دوشنبه, ۱۳ بهمن , ۱۴۰۴
خاطرات علی امانی جدا شده از باند رجوی – قسمت اول 08 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی جدا شده از باند رجوی – قسمت اول

من در عملیات آذر ماه 1366 مجروح و اسیر شدم من سرباز ارتش لشکر 64 ارومیه بودم. وقتی ارتش شبانه در عملیات پیرانشهر وارد شد همه آماده باش بودیم. من با سه نفر پشت دوشکا بودم. صبح ساعت 5/3 الی 4 عملیات شروع شد که گروه رجوی از پشت به ما حمله کرده و سنگر […]

جیغ بنفش مریم… 05 اردیبهشت 1398

جیغ بنفش مریم…

مریم قجر عضدانلو، همسر اول مهدی ابریشمچی، که خیلی دوست دارد، اسم همسر دوم خود را روی خودش گذاشته و خود را مریم رجوی بنامد، (گرچه منفورتر از نام”رجوی” در تاریخ ایران نداریم و این پیرزن بدبخت، ابلهانه بدان افتخارمی کند!)، در مطلبی به داد و فغان پرداخته است. مریم عضدانلو، که در فقدان و […]

جداشده ها باید از آلبانی خارج شوند 05 اردیبهشت 1398

جداشده ها باید از آلبانی خارج شوند

معضل جدید تشکیلات رجوی در آلبانی، مواجهه اسرای اردوگاه اشرف، با جداشده ها در خیابان های تیرانا و سایر محل هاست. از یک طرف اعضاء را نمی شود مثل عراق، ممنوع الخروج کرد، چرا که نمی توان ادعا کرد که تهدیدهای تروریستی وجود دارد، از طرف دیگر سازمان نمی تواند جلوی تردد آزادانه جداشده ها […]

خاطرات شهرام بهادری – قسمت دوم 05 اردیبهشت 1398

خاطرات شهرام بهادری – قسمت دوم

آشنایی اولیه با سازمان در قطار بعد از ما هم نفرات دیگری بودند که حرکت کردیم و در بغداد از قطار پیاده شدیم که دیدیم دو تا ماشین لندکروز آمدند دنبالمون که ما را سوار کردند و در تاریکی شب به محلی رفتیم که بعدا گفتند اینجا اشرف است. ما 4 نفر بودیم و یک […]

احسان اقبال هم، طعمه بورژوازی شد 04 اردیبهشت 1398

احسان اقبال هم، طعمه بورژوازی شد

پیام احسان اقبال به عمه جانش از آلمان و پشت کردنش به مجاهدان اشرف 3، قلب هر انسانی مجاهدی را به درد می آورد. راستی احسان خان! تو که اینقدر از خواهر مریم تعریف می کنی که برای رفتن تو به قلب بورژوازی تلاش کرد! باانقلاب خواهر مریم چکار کردی؟ راستی تو که اینقدر هوای […]

خاطرات شهرام بهادری – قسمت اول 04 اردیبهشت 1398

خاطرات شهرام بهادری – قسمت اول

بیکاری در ایران و تصمیم غلط من شهرام بهادری گرگری متولد 1360 در شهرستان هادیشهر (گرگر) آذربایجان شرقی می باشم. من در خانواده ای بزرگ شدم که چهار برادر و شش خواهر بودیم و شرایط زندگی سخت بود و من تازه خدمت سربازی ام را تمام کرده بودم. در سال 1380 بیکار بودم. اما هر […]

خود رجوی ها سیستم” آقا بالا سر”را لغو کنند، بعد…! 03 اردیبهشت 1398

خود رجوی ها سیستم” آقا بالا سر”را لغو کنند، بعد…!

مسائل مربوط به سیل ویرانگر اخیر،همچنان به مشغولیت های مفت و بدون عوارض ومالیات باند رجوی تبدیل شده و هنوز هم عده ای پیدا میشوند که با پرداختن بدان و مقاله وگزارش نویسی، منبع ارتزاق خود را که همان پوشاندن خیانت های عمیق رجوی باشد، ازدست ندهند وشاید دست آوردی داشته باشند، قدری بیشتراز آن! […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت یازدهم 03 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت یازدهم

زندان مجاهدین، مرا بیدار کرد … صبح روز بعد، اولین روزم را در زندان مجاهدین، آغاز کردم. هنوز از شوک بازجوئی دیشب در نیامده بودم. به سمت در رفته و تلاش کردم در را بازکنم که یادم افتاد دیشب درب را قفل کردند و رفتند. پنجره با آهن های ضخیمی، نرده کشی شده بود. سکوت […]

باند رجوی به نشخوار اخبار صهیونیست ها افتخار میکند 02 اردیبهشت 1398

باند رجوی به نشخوار اخبار صهیونیست ها افتخار میکند

برای گرمتر نگه داشتن تنوری که سران آمریکا برعلیه مردم ایران روشن کرده اند، باند رجوی با تمام نیرو هیزم بیار معرکه شده وعلاوه برنشر اخبار متعدد، کنفرانس هایی هم برای محکم کاری و ابراز عبودیت در برابر این سلطه گر اعظم جهانی – که ظاهرا مهارش دردست صهیونیست ها- نه یهودیان است- ترتیب میدهد. […]

اربابان رجوی صلاحیت متهم کردن را ندارند 31 فروردین 1398

اربابان رجوی صلاحیت متهم کردن را ندارند

باند رجوی سرمست از دشمنی سخت جنگ طلبان ایرانی، بازهم نوشته است: “نامگذاری سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی، اذعان به این واقعیت است که رژیم آخوندها بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان و عامل اصلی گسترش تروریسم، نه تنها در خاورمیانه بلکه در سراسر جهان است”. این نامگذاری ازطرف جنگ طلبان آمریکائی که روسای […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت دهم 31 فروردین 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت دهم

چهره کریه مجاهدین را در زندانهایشان دیدم… نورچشمی ها و آقا زاده ها، اکثریت جمعی را تشکیل می دادند که از پذیرش به ارتش رفتند، عده ای دیگرهم بصورت فله ای در زندان های انفرادی اشرف، به بند کشیده شدند. اگر تا آنروزدر مورد بعضی از موارد، ذره ای شک داشتم، در اوائل مهرماه 1376، […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت نهم 28 فروردین 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت نهم

محمد رجوی و میلیشیاها آمدند … در مناسبات اشرف، به بچه های سازمانی، میلیشا می گفتند. سازمان به دستور مسعود رجوی، در یک اقدام هماهنگ و گسترده، میلیشیاهائی (میلیشیا قبلابه شبه نظامیانی اطلاق می شد که در فاز سیاسی در تهران از نیروهای جوان سازمان تشکیل می یافتند) را که در جریان جنگ کویت به […]

blank
blank
blank