پس زمینه های فراموش نشدنی تاریخ فرقه رجوی
اینکه به اذعان بسیاری از فرماندهان نیروهای آمریکایی حفاظت قرارگاه اشرف به سازمان گفته شد بعد از اشغال عراق می توانند گزینه کشور ثالث و خروج از عراق را در برنامه قرار دهند ولی با دغل بازی های فرقه ای درون تشکیلاتی اعضا را همچنان در قرارگاه اشرف نگاه داشتند و آنها را دم تیغ دادند، فراموش نمی شود.
نامه محمد بهشتی به مصطفی بهشتی؛ اسیر در لیبرتی
داداش عزیزم برگرد و این قلبهای مجروح و غم گرفته را به روشنایی تبدیل کن وسردی خانه را به گرمی، برگرد و چشمان از دست رفته مادر را که شب و روز برای نبودنت و ندیدنت اشک میریزد بازگردان، برگرد تا قلب تاریک پدر به روشنایی تبدیل شود و خوابهای آسوده را به آن باز گردان، برگرد و خواهرانت و تنها برادرت را از سیاهی در بیاور و به آنها امید زندگی کردن را بده , برگرد و لبان بچه ها را به” عمو و دایی گفتن” عادت بده , مصطفی جان بیا و خانه را از این آشفتگی نجات بده، بیا تا همه دلتنگی ها از بین برود.
دریوزگی قلم به مزد های فرقه رجوی
نگارش های قلم به مزد های فرقه رجوی درسایتهای وابسته اش چهره دریوزگی و انحطاط فرقه رجوی را به خوبی نمایش می دهد و بطور کورکورانه و یا تعمدا در پس نوشتاری بر ضد دولت ایران سیاستهای فرقه ای رجوی را به نقد می کشند. جمشید پیمان که به عنوان شاعر عضو شورای باسمه ای و فرقه ای رجوی است در نوشتاری ضدیت با جمهوری اسلامی را در چند محور تشریح کرده است.
یک نمونه فریبکاری تبلیغی فرقه رجوی
فرقه مجاهدین که با فریب کاری خاص خود این طرح را اقدامی سرکوبگرانه و زن ستیز می نامد، کارنامه سیاه خود در تفکیک جنسیتی و زن ستیزی در اردوگاه های این فرقه را عمدا فراموش کرده است. زنان در این فرقه تحت فشارهای کاری، فیزیکی، روحی و استرس شدید مبتلا به انواع بیماری ها شده اند و در عین حال از جانب فرقه متهم به تمارض و تنبلی می گردند، زنان بسیاری که در نتیجه انتقاد، اعتراض و مخالفت محکوم به شکنجه و مرگ شده اند، زنانی که در راستای اهداف مستکبرانه رجوی مجبور به خودکشی شدند، زنانی که مجبور به طلاق اجباری شده و فرزندانشان را از آنان جدا کرده و به کشورهای دیگر فرستادند
دیدار با علیرضا بهشتی فرزند مرتضی بهشتی
علیرضا با قامتی استوار و چهره ای که حضور مرتضی را تداعی می کند، جلوی رویم نشسته است و می گوید:” الان دیگر 16 ساله ام، از این به بعد می خواهم خودم پیگیر آنچه بر پدرم رفت را بنمایم، مصطفی بهشتی عمویم است و نزدیک ترین شخص به پدرم در این سالیان بوده است. عزمم جزم است و باید من را نیز کمک کنید تا دین خودم را ادا کنم.”
آزمایش زندان استنفورد، آزمایشی برای شناخت فرقه ها
این آزمایش برای اثبات این فرضیه روان شناختی انجام گردید که”با کنترل محیطی می توان به کنترل ذهن دست یافت”. فرقه های مخرب کنترل ذهن از کنترل های محیطی برای رسیدن به این مقصود استفاده می کنند و به همین دلیل است که سعی می نمایند اعضای خود را در محیط های ایزوله نگاه داشته و ارتباط آنان با دنیای خارج را قطع نمایند تا به کنترل های دیگر از جمله کنترل رفتاری و کنترل ارتباطی نیز دست یابند.
آلبانی باید متوجه خطرات تروریست های مجاهدین باشد
بنظر می رسد فشارهای سازمان بر سیاست های دولت آلبانی وسازمان ملل موجب چنین آشفتگی درآلبانی شده و ارگانهای امنیتی آلبانی باید متوجه خطرات توطئه اعزام تروریست توسط سازمان مجاهدین به اروپا باشند. بی خانمانی و گرسنگی پناهندگان جداشده از فرقه رجوی، فشاری است که سازمان درصدد است مجددا پناهندگان را به محفل های فرقه ای سازمان در آلبانی بازگرداند یا آنها را به نابودی بکشاند.
امیدواریم با فرا رسیدن بهار شاهد بیداری اعضای فرقه مجاهدین باشیم
فرا رسیدن بهار، پرتوی دلربا و چهره ای زیبا از آفرینش است که پیش از آمدنش، انبوه انسان ها را به تلاش و کوشش دعوت می نماید. با فرا رسیدن عید باستانی نوروز، طبیعت زمستان خورده، رو به سبزی و شکفتن کرده، قلب انسان ها را نشاط و سرزندگی فرا گرفته و غبار کدورت از دلها زدوده می شود و بسیاری از ارزش های متعالی دینی و ملی را دوباره از نو زنده می سازد، امید است که با حضور خانواده ها در پشت درب اردوگاه لیبرتی در سال گذشته، عشق و محبت در وجود ساکنان لیبرتی جوانه زده باشد و اینک با فرا رسیدن بهار شکوفا شود و در سال 95 شاهد به ثمر نشستن تلاش خانواده ها، جدا شده ها و دست اندرکاران و همچنین بیداری اعضای فرقه مجاهدین باشیم.
نامه انجمن نجات به ریاست محترم دفتر صلیب سرخ جهانی در تهران
بستگان افرادی که به آلبانی منتقل شده اند درخواست می نمایند که صلیب سرخ در جهت رهایی این اعضا از حصارهای زندگی فرقه ای و تماس خانواده هایشان با آنان تدابیر لازم را بیاندیشند و امکاناتی را فراهم نمایند.
نامه انجمن نجات به ریاست محترم دفتر سازمان ملل در تهران
این پدران و مادران حق طبیعی خود که ملاقات با عزیزانشان است را طلب می کنند و تقاضا دارند که سازمان ملل به کمک این افراد در بند آمده و شرایطی فراهم شود که اعضا در فضایی آزاد، بدون فشار و تهدید فرقه ای نسبت به آینده خود تصمیم بگیرند و شرایط ملاقات با آنان فراهم شود زیرا اعضا با دیدن خانواده هایشان و جوشش مهر و محبت در وجودشان به آینده امیدوار می شوند و قادر به تجزیه و تحلیل شرایط خود و بازگشت به زندگی عادی می گردند.
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین
مسعود رجوی سال هاست که با افکار مالیخولیایی و نارسیسیستی خود و با تصمیم های جنون آمیزش سازمان مجاهدین خلق را به جهنمی از نکبت و بدبختی برای اعضای خود تبدیل نموده و تمام راه های فرار را بر آن ها بسته است. هر سال با وعده و وعید های دروغین به اعضا، آنان را سرگرم می کند. افرادی که عمر و جوانی خود را در اسارت این سازمان گذرانده اند و اکنون پیر و فرتوت شده اند را همچنان فریب می دهد و از قربانی کردنشان در جهت اهداف پلید خود باکی ندارد و در خروج اعضا از کمپ لیبرتی تعلل می کند و یا آن ها را به کمک داعش می فرستد. مسعود رجوی سال هاست که خود را در پناه اسرائیل و آمریکا مخفی نموده است. خانواده های اعضا در سوز فراق عزیزانشان، مسعود رجوی را لعنت می کنند و از مجامع بین المللی درخواست نجات عزیزانشان و مجازات مسعود رجوی را دارند.
ماهیت دعاوی رجوی در خصوص زنان
سر به نیست کردن زنان ناراضی، طلاق ها و ازدواج های اجباری، جدا کردن فرزندان از آغوش مادران، عقد نمودن اجباری زنان با مسعود رجوی در حرمسرای بدیع زادگان، قتل مشکوک اعضا در درون تشکیلات و وادار کردن زنان به خودکشی و خودسوزی، تهدید به قتل و عدم اجازه خروج از تشکیلات تحت فشارهای شدید جسمی و روحی، محروم کردن اعضا از ملاقات با خانواده خود، نداشتن حق ازدواج و تشکیل خانواده… تنها مواردی بسیار اندک از جنایات گروه مجاهدین علیه اعضا به خصوص زنان می باشد.