شمه ای از روش های عوام فریبانه رجوی ها – قسمت دوم

2- تلاش برای اینکه نشان دهند هوادار دارند
محمدرضا روحانی یکی از اعضای قدیمی شورا که اخیرا از آن جدا شده است در این باره در مصاحبه اش می گوید:
« مردم را دعوت می‌کنند به تظاهرات ولی به آن‌ها بارانی و چتر و لباس واحد و شعار واحد و عکس واحد عرضه می‌کردند. این کارها مردم را فراری می‌دهد. در جلسات عمومی شال‌گردن بنفش یا زرد می‌دادند. من و دکتر قصیم معمولاً به این بازی‌ها تن در نمی‌دادیم. تحمیل یک رنگی برای ما رنج‌آور بود. پرچم ایران که پرچم شورا بود معمولاً فراموش می‌شد. بعضی از اعضای شورا هم متوجه قباحت این کار شده بودند و پرهیز می‌کردند از «اونیفورم» تحمیلی »

3- برگزاری مراسم های تکرای و کلیشه ای
روحانی در مصاحبه خود با بیان اینکه در یکی از برنامه های فرقه بیمار می شود و حالش خیلی بد شده و تا نزدیک مرگ هم می رود ولی بهبود می یابد،  می گوید که اگر در آن زمان می مرد علیرغم تمام اختلاف هایی که با رجوی ها داشته اما چون آنرا علنی نکرده بود، رجوی برایش مراسم مفصلی می گرفت. او می گوید:
ولی دوستان بدشانسی آوردند. اگر خون لخته می‌‌شد از شر این لیبرال مزاحم خلاص می‌شدند. چند روز مراسم کفن و دفن، سوم و هفتم برپا می‌شد. یک لقب وکیل مجاهد هم به ناف ما می‌بستند. دکتر معصومی [ یکی از مزد بگیران فرقه در اروپا ]  آثار «با ارزش»، مقالات، گزارش، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌های سی ساله‌ی ما را جمع می‌کرد و به چاپ می‌رساند. برادر شریف [ مهدی ابریشمچی همسر اول مریم قجر ] بر سرگور ما سخنرانی غرایی می‌‌کرد. با دسته گل‌های بزرگ و فیلم و پخش خاطرات دوستان از مأموریت‌های مشترک و اذکرو اموتاکم بالخیر »
همانطور که ملاحظه کردید وی این را می گوید که مراسم فرقه یک تم ثابت دارد و حتی افرادی که ربطی به تشکیلات فرقه ندارند را مجاهد می نامند تا سوء استفاده خودشان را ببرند  وی که خود طی سالیان شاهد این گونه مراسم تکراری بوده به راحتی ریل ثابت اجرای این مراسم را بیان می دارد و نشان می دهد که رجوی ها تنها بعد از مردن یا به کشتن دادن افراد،که دیگر نمی توانند انتقادی از آنها داشته باشند، به تعریف و تمجید ظاهری از آنها می پردازند که البته هدف این است تا از این طریق خود شان را بالا ببرند.

4- نداشتن جایگاه در بین ایرانیان خارج از کشور
روحانی برای آن که بگوید این فرقه در بین مردم هواداری ندارد و مراسم خود را با افراد خارجی برپا می کند (بر اساس اخبار مستند منتشر شده در رادیو فردا و دیگر رسانه ها، فرقه افراد خارجی همچون، قرقیزستانی، افغانی، عرب، آفریقایی و حتی فقرای کشورهای غربی را با وعده سفرهای تفریحی و هتل های چند ستاره و پول توجییی و غذای گرم به این گونه مراسم می برد) و در این گونه مراسم  سعی در دم تکان دادن و کاسه لیسی  نزد غربی را دارد، با کنایه می گوید:
« یک جمله به زبان‌های زنده‌ی دنیا برای هزاران مهمان خارجی در اجتماع بزرگ ایرانیان در «ویلپنت» برای آن وکیل مرحوم، انالله و انا الیه راجعون. متأسفانه سفر آخرت من همراه با یک مراسم با شکوه به تعویق افتاد. »
درباره نداشتن پایگاه در بین مردم، قهرمان حیدری (حنیف حیدرنژاد) در خاطرات خود می نویسد:
« برای برنامه ای که برای خانم مرضیه (خواننده) تدارک دیده می شد، از هفته ها قبل من به اتفاق چند نفر دیگر به درب منازل ایرانیان مراجعه می کردیم. بطور واضح می دیدم که در اکثر موارد مردم سرد برخورد کرده یا می گفتند "نه".»
« بر اساس "خطی" که از "بالا" آمده بود، باید هر تیم تعداد مشخصی بلیط مراسم را بفروش       می رساند. این گونه برخورد کردن با مردم برای من قابل قبول نبود و به آن اعتراض می کردم. در این برخوردها نشانه ای از احترام به "خلق قهرمان" دیده نمی شد. به ما گفته می شد که باید "از موضع بالا و طلبکارانه" با مردم برخورد کنیم.»
او در بخش دیگری از خاطرات خود به اقدام فرقه در از بین بردن نشریات شان که همیشه اضافه می آمد اشاره می کند. به نظر می رسد هدف رجوی ها از اینکار بی خبر نگاه داشتن اعضا از نداشتن پایگاه مردمی حتی در بین ایرانیان خارج از کشور بوده است. وی در این باره می نویسد:
« من در چند نوبت میزان زیادی پلاکارد و برشور و عکس های رنگی با کیفیت بالا را از "دفتر" به مخازن کاغذهای باطله منتقل و دور می ریختم. هر چند وقت یکبار نیز همین کار در مورد نشریه های مختلفی که سازمان چاپ می کرد انجام می شد. از خودم می پرسیدم، پول این همه تبلیغات از کجا می آید و چرا سازمان بدون حساب و کتاب اینگونه تبلیغ می کند و اصلا هم نگران این همه پول های به هدر رفته نیست. چرا در این حجم بزرگ این پول ها به زباله دانی ریخته می شود؟»

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.