟ 28 مرداد 1404

خانم رجوی از کدام آزادی سخن می گویی؟

این روزها سران فرقه رجوی بخصوص مریم عضدانلو از آزادی و دمکراسی و رهایی خلق سخن می گوید. رو به مریم رجوی می گویم: من عضو جدا شده که 15 سال در مناسبات و تشکیلات شما بودم می خواهم واقعیت های آنجا را که خود در آنجا بوده ام، بازگو کنم. شما از کدام آزادی […]

دیدید که محاسبات رجوی باز هم اشتباه از آب در آمد 03 تیر 1404

دیدید که محاسبات رجوی باز هم اشتباه از آب در آمد

بار دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی که سودای سرنگونی و تجاوز با کمک مزدوران حلقه بگوش به خاک وطن عزیز را داشتند شکستی مفتضحانه در برابر اراده ملت ایران را لمس و به خواری و ذلت پا پس کشیدند و اینگونه در برابر اراده این مردم زانو زدند. حرفم به دوستانی است که سالیان در […]

چگونه و چرا در دام سازمان مجاهدین افتادیم 26 خرداد 1404

چگونه و چرا در دام سازمان مجاهدین افتادیم

ممکن است برای مردم و یا برای خانواده های مرتبط با انجمن نجات این سوال پیش آید که چطور اسرای ما در دوران دفاع مقدس جذب دار و دسته رجوی شدند و جوانی خود را در این تشکیلات از دست دادند و سازمان چگونه از آنان استفاده نمود. راستش دلایل مختلفی وجود دارد که در […]

پرواز ذلت مسعود رجوی و سرآغاز مزدوری برای صدام 17 خرداد 1404

پرواز ذلت مسعود رجوی و سرآغاز مزدوری برای صدام

روز 17 خرداد سال 1365، در اوج جنگ ایران و عراق و در حالی که ایران تحت شدیدترین حملات موشکی عراق قرار داشت مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق تصمیمی جنجالی گرفت و با خروج از فرانسه به عراق رفت و با صدام حسین رئیس جمهور دیکتاتور وقت عراق دیدار و همکاری رسمی برقرار نمود. […]

نامه خانواده گودرزی به برادرشان هوشنگ گودرزی در کمپ مجاهدین 13 خرداد 1404

نامه خانواده گودرزی به برادرشان هوشنگ گودرزی در کمپ مجاهدین

برادر عزیزمان هوشنگ جان امیدوارم که حالت خوب باشد. اکنون که این نامه را می نویسیم سال هاست که تو از ما دوری و ما بارها برایت نامه نوشتیم. ولی متاسفانه هیچ جوابی دریافت نکرده ایم. امیدواریم که این نامه بدستت برسد و ما را از نگرانی در بیاوری و جوابی بدهی ، امیدواریم که […]

برای خواهرم زهرا قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 27 اردیبهشت 1404

برای خواهرم زهرا قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

زهرا جان سلام امیدوارم که حالت خوب و سلامت باشی، چندین مرتبه برایت نامه نوشتم اما خبری از تو نشد. در هر صورت ما در اینجا همچنان به یاد تو هستیم و منتظر شنیدن صدا و یا دیداری با تو خواهر عزیز. ما را در این راه کمک و یاری کن و بخواه با ما […]

نامه امیر خطیبی برای برادرش محمد خطیبی در کمپ مانز مجاهدین 23 اردیبهشت 1404

نامه امیر خطیبی برای برادرش محمد خطیبی در کمپ مانز مجاهدین

سلام محمد جان من برادر کوچکت امیر این نامه را برای شما برادر عزیزتر از جانم می نویسم. من همیشه پیگیر سلامتی تو بوده ام و از خدا برای برادر عزیزم آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. خیلی دلم برای دیدار تو دلتنگ شده، امیدوارم روزی زود تو را ببینم محمد جان. من و خواهرانم آرزوی […]

مادر ژیلا کاکاوند: دخترم با من تماس بگیر تا جان دوباره ای بگیرم 21 اردیبهشت 1404

مادر ژیلا کاکاوند: دخترم با من تماس بگیر تا جان دوباره ای بگیرم

ژیلای عزیزم ، دختر نجیب مظلوم و غریبم سلامی به بلندای عمرم و از عمق دلتنگی وجودم، ای گمشده من کجایی؟ کجایی تا شرح دهم دلتنگی هایم را. و برایت بگویم از حسرت های به دل مانده ام و از ناگفته های درونم که همواره در طول روز برایت و در غیابت زمزمه می کنم. […]

blank
blank
blank