دوشنبه, ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
اندر احوالات حمید اسدیان یا بقول رجوی مستاجر بدون اجاره 06 شهریور 1398

اندر احوالات حمید اسدیان یا بقول رجوی مستاجر بدون اجاره

من به شخصه و در طول تمامی این مدت در رابطه با اعضایی که هنوز در مناسبات فرقه مجاهدین خلق هستند دوست نداشته و ندارم که مطلبی بنویسم. حتی اعضایی که شاید تحت اجبار تشکیلات و یا اظهار وجود، من را با شیوه های غیر اصولی و گاها خارج از معیارهای اخلاقی برای خشنودی رجوی […]

شکنجه در یکی از بدنام ترین زندان های دنیا 05 شهریور 1398

شکنجه در یکی از بدنام ترین زندان های دنیا

زندان ابوغریب که درعراق به سجن ابوغریب شناخته میشود در32 کیلومتری غرب بغداد قرار دارد. این زندان ابتدا به خاطر جنایات صدام و رژیم بعث عراق درشکنجه واعدام مخالفان وبخصوص شیعیان به شهرت بین المللی رسید. درسال 2004 میلادی وپس از اشغال عراق توسط ایالت متحد امریکا به محل شکنچه و آزار زندانیان عراقی توسط […]

به یاد آنها که در اسارت به اسارت برده شدند 05 شهریور 1398

به یاد آنها که در اسارت به اسارت برده شدند

26 مرداد سالگرد بازگشت آزادگان به خاک میهن است. مردان قبیله غیرت وشرف که از همان لحظه تجاوز دشمن بعثی به خاک میهن جان برکف نهاده وبرای دفاع از شرف وناموس سرزمین پدری بسوی مناطق اشغال شده درغرب وجنوب کشور شتافتند. درنقطه مقابل نیروهای هوادار فرقه مجاهدین با رهبری مسعود رجوی بمثابه ستون پنجم دشمن […]

روزی که موشک استراتژیک مریم دراشرف فرود امد 04 شهریور 1398

روزی که موشک استراتژیک مریم دراشرف فرود امد

درجریان نشست های موسوم به بند”ر” ؛ مسعود رجوی در حضور هزاران نفر از اعضا ادعا کرد. ما با اعزام مریم یک موشک استراتژیکی به قلب بورواژی شلیک می کنیم.موشکی که بسا هزاران بار خطرناک تر و ویران کننده تر از بمب اتم است. ما درنظر داریم پوزه رژیم و بورژوازی ضدانقلابی را توامان به […]

روزی که از اسارتگاه فرقه مجاهدین خلق گریختم – قسمت دوم 03 شهریور 1398

روزی که از اسارتگاه فرقه مجاهدین خلق گریختم – قسمت دوم

خاطرات کاظم پورخفاجیان شنیدن کلمه اعدام و پیوستن به دشمن آن هم در زمان جنگ مرا به فکر فرو برد و باعث شد تا مدتی حرفی نزنم. ولی شرایط زندگی در اشرف و بخصوص ضوابط سخت و دست و پا گیر تشکیلاتی که فرد را ناگزیر به اطاعت بی چون و چرا می کرد و […]

چرا رجوی فرار اعضا را بالاترین مرز سرخ اعلام کرد 31 مرداد 1398

چرا رجوی فرار اعضا را بالاترین مرز سرخ اعلام کرد

انشعاب و درخواست جدایی از بدیهی ترین حقوق هریک از اعضاء در درون هر سازمان و یاحزب سیاسی ست و در اساسنامه تمامی جریانات سیاسی پیش بینی شده است که هرگاه یک عضو و یاجریان ادامه فعالیت در سازمان و یا حزبش را مغایر اهداف و طرز تفکرش دید می تواند درخواست جدایی داده و […]

روزی که از اسارتگاه فرقه مجاهدین خلق گریختم – قسمت اول 30 مرداد 1398

روزی که از اسارتگاه فرقه مجاهدین خلق گریختم – قسمت اول

خاطرات کاظم پورخفاجیان وقتی به یاد لحظاتی که مسئولین فرقه مجاهدین خلق من را از اردوگاه صلاح الدین ارتش عراق با وعده اعزام به ایران خارج کردند فکر می کنم دقیقا نمی دانم که چگونه و چرا به آن وعده ها اعتماد کردم! شاید هم تصمیم من ناشی از فشارها و شکنجه های روحی و […]

عبور از تنگه چهار زبر بعد از ۳۱ سال 28 مرداد 1398

عبور از تنگه چهار زبر بعد از ۳۱ سال

31 سال پیش یعنی در دوم مرداد ماه سال 67 رجوی بر اساس تحلیل های غلطی که از اوضاع سیاسی، اجتماعی و نظامی ایران داشت مغرورانه به نیروهایش گفت تمامی شرایط برای سرنگونی وحاکمیت ما درایران فراهم شده بنابراین باید  شهاب وار خودمان را به تهران برسانیم. ارتش صدام هم قول حمایت همه جانبه ازحرکت […]

داستان اعترافات ساختگی 27 مرداد 1398

داستان اعترافات ساختگی

در سالگرد عملیات معروف به دروغ جاویدان سیمای اختناق فرقه؛ اعضاء را به صحنه اورده بود تا بقول معروف از مقاومت وحماسه انها زیر شکنجه مصاحبه کنند. دو نفر از این زندانیان سابق خانم ها اعظم حیدری و هنگامه استاد حسن بودند. جالب اینجاست این خانم هایی که باساعت ها نشست های توجیهی والقاء مطالب […]

به شوق دیدار پدر به دام فرقه رجوی افتادم – قسمت سوم 26 مرداد 1398

به شوق دیدار پدر به دام فرقه رجوی افتادم – قسمت سوم

خاطرات سید رضا لطیفی دوران حبس در زندان : پاسگاه ما را به دادگاه تحویل داد. قاضی ازما مدارک شناسایی خواست که من نداشتم. درنهایت گفت باید به جرم ورود غیر قانونی به زندان بروید. برادرم را به زندان لاندهی ومرا به زندان جنید در کراچی منتقل کردند.درزندان هرکس مجبور به بیگاری بود! عده ای […]

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت دوم 17 مرداد 1398

به شوق دیدار پدر به دام مجاهدین افتادم – قسمت دوم

خاطرات سید رضا لطیفی بعد از رسیدن به شهر کراچی تاج محمد ما را به هتلی در منطقه ای بنام “لی مارکت” برد و گفت فعلا اینجا استراحت کنید. ما بی صبرانه منتظر دیدار با پدر بودیم! بهرحال در انجا روز اول را استراحت کردیم و روز بعد به همراه تاج محمد برای خرید لباس […]

کشتند و به سوگ نشستند! 16 مرداد 1398

کشتند و به سوگ نشستند!

سیمای اختناق فرقه آزادی کش رجوی روز یکشنبه برنامه ای را تحت عنوان گرامیداشت شهدای فروغ جاویدان در مقر اشرف سه پخش نمود. که درجریان آن برخی از فرماندهان جانی این فرقه که خودشان درمنتهای بزدلی صحنه عملیات را ترک وصدها عضو نگون بخت را در دشت وتنگه وبیانهای کرند واسلام اباد وتنگه چهارزبر تنها […]

blank
blank
blank