انقلاب طلاق یا مغز شویی تشکیلاتی
نکته قابل توجه از توجیهات رجوی در رابطه انقلاب طلاق اجباری در این نشست این بود که می گفت با کوله باری از تجربه تشکیلاتی و فداکاری وارد علمیات فروغ شدیم وقتی پای تنگه رسیدیم یک دفعه خدا یقه ام را گرفت و گفت کجا، برگردد و باید سازمانت را بتکانی و خانه تکانی کنی و همه حایل ها را کنار بزنی که این حایل زن و شوهر است و تا این حائل را کنار نزنید از سرنگونی خبری نیست.
کشتار فجیع و غیر انسانی کردهای عراقی به دستور رجوی
شاهد بودم که یک یکان توپخانه و تانک در سه راهی کفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد ما به فرمان فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شده بودیم
خانواده صمدی: تنها راه نجات بچه ها خروج از عراق است
آقای صمدی که در جمع تعدادی از دوستان سابق برادر اسیرش از جمله بازگشته آقای محمد رضا گلی اسکاردی سخن می گفت اظهار داشت: من معتقدم که نود درصد عامل این حمله موشکی خود رجوی بوده است او چندین سال است در عراق مانده و تمامی خط و خطوطش شکست خورده است حالا سعی دارد مانع خروج افراد از آخرین پایگاه موقت به خارج شود و سعی دارد تا از فضای بوجود آمده سوء استفاده کند.
تهمت اخلاقی آخرین حربه رجوی زن باره
رجوی کثیف که خود استاد زن بارگی است سعی دارد همانند شیوه های سازمان های اطلاعاتی کشورهای غربی با تهمت زدن به فرد او را خراب کرده تا بتوانند به امیال خود دست یابند. وی که مانند مار زخمی بعد از افشاگری زنان جدا شده به خودش می پیچد سعی دارد همه پرنسیب های اخلاقی را کنار گذاشته و به تهمت زدن اخلاقی روی بیاورد. تهمت زدن قبلی یعنی مزدور و مهره اطلاعاتی ایران و… کارآیی نداشته و اکنون سعی دارد اینگونه دست به این اعمال بسیار زشت بزند کاری که خود سالیان با زنان درون سازمان انجام می داده است
روش های فریبکارانه رجوی برای به اسارت نگهداشتن افراد
نزدیک ظهر بود که نزد رقیه عباسی رفتم و دیدم دو عدد شمع یک جلد قرآن مجید و یک سینی حلوا در اتاق اوست تعجب کردم پرسیدم موضوع چیست؟ او در جوابم گفت خبر آمد پدر و مادرت را رژیم در زندان اوین اعدام کرده است و برادر و خواهر بزرگت ناپدید شدند و خواهر و برادر کوچکترت در یتیم خانه نگهداری می شوند با بغض پرسیدم چرا؟ پدرم بسیجی بود و اسم و رسم در نظام داشت مادرم چه گناهی کرده است؟
لیبرتی یک تجربه شکست خورده است
نگاهی به موضع گیری های این فرقه و برخی از حامیان آنها نشان می دهد که رجوی ها نه بعد از اصابت خمپاره به لیبرتی بلکه از همان ابتدا که قرار شد اشرف را ترک کنند، مستمرا می گفتند که: « لیبرتی یک تجربه شکست خورده است »، حتی قبل از اینکه انتقال به لیبرتی شروع شود!این امر نشان می دهد که هدف شان از این شعار نگرانی برای جان اعضا نیست، بلکه هدف از این شعار ایجاد اختلال در مسیر انتقال اعضا به خارج از عراق است، چرا که در آن صورت اعضا از فرقه جدا شده و ناگفته های زیادی بر علیه رجوی ها افشا خواهد شد.
با محکوم نمودن حمله به لیبرتی، رجوی را مسبب اصلی این کشتار می دانیم
از طرف دیگر رجوی نیز در این فاصله با زمینه سازی های فکری و مغزشویی های مستمر بار دیگر با دجالیت تعهد نامه دیگری در تاریخ 24 آبان 91 از همه اعضا دریافت کرد که تا آخر در کنار او در عراق خواهند ماند و بدین طریق سعی کرد تا کور سو امیدی که در دل افراد گرفتار و اسیر برای خروج از عراق و رسیدن به دنیای آزاد ایجاد شده بود را خاموش کند.
همکاری رجوی با صدام برای انتقال اسرای جنگی به اشرف
عراقی ها ظاهرا جهت دار فشارها را به اسرا زیاد می کردند تا آنها را وادار به تسلیم کنند و افسران بعثی اردوگاه نیز ضمن پخش کردن برنامه های تلویزیون فرقه که اکثرا برنامه های عملیاتهای آنها بود فضایی را برای ما ایجاد کردند تا همه به این باور برسند که تنها راه نجات رفتن به نزد مجاهدین است و بالاخره در اوایل سال 68 یکبار عراقی ها همه را در وسط اردوگاه جمع کرده و گفتند اگر به اردوگاه اشرف بروید آزاد خواهید شد.
رجوی ها و شتر مرغ
وقتی به مناسبات فرقه در غرب نگاه می کنیم می بینیم در آنجا برای آن که به غربی ها نشان دهند که خیلی مدره شده و به هیچ وجه اصول گرا نیستند، می گویند ما سکولار یم و خواستار آزادی نوع پوشش برای زنان می باشیم. در همین راستا مریم قجر بعنوان سمبل این فرقه هر بار با یک لباس شیک جدید در کنار مردان گوناگون غربی و در میان آنان رفته و با آنان پی در پی عکس و فیلم یادگاری می گیرد و حتی در سال 1383 فیلم دست دادن وی با مردان غربی از تلویزیون فرقه پخش شد.
غلط کردم گویی رجوی در مورد ترور آمریکایی ها در زمان شاه
در این باره سئوالات زیادی وجود دارد و ما فقط خواستیم با نشان دادن یکی از اطلاعیه های سازمان در سال 51 مطرح کنیم که عملیات ادعایی رجوی که عنوان می کند توسط اپورتونیستها در سال 54 انجام گرفته کار سازمان نبوده در حالی که این سند نشان می دهد عملیاتی که سازمان با آب و تاب از آن نام می برد مربوط به سال 51 می باشد و نمی تواند با ربط دادن این گونه عملیات ها به گروه دیگری خودش را از این اتهام مبرا بداند. معمولا دروغگو کم حافظه می باشد و حتما یادش رفته که این قسمت از نشریه را از بین ببرد.
پاسخگویی از نوع رجوی ها
رجوی هیچگاه در این سالیان حاضر نبود نسبت به عملکرد خویش و فرقه اش پاسخگو باشد. چرا که خوب می داند با روشن شدن جواب سوالاتی در مورد ایدئولوژی سازمان، استراتژی سازمان و تغییر پی در پی آن، سیاست سازمان که بر اساس اصل « هدف وسیله را توجیه می کند استوار شده »، تشکیلاتی فرقه ای و ایزوله کردن اعضا از دنیای خارج، رابطه با صدام و مزدوری برای او در جنگ، ترور انبوهی از افراد غیر نظامی در ایران، رابطه با آمریکا و… چهره واقعی او رو می شود.
قمپز در کردن های رجوی بدلیل فلاکت و دست خالی بودن
یکی از شگردهای کهنه شده این است که خبر را به اطلاع اعضا نرسانده و در امانت خیانت می کنند و با استفاده از ناآگاهی اعضا، آنان را وادار به کاری که به نفع رجوی هاست می نمایند. همانگونه که در فروردین 1390 اینکار را کردند. در آن زمان در حالی که عراقی ها از چند روز قبل به سران فرقه اطلاع داده بودند که می خواهند وارد اشرف شده و زمین های قسمت شمالی را بگیرند، اما به اعتراف نفراتی که بعدا فرار کردند، سران فرقه این موضوع را به اعضا نگفته و در عوض به آنها گفتند که نیروی قدس سپاه همراه با نیروهای عراقی قصد حمله به اشرف و اسیر کردن ما را دارد و ما این اخبار را از درون رژیم بدست آوردیم و بنابراین شما باید مقاومت کنید! که نتیجه آن از دست رفتن جان دهها نفر شد.