خودکشی آقای احمد رازانی یا اعدام ایشان توسط مجاهدین!؟
امروز که از سایت این خبر را شنیدم که رهبران فرقه اعلام کرده اند احمد رازانی خودکشی نموده برای من که با او هم صحبت بودم قابل هضم نیست چون ایشان اگر قرار بود خودکشی کند درآن سال که از همه جهت تشکیلات بسته بود این کار را می کرد نه امروز من به این یقین دارم که ایشان به خاطر اعتراض در نشست های درونی به ایشان حکم اعدام دادند وآن را اجرا نمود تا سه مسئله در مناسبات در حال فروپاشی را حل کنند.
احمد رازانی؛ مهربان بود و همواره کمکمان می کرد
از زمان طلاق اجباری در قعله اشرف وی تسلیم زور مداری رجوی خائن نبود و صرفا حضور دو فرزند دختر و پسرش که آنها نیز با فریب دیدار با پدرشان به اشرف کشاند ه شده بودند مجبور به حضور در قرار گاه بود. سکوت وسکوت وسکوت هیکل ضعیف و پیرمردی در وی نفوذ کرده بود گویی در سالها ی 70 او کشته شده بود ولی فعالیت ایشان قابل احترام بود بلا شک باور کردن خودکشی او سخت است
نمایش مسخره پناهندگی رجوی دجال!
رجوی در اوج بیشرمی خودش و نفراتش را پناهنده به امام حسین معرفی میکرد. او به خانواده های مراجعت کننده در زمان صدام برای ملاقات می گفت چنین کسی در اینجا نیست و حالا همان مردان و زنان پیر و درمانده را عوامل دولت ایران خطاب کرده و ملاقات با آنان را گناهی نابخشودنی دانسته و از آن اقدام ممانعت بعمل می آورد.
شکست و ذلت مریم و پایان سیاسی گری او
رجوی در جلسه شورای ملی که دیگر نفرات غریبه نداشت بجز آقای هزارخانی وخانم متین دفتری و خانم هشترودی , اینها در شورا غریبه بودند با بحث های طولانی رئیس جمهور تشکیلات فرقه رجوی را در شورا معرفی کرد و رای گیری شد , در همین ماهها بود که در درون فرقه با شعر رشد ایدئولوژی در درون فرقه و بیرونی کردن انقلاب درونی در یک نشست، ریاست جمهوری مریم را به نفرات موجود در فرقه اعلام کرد
سیمای فرقه رجوی و شگردها
این روزها سازمان با تدوین سلسله برنامه های تلویزیونی سعی در حضور نوک قله عناصر سرخورده و گاها آماده برای فرار اعضا و سایر نفرات سرکوبگر ولی وارفته خود نموده است. این روشهای بیرونی کردن بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور از سوی رجوی خائن طرح و شروع گردیده است.
مجاهدین و استمالت از امریکا و رسوایی پشت رسوایی
اخبار رسیده حاکی از تمام لایه های تشکیلات فوج های فرار در حال عملیاتی شدن هستند و بحول و قوه الهی شاهد اتفاقات مسرت بخشی از فرو پاشی خواهیم بود. عزیمت داوطلبانه خانواده ها از شهرهای مختلف و گسترش سنگر درب اشرف خواب و آرامش را بر فرماندهان جنایتکار سازمان حرام کرده است.
13 آبان سال 1358 یادآور دورویی مجاهدین در مقابل امپریالیسم
فهیمه اروانی – عباس داوری – مینا و لعیا خیابانی – فتح الله نژاد و…. از مسئولین سازمان واز بچه های تبریز جزو دست اندرکاران تسخیر کنسول گری امریکا در تبریز بودند. جالب اینکه از میان نفرات نامبرده فهیمه اروانی و از مسئولین اول سابق سازمان در اشرف بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور برای امریکاییان در مذاکرات فروش اطلاعات حاصل از جاسوسی دم تکان میداد و تلاش داشت دستاوردهای فکری جدید سازمان را که خط همزیستی مسالمت آمیز و سازشکاری با امریکا بود به طرف های امریکایی بفهماند.
تحمل پذیری بالاجبار مجاهدین برای اعضای خواهان جدایی
شنیده ها از نفرات جداشده اخیر حاکی از آنست که سازمان برای عدم خروج نفرات از تشکیلات به هر دری زده و حتی می پذیرد اعضا اعلام بریدگی نموده و فقط فرار نکنند.!! عجب روزهایی را بعد از حکومت صدام حسین جنایتکار شاهد هستیم روزهای وحشتناکی که نفر برای کوچکترین خواسته فردی توی نشست عملیات جاری یا همان بلوای شستشوی مغزی له می شد
قدردانی از حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف
شاید باور کردنش برای هر فعال حقوق بشری سخت باشد ولی در هرحال و ناچار شاهد ظلم و تجاوز به حقوق انسانی از سوی گروه و فرقه ای هستیم که با ادعای آلترناتیو بودن به خانواده اعضای متقاضی ملاقات جواب رد می دهد تنی چند از آنان را به یاوه گویی علیه عزیزان خود وا می دارد و درآخرین نمایش مریم ادعا می نماید اینان جاسوسان فرو مایه اند
آقای رجوی از 27 سال پیام دادن در اول مهر ماه خسته نشده ای؟
آری این کج راهه روندگان ماهیتی نزد هیچکس ندارند حتی پیش زندانیان سابق هوادارشان. مگر نه این است که در درسال 1373 همان دانش اموزان ودانشجویان از زندان بیرون امده که به تعداد اندک گذرشان به اردوگاه اشرف افتاده بودند به ظن همکاری باایران بطور جمعی چندماه برای شکنجه برده میشوند. اینجانب به رجوی و عفریته بازی خورده وسران جنایتکار سازمان مجاهدین اعلام می نمایم رنگ شان دیگر حنایی ندارد
رهبران فرقه رجوی و بوی گند فساد اخلاقی
این است شعارهای توخالی رجوی که بالای سن خرج می کرد و یکسری هم فکر می کردند رجوی دنبال آزادی زن مجاهد خلق می باشد و برای آزادی زن قدم می گذارد نه به قول دختر بنی صدر که در کتابخانه یکی از یگانها که هنوز تصفیه نشده بود خواندم که از زبان او نوشته بودند که گفته مسعود یک فرد هوسباز است به همین خاطر من جدا شده ام. اما واقعیت ها به مرور زمان برملا می شود و تشکیلاتی به اصطلاح آهنی با رهبری فاسد و افرادی فرومایه و ملیجک صفت که چشم بر روی همه حقایق بستند، از درون متلاشی می شود.
سخنرانی های رضا اکبری نسب در مقابل درب ورودی اشرف – قسمت دوم
هیچیک از صورت جلسات مربوطه را در ارگانهای رسمی سازمان ملاحظه نکرده ام و درست آنست که جلسه ای در کار نیست تا صورت جلسه ای داشته باشد. تنها واقعیت موجود، تنها صدور فرمان رهبری است که با رنگ و لعاب مذهبی ارائه شده و لازم الاجراست. این شیوه ی رهبری هیچ فرقی با نظام شاهنشاهی نداشته و تنها واژه های” اعلی حضرت”،” والا حضرت”،” ظل اله” و… درشکل” آفتاب تابان”،” انقلاب مریم”،” رئیس جمهور منتخب”،” رهبر عقیدتی” و… بازتولید میشود.