خانواده ها: همه گرفتاری ما و فرزندان اسیرمان زیر سر رجوی است – قسمت اول
تناقض افراد و اعضا در اشرف دقیقا بعد از سقوط صدام و خلع سلاح سازمان زیاد و علنی شد و غالب نفرات مسئله دار و آماده فرار بودند این موضوع در نشست ها کاملا بیرون زده بود و وقتی مسئولین متوجه شده بودند افراد را در نشست ها محاکمه می کردند و هر بار با گذاشتن نشست های مختلف عملیات جاری و غسل هفتگی و نشست دیگ و… به چک آخرین وضعیت افراد می پرداختند.
رجوی ها بهتر است در مورد نقض حقوق انسانی و شکنجه در اشرف حرف بزنند
سران فرقه سالیان با فریبکاری در مورد وضعیت زندان و شکنجه در زندان های ایران اراجیفی به هم بافتند اینان اصلا به فکر زندانی نبوده و سعی دارند از زندانیان در دستگاه تبلیغاتی خود سوء استفاده کنند تا جنایتی که در زندانهای اشرف روی اعضای خود انجام داده را بپوشانند.اکنون سعی داریم به نمونه هایی که در سایت های فرقه به آن اشاره کرده بپردازیم تا مشخص شود که سران فرقه چگونه دست به فریبکاری می زنند.
پیشنهاد رسمی مریم قجر برای عرضه خود و فرقه رو به موتش بعنوان آلت دست اعراب
مضحک تر از سخنان این مقام بحرینی که معلوم نیست در چه میزان از هوشیاری و در چه جشن شبانه ای بیان شده است، عکس العمل بلافاصله مریم قجر می باشد. او که مدتی است کاسه گدایی در اروپا بدست گرفته و با درخواست « ما را به رسمیت بشناسید » به خوبی بر بی اعتباری خود در نزد جهانیان تاکید می کند، با صدور اطلاعیه ای آمادگی خود را برای مزدوری خاندان سلطنتی بحرین اعلام کرد.
مرگ اعضا در اثر فشار تشکیلاتی فرقه در لیبرتی
امروز خبر مرگ بهروز رحیمیان در سایت های فرقه را خواندم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم که چگونه باز هم یکی دیگر از اعضای فرقه را به نام کارشکنی دولت عراق به کشتن داده است. مسئولین فرقه به سیاق همیشگی که هیچ اشکالی در کارشان وجود ندارد و همیشه بیرون از سازمان است که مقصر همه کارها می باشد این بار مرگ بهروز را به گردن دولت عراق و آقای کوبلر انداخته و در بوق و کرنا کرده که کارشکنی دولت عراق و مسئولین کمپ لیبرتی باعث مرگ وی شده است.
رجوی ها کشتار زنان و کودکان توسط اسرائیل را مجاز می دانند
آنها در این اطلاعیه مدعی محکوم کردن حمله به مناطق مسکونی شدند. اما وقتی اسرائیل در حمله جنایتکارانه خود طی چند روز خانه، مدرسه، ورزشگاه، دفاتر خبرگزاری های داخلی و خارجی و کلا مناطقی که در هر عرف و مرامی مصون از حمله است را بمباران کرد، رجوی ها علیرغم انتشار عکس های تکان دهند از جنازه کودکان فلسطینی، در برابر آن سکوت کردند و با این سکوت آنرا تایید نمودند
آقای فیلابی وطن فروشان را چه به پهلوانی!!
وی در قسمت دیگری عنوان می کند که پهلوانان واقعی نیروهای اشرف هستند که با کنترل غریزه و جدا شدن از زن و فرزندان خود و خانواده دارند به مبارزه ادامه می دهند.!! آقای فیلابی اشتباه گرفتید چند بار که به اشرف سفر کردید و در آنجا هم شما را مشاهده کردیم کارتان جز جوک گفتن و شعر و شعار دادن کار دیگری نبود و هدف از آمدن به اشرف بخاطر این بود که قیمت خود را بالاتر برده و دلارهای بیشتری از سران فرقه طلب کنید.
زندان یا کمپ پناهندگی، مریم قجر کدام یکی را باور کنیم!؟
بعد از فرار روز افزون نفرات فرقه از لیبرتی مشخص شد که درد اصلی مریم اصلا زندان بودن یا نبودن آن نیست بلکه وی حاضر نیست کسی از عراق خارج شده و یک روز به آزادی دست یابد. او می داند که اگر این محل کمپ موقت ترانزیت باقی بماند نفرات زمان زیادی را در آنجا باقی نخواهند ماند و باید عراق را ترک کنند و این یعنی فروپاشی تشکیلات جهنمی فرقه.
نشست مشترک خانواده با بازگشته ها – قسمت سوم
خانم حیدرزاده گوشه هایی از رذالت مسئولین و فرماندهان فرقه که در ملاقات سال 82 که با پدر و مادر پیرش روا داشتند بعنوان خاطره تلخ برای حاضرین شرح داد:در سال 82 پدر و مادر پیرم در وضعیت بسیار بد و هوای بارانی یک روز در جلوی درب اشرف منتظر ملاقات بودند ولی رجوی ملعون اجازه نداد و شب را با همان وضع در جلوی درب ماندند در روز دوم فقط یک لحظه برادرم را آوردند
مجاهدین، صهیونیسم و تخریب نظام خانواده
رجوی با نادیده گرفتن ِزمان ِ عدّه, در ازدواج خود با مریم قجر , پس از طلاقش از مهدی ابریشمچی ,و در ادامه ی آن , طلاق اجباری اعضای فرقه و تجاوزاتی که به همسران بعضی از آنان نمود , دیگر بر کسی پوشیده نمی ماند که او یک صهیونیسم واقعی شده است. تمام رسانه هایی که ترویج بی بند وباری را می نمایند , اکنون مبلّغ این فرقه شده اند.
رجوی ها هرگز خواهان خروج اعضا از عراق نیستند – قسمت سوم
فرماندهان فرقه کماکان برنامه های اجرایی اشرف را در آنجا دنبال می کنند. هر چند که کارهای مختلفی در اشرف انجام می دادیم ولی به دلیل محیط کوچکتر لیبرتی کارهای اجرائی اینجا بیشتر شبیه به بیگاری و کار اجباری است مثلا جابجایی شن با دست و برانکارد در محوطه کانکسها به بهانه جاده سازی و… از جمله کارهایی است که برنامه روزانه افراد را پر می کنند و در ادامه هم با انجام نشست های مسخره و تکراری و مغز شویی فرماندهان فرقه سعی می کنند بقیه ساعات روز افراد را پر کنند تا کسی قدرت فکر کردن نداشته باشد.
بی قراری خانواده ها برای ملاقات با اقوامشان در لیبرتی – قسمت پایانی
در رابطه با جذب نیرو و اینکه امکان کمک مالی از طرف سازمان وجود دارد باید بگویم بله اینکار را هم می کنند. آنها برای جذب یک نفر همه کار می کنند. سازمان پول زیادی دارد و برای اهداف خودش براحتی خرج می کند. من بعد از سرنگونی صدام مدتی در قسمت اجتماعی سازمان بودم و با عشایر عراق کار می کردم. آنها می آمدند اشرف و کار سیاسی می کردیم.
بی قراری خانواده ها برای ملاقات با اقوامشان در لیبرتی – قسمت سوم
یکی از شگردهای فرقه این بود که وقتی خانواده افراد به اطراف اشرف می آمدند، آن فرد را جابجا می کردند تا صدای خانواده اش را نشنود. برای مثال من خودم در یکی از اضلاع اشرف بودم که مرا صدا زدند و گفتند کارت عوض شده و باید به قسمت دیگری بروی و مرا از آنجا بردند به جایی که صدای بلندگوها نمی آمد. دو هفته بعد یکی از افرادی که با هم محفل داشتیم یواشکی به من گفت که برادرانت آمده بودند و تو را صدا می کردند. من تازه فهمیدم که سازمان چرا محل مرا تغییر داد و همین امر هم در تصمیمم برای فرار بسیار موثر بود.