مجاهدین برای کودکان سوری دل می سوزانند!؟
فرقه بدنام رجوی اخیرا درسایت رسمی خود ازکشته شدن کودکان سوری دربمباران حلب ابراز تاسف کرده است وازبرای خوش خدمتی به اربابان خود علیه دولت رسمی سوریه به هردوز و دغل و دروغ و بزرگنمایی متوسل میشود. مطلق ازخاطرم نمیرود که عراقیان شریف وتحت محاصره وتحریم امریکای جنایتکارازدهه 1370 تا سرنگونی دولت دیکتاتورصدام ملعون دردهه 1380 دراثرتحریم ظالمانه امریکا وشرکاء بسا وبسا ازخود قربانی دادند ومشخصا بالغ بر600 هزارکودک دراثرسوء تغذیه ونداشتن شیرمصرفی مظلومانه جان سپردند که البته بیش ازهرکسی شخص رجوی ازاین امربخوبی واقف بودند وهستند.
دیدار خانواده منصور شعبانی مقیم آلبانی با مسول انجمن نجات گیلان
آقای جهانگیرشعبانی که شدیدا متاثرشده بود با حالتی بغض آلود ادامه دادند:” آقای پوراحمد بخوبی واقفم که شما احساس من وخانواده ام را درک می کنید. درآن تماس رویایی وقتی صدای منصوررا شنیدم به واقع زبانم قاصرازبیان حالات من است.شدیدا خوشحال وشادمان شدم وبه وی تبریک گفتم وازراه دورصورت ماهش را بوسیدم وسریعا خبرمسرت بخش حضورمنصوردرکشورآلبانی را به اطلاع سایراعضای خانواده خصوصا مادرچشم انتظارم رساندم.
با توافق هسته ای بار دیگر رجوی وطن فروش بورشد
داستان مذاکرات هسته ای کشورمان با کشورهای 1+5 با رویکرد استفاده صلح آمیزازآن ازجانب ایران والنهایه با توافق هسته ای که افتخاری برای مردم ومیهن عزیزمان ایران بود ازقضا آخرین زهری بود که رجوی سرکشید وبرغم دعاوی ضد ایرانی خود درخصوص به تحریم کشاندن مردمان ایران زمین ازجانب اربابان خود به اتم وجه بور و رسوا شد وباردیگرنزد مردمان ایران زمین بیش ازپیش منزجرومنزوی.
طی مدارج عالیه! بتوسط زنان شورای رهبری
ژیلا دیهیم ازجمله همین عناصر وحوش است که کمترکسی ازجداشدگان ویا لیبرتی نشینان است که ازالطاف لمپن منشی و دهان دریدگی ایشان بی بهره مانده باشد. شخصا درمقاطع مختلفی خود درسطح مسول وفرمانده تحت مسولیت همین عامل سرکوب درمناسبات مافیایی بودم ولیکن میخواهم با ذکراولین خاطره ام ازایشان ببینیم ازکجا تا به کجا طی طریق کرده است وبا گذراندن مدارج عالیه! هم اکنون درمسند دست راست یا چپ مسول اول فرقه نشسته است ودرنزد اعضای نگون بخت بسیارمنزجرومنفورتشریف دارند.
دوسال است قاب های عکس آماده مریم رجوی بلا استفاده مانده است!
درپس این سناریوی مشکوک گمان میرود که فرقه بدنام تروریستی رجوی با بکارگیری مشتی ازاعوان وانصارداعشی ویا بعثی درصدد حمله به لیبرتی وایجاد آشوب وبلوا درانظارجهانیان ازبرای مفت خوری ازخون قربانیان احتمالی لیبرتی نشینان است.
بصیرت بازیافته – قسمت دهم
خودم که دروغ چرا سراپا دراسترس بودم ودرانتظارشنیدن افاضات خواهرفرشته! ایشان ضمن خوش وبش بسیارصمیمانه وبدون توجه به وضعیتم گفتند” والله ازصبح تا شب کارم شده برخورد با خواهران شورای رهبری وبرادران مسول که مدام به زیردستان خود سیخ میزنند وبلد نیستند نیروداری کنند!. فقط بلدند آدمها را ازرهبری قطع کنند وازمناسبات ببرانند. شخصا که تورا میشناسم برادرقدیمی وبا سابقه ومسول ودلسوزبا بالاترین رده تشکیلاتی برادران که mo باشد یعنی معاون آزمایشی ستاد. اصلا دلم نمی خواهد که برادر(رجوی) بویی ازاین ماجرا ببرد وبفهمد که توچنین درخواستی کرده ای چونکه خیلی ناراحت میشود ویقه من را میگیرد!. منهم موضوع را نشنیده میگیرم وزودی برو سرکارت و از فردا پرانرژی کار و مسولیتت را استارت بزن.”
قدردانی از مهر و محبت خانواده های چشم انتظار گیلک در آغازین تحول طبیعت
مفتخرم که به نمایندگی از یکایک شما عزیزان به توصیه اکید شما انجام وظیفه کرده و پیامهای تبریک وشادباش شمایان را به عزیزان دربندتان درفرقه سیاه رجوی چه درلیبرتی وچه درآلبانی برسانم و از قول شما خانواده های مقاوم به عزیزانتان تاکید کنم که” فاصله شما با بهارطبیعت وروشنایی وسرزندگی ویک زندگی توام با شرافت وپاکیزگی واستقلال فکری به یک تار مو و پوست پیاز بند است. پس زودی بجنبید وعاشقانه وعارفانه یا یک” نه” قاطع به رجوی خائن وطن فروش از شرش رهایی یافته و به آنچه که شایسته است و در تقدیرتان نوشته شده، برسید.
دل نوشته محمدجواد یکتا به برادر اسیرش در آلبانی
آقای یکتا درادامه افزودند” خیلی نگران برادرنازنینم هستم که نکند که درکشورآلبانی نیزکمافی السابق دراسارت رجوی باقی بماند ونتواند به زندگی آرام ولذت بخش خود به دورازتشکیلات مافیایی رجوی برسد وشخصا ازاین جور و جفای رجوی نسبت به برادرم وخانواده ام ازتمام وجدانهای بیداربشری استمداد می طلبم وخود نیز ولو ضروری باشد با اعزام به آلبانی درخصوص رهایی برادرم ازهیچ کوششی فروگزار نخواهم کرد.”
بصیرت بازیافته – قسمت نهم
دراین واقعه فقط مردمان عادی منطقه ازحضورواحدهای گشت وحفاظت مشترک رجوی وصدام آسیب می دیدند واذیت وآزارمیشدند چرا که به خاطرکوچکترین بهانه وسوء ظنی منازل مردم وخودروهایشان بتوسط همین واحدهای گشت عارفی – مجاهد مورد تفتیش وبازرسی قرارمیگرفتند وبارها مواردی بوده است که مردمان شریف آن منطقه که ازترس و وحشت ازگشت فرارمیکردند به خودروهایشان شلیک میشد ومجبوربودند بیگناه چندروزرا درزندان عارفی سپری کنند ومواردی بوده است که جانشان را ازدست میدادند.
جشن و پایکوبی مراسم چهارشنبه سوری در تیف
درمیانه جشن وپایکوبی که ازفرط خوشحالی ازخود بی خود شده بودیم یک درجه دارامریکایی ازراه رسید وگفت با پایان گرفتن جشن شما امشب شام سبزی پلو ماهی دارید! اندک زمانی بعد صدایمان زدند تا به درب ورودی کمپ برویم وسهم خود را تحویل بگیریم. به مجرد حضورمان درجمع امریکاییها دیدیم که شماری ازعوامل رجوی با ماشین های حامل سبزی پلوماهی ازراه رسیدند تا به زعم نابخردانه خود با یک وعده غذای گرم شاید که بتوانند تنی چند ازجداشدگان را خریداری کرده وبا خود به اسارتگاه اشرف ببرند ویا دستکم دراین وانفسا ارتباطاتی به منظورخبرچینی ازوضعیت جداشدگان کمپ برقرارکنند وبه مقصود پست خود برسند.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده آلفته
آقای علی آلفته به اتفاق دیگرفرزندش حسنعلی به دفعات بمنظوررهایی عزیزدربندش با مشقات فراوان به عراق ناامن سفرنمود وهرباربی آنکه بتواند به خواست مشروع خود مبنی برملاقات با فرزندش برسد با چشمانی اشکباربه خانه وکاشانه خود بازمی گشت.
بصیرت بازیافته – قسمت هشتم
واقعا من ازسرساده لوحی واعتماد مطلقی که دردستگاه مغزشویی به سازمان داشتم بی آنکه کمترین شکی به وعده های دروغین مهوش سپهری داشته باشم قبول کردم وترتیب اعزام من به اتفاق گروهی دیگربه عراق ریخته شد وازآلمان عازم خاک اردن شدیم تا ازآنجا با خودرو به عراق بازگردانده شویم. به مجرد ورود به پایگاهی دراردن که مسولیت آن با حوری سیدی بود دستورداده شد که کت وشلواروپیراهن شخصی را تحویل انبارداده ویکدست لباس فرم برای داخل پایگاه ویک دست لباس عربی (برای عادی سازی درمسیراردن به عراق) برای اعزام به عراق تحویل بگیریم وبدین صورت درهمین نقطه فهمیدیم که جملگی کلک خوردیم ومجددا بی آنکه بخواهیم توسط رجوی به عراق دپورت شدیم.