پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
نامه ای به برادرم رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 22 اسفند 1400

نامه ای به برادرم رضا بلالی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

رضا جان سلام حالت چطور است. چند روزی به پایان سال 1400 باقی نمانده و وارد سال جدید می شویم. چندین سال گذشت و من همچنان از شما بی خبرم. نمی دانم در کمپی که هستی وضعیت روحی ات چگونه می گذرد. خبر دارم در کمپ محل زندگیت آزاد نیستی. اگر آزاد بودی تماسی با […]

نامه محمد جواد خلیلی فیجانی به فرشته خلیلی فیجانی در کمپ آلبانی 19 اسفند 1400

نامه محمد جواد خلیلی فیجانی به فرشته خلیلی فیجانی در کمپ آلبانی

سلام فرشته، عمو جان خوبی؟ هر موقع دلم برای شما تنگ می شود نامه ای برای شما ارسال می کنم که شاید نامه مرا ببینی و جواب مرا بدهی. من می دانم شما در کمپی در آلبانی زندگی می کنی و من نگران شما هستم. با کسانی زندگی می کنی که برادر مرا از من […]

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین در آلبانی 18 اسفند 1400

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین در آلبانی

جعفر جان سلام سال 1400 رو به اتمام است و خبری از شما نشد حتی تماسی با من نگرفتی که بدانم در چه وضعیتی هستی! من بیشتر نگران وضعیت جسمی شما هستم. خبر ندارم که بیماری شما مداوا می شود یا خیر؟! و از طرفی نمی دانم ویروس کرونا در کمپی که هستی در چه […]

فواد بصری: مریم رجوی مفهوم آزادی را نمی فهمد 18 اسفند 1400

فواد بصری: مریم رجوی مفهوم آزادی را نمی فهمد

فواد بصری از اعضای سابق مجاهدین خلق به عنوان کسی که مناسبات سازمان مجاهدین خلق را از نزدیک تجربه و لمس کرده است رویکرد ضد زن فرقه مجاهدین خلق را نقد می کند. فواد بصری به صحبت های اخیر مریم رجوی در آستانه روز زن اشاره می کند و می گوید: کسی باید از آزادی […]

نامه محمد سلامی به مریم نقدی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 18 اسفند 1400

نامه محمد سلامی به مریم نقدی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

مریم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری ندارم. نمی دانم به لحاظ جسمی سالم هستید یا خیر! تا به حال چند نامه برای رضا ارسال کردم اما جوابی از او نگرفتم. از وضعیت برادرم رضا هم خبری ندارم با خودم گفتم نامه ای برای شما بنویسم شاید جوابی از […]

نامه خانواده محمد جعفر نجفی به نخست وزیر آلبانی 17 اسفند 1400

نامه خانواده محمد جعفر نجفی به نخست وزیر آلبانی

آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با احترام به شما ما خانواده محمد جعفر نجفی هستیم. فرزند ما چندین سال است در سازمان مجاهدین است و در کشور شما آلبانی زندگی می کند. ما از وضعیت فرزندمان هیچ اطلاعی نداریم. سازمان مجاهدین به فرزند ما اجازه تماس با خانواده خود را نمی دهد. […]

نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی 15 اسفند 1400

نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی

امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است خبری از شما ندارم و دلم برای شما تنگ شده است. نمی دانم در کمپ آلبانی در چه وضعیتی هستی! تمام خانواده نگران حال شما هستند. چرا با خانواده ات تماسی نمی گیری و آنها را از نگرانی در بیاوری؟! در بین خانواده فقط جای شما خالی است. […]

هنگ حنیف تشکیل نشده متلاشی شد 15 اسفند 1400

هنگ حنیف تشکیل نشده متلاشی شد

در پادگان اشرف که بودم مسئول ارکان نشستی گذاشت و در نشست گفت برادر گفته چنان هنگی از بچه های سازمان بسازم که همه در حیرت بمانند و اسم آن را هنگ حنیف گذاشته است. من گمان کردم قرار است نام ارتش آزادی بخش را به هنگ حنیف تغییر دهند! ذهنم تا حدودی درگیر این […]

نامه ولی الله گل ریزان به فرزندش عباس در کمپ آلبانی 09 اسفند 1400

نامه ولی الله گل ریزان به فرزندش عباس در کمپ آلبانی

عباس سلام من در شرایطی این نامه را برای شما می نویسم که به لحاظ جسمی خوب نیستم. چرا این کار را با من می کنی؟ چرا تماسی با من نمی گیری و دل مرا شاد کنی؟! یادت می آید زمانی که در عراق بودی در پادگان اشرف شما را ملاقات کردم. با هم حرفهایی […]

نامه مادر مصطفی قائدی به فرزندش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 08 اسفند 1400

نامه مادر مصطفی قائدی به فرزندش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

مصطفی سلام حالت خوب است؟ در کمپی که زندگی می کنی نمی دانم در چه وضعیتی هستی؟ نمی دانم در شرایط ویروس کرونا چگونه از خودت مراقبت می کنی؟ تماسی با من نمی گیری که از نگرانی در بیام. ذهنم درگیر توست و تا به حال چندین نامه برای تو ارسال کردم. منتظرم تماسی با […]

نامه سمانه نوری به پدرش حمیدرضا نوری در کمپ آلبانی 07 اسفند 1400

نامه سمانه نوری به پدرش حمیدرضا نوری در کمپ آلبانی

سلام پدر عزیزتر از جانم که بدون گرمای دستانش زندگی معنایی ندارد. می خواهم برایت نامه بنویسم اما نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم؟! چون از بچگی گرمای دستان پدر و مهر و محبت پدر را حس نکردم. پدر عزیزم من الان سی و سه سال دارم و دارای دو فرزند پسر هستم و […]

خاطراتم از شکنجه گر معروف محمد سادات دربندی – کاک عادل 03 اسفند 1400

خاطراتم از شکنجه گر معروف محمد سادات دربندی – کاک عادل

زمانی که در جبهه جنگ اسیر فرقه رجوی شدم و من و ما بقی اسیران را به عراق منتقل کردند، ما را به اردوگاه فرقه رجوی بردند. مسئول اردوگاه محمد دربندی (کاک عادل) بود. عادل کسی بود که من و یک سری از اسیران را با وعده های دروغین به مناسبات فرقه برد. بعد از […]

blank
blank
blank