دروغ بزرگ یا فروپاشی فرقه رجوی جنایتکار؟
اگر به حرفهای بی سرو ته ای که این نگارنده نوشته دقت کنیم اولاً از اشرف و اشرف نشانان چیزی باقی نمانده است و رجوی زن باره همه چیز اشرف را به باد داده و با خفت و خواری از آنجا فرار نمود. اگر از به اصطلاح مقاومت سازمان یافته وی حرف می زند اکنون این مقاومت سازمان یافته راه فرنگ در پیش گرفته و شاهد اراجیف رجوی شیاد هستیم. او از کدام به اصطلاح مقاومت حرف می زند نفرات فرقه که خودشان اعتقادی به این اباطیل ندارند
رجوی حقه باز سخنگوی شیوخ مرتجع عربستانی
اگر رجوی فکر می کند می تواند با مزدوری فرقه، تشکیلاتش را نگهدارد کور خوانده است زیرا ماهیت وی به گونه ای است که به هر کسی دست داده وی سوخته است از صدام تا سناتورهای معلوم الحال غربی که هر روز پرونده کثافتکاری آنان بیرون می آیدتا مزدور طارق هاشمی که اکنون راه فرار در پیش گرفته است. حال هر چقدر رجوی وطن فروش کاسه گدایی نزد شیوخ عربی شکم پرست بگیرد، از این خدا بی خبران برای او آبی گرم نخواهد شد و آنان نیز روزی از قدرت کنار خواهند رفت و روسیاهی باز برای رجوی حقه باز خواهد بود.
بازگشت علی اصغر باباپور از فرقه رجوی به وطن و کانون گرم خانواده اش – قسمت سوم
آقای علی اصغر باباپور اظهار داشت در آلبانی فضا به نسبت بازتر است اما خارج شدن از آلبانی سخت تر است در اشرف همه چیز تحت کنترل فرقه بود مثلا در اشرف برای ارتباط با نفر کناری نمی توانستم رابطه بزنم اما در لیبرتی راحت تر بود اما در مجموع باز هم یک ترسی وجود داشت که نمی شد هر صحبتی را با نفر کناری داشته باشی چرا که می ترسیدیم شاید او گزارش کنه از ترس تشیکلات نمی توانستیم با هم رابطه بزنیم.
حرف مسخره ای تحت عنوان شکوفایی به اصطلاح نسل مجاهد
نویسنده برای اینکه تعریفی هم از مریم این زن دست چندم داعشی و تکفیری کرده باشد او را اشرفی اول نامید تا شاید این گونه بتواند از زیرتیغ عملیات جاری مسئولین بگذرد ولی او کور خوانده است در این مناسبات هیچ کس جز مسعود شیاد تصمیم گیرنده نیست و مریم هم مانند مترسکی است که به درد سر جالیز می خورد تا بتواند در کنار کلاغ های سیاه (سناتورهای از دور خارج شده امریکایی و غربی، عربی) عکس یادگاری بگیرد
درگیری نیروهای فرقه رجوی با خانواده ها در مقابل درب ورودی لیبرتی
او مثل همیشه از خودش می چیند و به فکر تشکیلاتش است تا فرو نریزد هرگز به فکر جان افراد نیست و نبوده، از قرار افرادی که در لیبرتی ماندند از جمع آنها یک عده سرباز پیوسته هستند که از اردوگاه های صدام در سال 68 به فرقه پیوستند و تعدادی هم اسیر پیوسته خود فرقه بودند که در عملیاتهای مختلف به اسارت در آمده بودند، و یا افرادی که از نظر تشکیلاتی ضعیف اند یا کم سواد و ساده هستند یا این که سر موضع نیستند و همچنین افرادی هستند که پای بند به اصطلاح انقلاب طلاق مریم هم نیستند خلاصه اعضای باقیمانده در لیبرتی اکثراً همین طیف را تشکیل می دهند به جزء تعداد محدودی که مجبور اند جهت کنترل بقیه نیروهای مسئله دار آنها را در لیبرتی نگه دارند
بازگشت علی اصغر باباپور از فرقه رجوی به وطن و کانون گرم خانواده اش – قسمت دوم
در ادامه آقای علی اصغر باباپور اشاره نمود الان در لیبرتی شرایط دیگر مثل شرایط اشرف نیست و صدا مستقیم می رود و یا از طریق دوستانی که به هم اعتماد دارند به همدیگر اطلاع می دهند. لیبرتی حدود 700 متر مربع است. شرایط لیبرتی با اشرف متفاوت است. شما با رفتن به عراق و زحماتی که می کشید نهایت سعی خود را می کنید شما از عمرتان مایع می گذارید نباید تصور کنید که عمرتان به هدر می رود نمونه خانواده ام می باشد که با تلاش و کوشش فراوان اکنون مزد زحمات خود را دریافت می کنند.
بازگشت علی اصغر باباپور از فرقه رجوی به وطن و کانون گرم خانواده اش – قسمت اول
رهبری فرقه وقتی متوجه شد که اگر این بچه ها به خانواده هایشان وصل بشوند از فرقه جدا می شوند، سیاستش را عوض کرد و اعلام کرد از این پس ملاقات با خانواده را نمی پذیریم و به همه خانواده ها توهین کرد. خود ما بهتر می دانیم که رجوی جنایت کار چه انگ هایی را نثار خانواده ها کرد. از آن تاریخ به بعد تشکیلات مخوف فرقه رجوی زیر بار ملاقات نرفت. جنگ بین خانواده با رجوی پلید همچنان ادامه دارد البته تاثیرش را به جا گذاشته است. می بینیم تعدادی جدا شده و به جمع خانواده ها می آیند.
تفاوت حداقل ظاهری بنیانگذاران فرقه با رجوی!!!
ضمن اینکه رجوی با شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی در مناطق مرزی و کشتار غیر نظامی در داخل کشور طی اقدامات تروریستی تحت عنوان عملیات داخله و مزدوری برای صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و از این توع خیانت ها، متاسفانه اکنون هم در جهت هم سوئی با سیاست های عربستان و اسرائیل توسط رهبری فرقه هم چنان ادامه دار می باشد.
از شعارهای تهی و فریبنده تا فروپاشی فرقه رجوی جنایت کار
قبل از اینکه به حرفهای معدوم موسی خیابانی بپردازیم، بهتر است قدری به ایدئولوژیی که سران فرقه آن را برای سرنگونی شاه در نظر گرفته بودند دقت کنیم چون اساس و بنیاد این فرقه روی موجی از فرصت طلبی و خیانت و کشتن افراد ناراضی که بعدا رجوی جنایت کار هدایت آنرا به عهده گرفت سوار بوده است. نقطه اوج این خیانت همکاری آشکار رجوی با ساواک برای جاسوسی و لو دادن اعضای مرکزی فرقه بود تا او خودش را از خطر اعدام برهاند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این خیانت و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی خارجی ادامه داشت که می توان به سفرهای مخیفانه رجوی به ترکیه و… اشاره نمود.
رجوی ملعون در کینه توزی علیه مردم ایران مرزی باقی نگذاشته است
پس سکوت در مقابل این اراجیف مفتی عربستانی از طرف رجوی زن باره نشان از این دارد که وی اصلا ایرانی نیست چرا که وقتی این خبرها را دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی آنرا پوشش می دهند عملا مهر تاییدی بر این گفته ها می گذارند. ننگ بر شما که ماهیت انسانی خودتان را هم از دست دادید. رجوی زن باره حاضر است برای رسیدن به قدرت همه چیز را نابود کند و با شعار هدف وسیله را توجیه می کند دست به هر جنایتی و جاسوسی و وطن فروشی می زند.
چهار خرداد سالروز اعدام بنیانگذاران فرقه رجوی
سئوال جدی اینجاست که چرا در آن مقطع شخص مسعود رجوی با بنیانگذاران اعدام نشده است و از عفو ملوکانه شاه برخوردار شد و نهایتا با سلام و صلوات از زندان آزاد شد، و آن همه بلایا و حوادث را با بروز انقلاب ضد سلطنتی که امام خمینی معمار آن بود رجوی حقه باز با موج سواری خیلی سریع یک سری نیروهای روشنفکر را از دانشگاه ها و مدارس کشور به دور خود جمع کرد، و با پز مبارزه ضد سلطنتی و شعار به اصطلاح اسلام انقلابی (به عبارتی اسلام مارکسیستی) سعی نمود نیروها را بفریبد و خود را از کرده ها و بای دادن هایش در زندان شاه سفید جلوه دهد و به عنوان یک به اصطلاح مبارز راه آزادی میهن!!!
بازگشت آقای علی اصغر باباپور به کانون گرم خانواده
آقای علی اصغر باباپور طی سخنان کوتاهی گفت: ابتدا از خانواده خودم که سالیان سال برای ملاقات با من به اشرف و لیبرتی می آمدند تشکر نموده و بسیار خوشحال هستم که توانستم از فرقه جهنمی رجوی جدا شده و به نزد خانواده خود بازگردم و از اینکه مرا در جمع انجمن نجات و سایر خانواده ها قبول نموده بسیار تشکر کرده و آرزو می کنم روزی شاهد رهایی همه افراد از تشکیلات فرقه رجوی جنایتکار باشیم.