اقدامات طراحی شده سازمان در مسیر مصاحبه های پناهجویی
. این زورگویی شاید برای اولین بار در تاریخ تعاملات و اقدامات اجرایی بیش از 50 سال اخیر صلیب سرخ هست که به این نهاد بشردوستانه اعمال و بعنوان تکلیف ادعا می گردد. شاید این اقدامات جنون آمیز رجوی بتواند بیشتر از این دامن ناپاک تشکیلات وطن فروش و ضد انسانی وی را بر افکار انسانهای آگاه و حسابگر بنمایاند.
تکلیف مجاهدین در صورت انتقال به جمهوری آذربایجان
طبعا با فرض حضور مجاهدین در آن کشور برای عدم اشاعه هرگونه جرات اظهار نظرهای سیاسی حداقل های لازم را برای رسانه ای شدن آنان نخواهد پذیرفت چراکه مشخصا با اعتراضات مردم خود برای آزادیخواهی مواجه خواهد شد. بنظر میرسد این دفعه دقیقا مجاهدین فقط برای فریزر شدن به آنجا برای ساختن اهرم فشار سیاسی به ایران منتقل میشوند و دیگر ارائه امکاناتی همانند پادگان اشرف وجود نخواهد داشت و بایستی زندگی سالمندانه ای خود را در منطقه ای سردسیر تجربه کنند.
پایان روزهای تیره در پادگان اشرف
مشخصا سازمان مجاهدین از مرحله پنجم انتقال ساکنان اشرف بایستی حساب کار دستش آمده باشد که علیرغم هر وعده توخالی داده شده مسعود رجوی به قربانیان سازمان برای ایجاد مقاومت در قبال بازرسی اموال قابل انتقال و هکذا بازرسی بدنی معمول در هر گوشه دنیا چه برسد به یک گروه تروریستی شناخته شده، حتما چشم و گوش های مراقب نیروهای عراقی اجازه کوچکترین سواستفاده ای را به آنان نخواهد داد تا باز شیطنت خونباری را به راه بیندازند.
شعار جدید کشف شده از سران فرقه رجوی
رجوی این حضور خانواده ها را به این صورت تعبیر کرد:« جنگ صد برابر از طرف رژیم برای شما شروع شد». و لی پس از حضور یک ماهه خانواده ها در مقابل قرارگاه نگذشته بود که خود رجوی اعلام کرد خانواده ها ضربه ای را به سازمان زدند که سازمان از بمباران ندیده بود ودفتر جنگ صد برابر درآن موقع بسته شد اما امروز برای روحیه دادن به نفرات در زنجیر و برای حفظ مجددا شعارعزیمتی به سوی جنگ صدبرابر و یا گردان جنگاور– می جنگم می نازیم، ما پیروزی می سازیم را می دهند.
اشرف زیر پای اهل خالص، سران فرقه زخم خورده
امروز مردمی در اطراف کمپ اشرف خوشحال هستند که سالهاست می خواستند از دست این فرقه رها شوند و زمینهای از دست رفته خودشان را پس بگیرند واگر یادتان باشد 2 سال پیش استانداری خالص گفته بود که بعداز اخراج سازمان مجاهدین آن کمپ پارک شهر خالص خواهد شد وآن روز در چند ماه آینده محقق خواهد شد و زمین های اشرف زیر پای اهل خالص خواهد بود و دیگر ترس در وجودشان نخواهد بود که اگر به کمپ نزدیک شویم به ما حمله بشود.
هشدار نسبت به کشته سازی در اشرف
نفرات باقی مانده در اشرف در دو دیدگاه می باشند. دسته اول مخالفین فرقه گری و دسته دوم گروه فشار رجوی، که دسته دوم می خواهند نفرات مخالف را قبل از خروج در اشرف دفن کنند و مریم رجوی هم برای آنها در فرانسه مراسم بگیرد تا از این طریق عناصر ناراضی که در فکر جدا شدن از مجاهدین هستند حذف شوند و تمامی اطلاعات پنهان باقی مانده به عنوان نمونه می توان به از بین بردن فرمانده فتح اله و ترابی در فرقه رجوی اشاره نمود که یکی را دق مرگ و دیگری را در زیر شکنجه کشتند
فرقه رجوی و هشدار به صلیب سرخ در خصوص نامه نگاری خانواده ها
این روزها سران فرقه رجوی از شکست دیوارهای بتنی اشرف دست به هر اقدامی می زنند تا بتوانند در کمپ ترانزیت همان دیوار بتنی را ایجاد کنند اما دست شان خالی است و از این شاخه به آن شاخه می پرند. فرقه رجوی در روز سه شنبه 12 اردیبهشت ماه جاری با انتشار خبری مبنی بر «هشدار به سوء استفاده حکومت ایران از صلیب سرخ جهانی علیه اپوزیسیون» چنانکه در جریان هستید پیش از این اطلاعیه جدا شده های این فرقه این هشدار را داده بودند که سران فرقه رجوی در تدارک حمله به نماینده های صلیب سرخ هستند
بهانه های مجاهدین هرگز تمام شدنی نیست
رهبران فرقه رجوی چون نتوانستد قبل از انتقال نیروها به کمپ ترانزیت کشته سازی کنند با درخواست باج گیری از دولت عراق مثل فروش اموال وماندن یک سری برای پاک سازی اشرف وفروش آنها، دولت عراق برای ماندن یک سری از نیروهای وفادار رجوی تن بدهد تا اعضا آنها زمان بیشتری را در مقر اشرف سپری کنند و رهبران فرقه برای نیروهای خود این مطلب را القاء نمایند که دیدید اشرف ماندگار شد و اگر دولت عراق به آن دسته برای حل وفصل اشرف فشار آورد آنها عملیات انتحاری انجام دهند تا برای فرقه خوراک تبلیغاتی مهیا گردد.
اهداف قابل تامل در تعلل مجاهدین برای انتقال به کمپ ترانزیت
انتقال گروه پنجم ساکنان اشرف به تعویق افتاد. این در حالی است که افراد و وسایل همراه هر گروه اعزامی به جهت سابقه اقدامات فریبکارانه سازمان , بطور قانونی و بدقت بازرسی میشوند. شاید سازمان اینگونه تلقی می نمود که بتواند بعضی از اسناد و لوازم خاص را با اعتماد سازی در مراحل اولین در اکیپ های بعدی جاسازی و انتقال دهد ولی کشف سلاح گرم و سرد و حتی بیسیم نظامی و…. از گروه سوم به بعد توسط نیروهای عراقی , بسیج آنان را برای دقت مضاعف بیشتر نمود.
بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟
ترک فرقه و بریدن از ایدئولوژی فرقه ای بسته شدن آخرین درهاست. گذشته پشت سرگذاشته شده است و ما باید راه خود را البته به تنهایی بدست آینده با بوجود آوردن روابط جدید و دوستان جدید از نو شروع کنیم. واقعیت اینست که از کنار بزرگترین واقعه عمر خود نمی شود براحتی گذشت ولی زندگی مسیری طولانی دارد و گذشته ها باید در گذشته بماند. باید عضویت خود در فرقه را تجزیه و تحلیل کرده و در حالیکه با فریب و برنامۀ گام به گام نفوذ به کار گرفته شده که ما را بدرون گروه کشانده آشنا شویم و نسبت بخودمان کمتر سخت گیری کنیم و از چیزهای ساده لذت ببریم.
پایان دوران” برده داری” در اشرف!
جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.
روز جهانی کارگر و دسیسه مجاهدین
شاید تکان دهنده باشد که بگوییم تاکنون 1192 مورد ترورهای نظامی سازمان در ایران و بعد از 30 خرداد از قشر همین زحمتکشان بوده است. یا فرمان تیراندازی و قتل سه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه مگر از یادمان می رود که مانع عبور تیم خمپاره زنی مجاهدین شده و نهایتا مهوش سپهری (نسرین) در تعیین تکلیف موضوع از پشت بیسیم فرمان قتل این سه کارگر را صادر می کند!؟. و نهایتا مگر فراموش کرده ایم 3400 تن از اعضا قبل از سقوط دیکتاتور عراق شبانه روزی و همچون برده های رومی و بغایت با کیفیتی بیشتر از آنان در گرمای عراق برای اجرای سیاست دنبال نخود سیاه رفتن! میبایست کار می کردند تا مجال فکر کردن نداشته باشند