آینده سازمان مجاهدین
آینده سازمان چون با صدام گره خورده بود ودیگر درعراق صدامی وجود ندارد که رجوی از دیکتاتوری آن استفاده کند وبرای خود جایگاه درست کند ودرکشورعراق ازشمال تا جنوب آن برای مزدوری پایگاه داشته باشد. ورهبران فرقه رجوی تا امروز فرصتها را از دست داده وباید امضاء کنند که بعداز 28 سال در مزدوری به حیات خودم پایان می دهم. تا نیروهای آگاه موجود درآن کمپ خود تصمیم بگیرند. ومن آروز دارم بچه های زندانی از اشرف آزاد شوند ودر یک کشور ثالث اقامت کنند.
نامه سیروس غضنفری به نمایندگان پارلمان اروپا
من بعنوان یک انسان آزاد امروز برای شما این نامه را نوشتم واز شما درخواست کمک طلب کردم وامیدوارم من را یاری کنید تا بتوانم به هدفم در این مسیر برسم ودوستانم را آزاد کنم.تمام خاطراتم وفشارهای وارده برما تلخ است به همین خاطر از شما درخواست کردم تا اجازه شکایت رادر دادگاه های شما به من بدهند تا بر علیه رهبران فرقه بخصوص مریم رجوی که در خاک فرانسه هستند شکایت کنم وعمرم که در اسارت آنها تلف شده باز خواهی کنم. نمانیده های کشورهای اروپائی وآمریکائی وجامعه بین المللی به من ودوستانم کمک کنید تا انسانهای اسیر را آزادکنیم.
پاسخ به پیام شیر همیشه خفته مسعود رجوی
آقای رجوی من به خوبی می دانم معنی وقوع فاجعه انسانی در پادگان اشرف در صورت تحویل به دولت عراق را(که البته علیرغم ادعای شما این امر صورت پذیرفت) را فهمیدم و ناخودآگاه به یاد خودسوزی هایی که بعداز دستگیری مریم در 17 ژوئن رخ داد افتادم شما در این پیام به وضوح مسئولین عراقی را به تکرار آن فجایع و البته این بار به شکل اعتصاب غذا تا مرگ تهدید کرده اید.
سخنی با رهبران فرقه مجاهدین
تئوری شما مثل تئوری”شیطان پرستی” که دراوج حل شدن درآن ایدئولوژی خودکشی میباشد. در ایدئولوژی شما که ذوب در تئوری انقلاب بود در گام اول زنها باید عقیم می شدند. وشرایط عراق نگذاشت برای مردها نیز چنین کاری را انجام دهید.گام بعدی را در دستگیری شما شاهد بودیم، خودسوزی بود و ماهم درآن شرایط با تکمیل تئوری شما یک روز درقرارگاه وقت داشتیم تا به آماده بودن در خودسوزی تعهد بدهیم.
سوء استفاده مجاهدین از شهروندان ایرانی
فرقه تروریستی مجاهدین تحت پوشش وعنوان جعلی”هما خبر” با شخصی بنام شهناز غلامی ارتباط برقرار کرده ودر جهت جاسوسی خبری از وی سو استفاده می کردند. از چندین ماه قبل طبق اخبار واصله شهناز غلامی به اتهام همکاری با فرقه تروریستی مجاهدین دستگیر شده است و در واقع این یک شیوه قدیمی شناخته شده فرقه تروریستی رجوی است که با عناوین جعلی گوناگون از جمله”هما خبر” شهروندان ایرانی را مورد سو استفاده قرار داده و به اهداف مورد نظرشان هدایت وموجبات گرفتاری آنها را فراهم می نماید.
تسلیت به خانواده محترم عزتی عبدالجبار
اخیرا با خبر شدیم آقای اصغر عزتی عبدالجبار که خانواده محترم ایشان از خانواده های قدیمی و صمیمی این انجمن می باشد فوت کرده است. این انجمن ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان، برای آن مرحوم از خداوند متعال رحمت الهی و برای بازماندگان صبر جمیل مسالت مینماید.
خاطرات محمود هاشمی – قسمت ششم
دوباره ما را سازماندهی کردند و همه نفرات سطح من را در FMجدید خراسان جمع کردند فکر میکنم حدود 250 نفر می شدیم. همان شب اول چند نفر فرار می کنند اوضاع قرارگاه بهم ریخته می شود و بلوچها با سر نوشابه به روی فرماندهان تیغ می کشند. بخاطر فرار بچه ها خروج به بیرون برای ورزش و دویدن ممنوع می شود. در خروجی هر قرارگاه درهای آهنی بزرگ نسب میشود و تعدادسیم خاردار و سیم پنس را افزایش میدهند و آرام آرم بعد از یک ماه آمار کل FM جدید را می گیرند از 250 نفر حدود 110 نفر مانده بود و بخاطر حفظ روحیه هر شب فیلم سینمایی و بستنی و امثالهم میدادند.
خاطرات محمود هاشمی (قسمت ششم)
دفتر انجمن نجات- تبریز- آذربایجان شرقیمصاحبه با FBI و وزارت خارجه آمریکامصاحبه با FBI و وزارت خارجه آمریکا شروع شد. اکثرا بعد از مصاحبه همان جا ماندند و به سازمان نیامدند و بعد از این اقدام نفرات قرارگاه 7 از هم پاشید و همه را بین قرارگاه ها دیگر تقسیم کردند. حدود 40 نفر از […]
خاطرات محمود هاشمی (قسمت پنجم)
دفتر انجمن نجات- تبریز- آذربایجان شرقی در جلولا و بازگشت مجدد به اشرف: در جلولا به ما آموزش فشنگ گذاری تانک در دو جلسه یک ساعت گذاشتند و آموزش دوشکا فقط یک جلسه آن هم در حد باز بسته کردن. میدانستم اگر داخل تانک باشم امکان فرار وجود ندارد به همین خاطر اصرار کردم جای […]
خاطرات محمود هاشمی – قسمت پنجم
شنیده بودم چند نفر از بچه های بلوچ که گفته بودند برمیگردیم، به مرز ایران می برند و می گویند اینجا ایران است می توانید بروید وقتی آنها می روند از پشت تیراندازی می کنند و همه کشته م تنها یک نفر زخمی و توانسته خود را نجات دهد و این خبر را موقعی که در تیف بودیم شنیدیم و حتی آن نفر که فرار کرده بود با بچه های بلوچ در تیف تماس تلفنی برقرار کرده بود. از سر نوشت فریدون و فرشید وچند نفر دیگر که موقع پراکندگی نگه داشته بودن خبری نبود وقتی می پرسیدیم می گفتند که به قرارگاه دیگر منتقل شده اند و احتمالا به سر نوشت بلوچها گرفتار شده اند.
خاطرات محمود هاشمی (قسمت چهارم)
انجمن نجات – دفتر تبریز- آذربایجان شرقیداخل سازمان:همان هفته اول شروع کلاسهای تاریخچه سازمان بود و اواخر همان هفته عصر بود که گفتند نشست رهبری است و گفته شد لباس های سبز خود را بپوشید. شب به محل بر گزاری نشست سالن اجتماعات رفتیم ( اواخر آبان 81 ) ما را به ترتیب وارد محل […]
خاطرات محمود هاشمی – قسمت چهارم
از آن روز در پذیرش جنب وجوش زیادی دیده می شد و همه چیز به قول معروف بشماره سه شده بود. هر ساعت کلاس و آموزش داشتیم. من در کلاس اید ئولوژی معمولا شرکت نمی کردم و می گفتم اعتقاد ندارم و می دانستم با این کارها بچه ها را شستشوی مغزی میکنند. مثلا در آخر همه صحبت ها ی امام حسین به مسعود ومریم ختم می شد. حتی مورد بسیار مهم در همان نشست شب قدر یک آخوند بنام جلال گنجه ای با چاپلوسی خطاب به مریم کرد گفت: تو کارهایی را انجاه داده ای که حضرت فاطمه نتوانسته انجام بدهد و بعد به مسعود گفت: حتی شما با این کارها دست حضرت علی را از پشت بسته اید واز این جور مزخرفات. به همین خاطر واقعا بدم می امد ودر ماه محرم وقتی که دسته ها عزاداری راه می انداختند سر نوحه ها وصل می شد به مربم مثلا با انقلاب مریم با انقلاب مسعود نهضت حسینی ادامه دارد