شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵
نامه شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک به رئیس جمهور آلبانی 17 خرداد 1394

نامه شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک به رئیس جمهور آلبانی

ما والدین وبستگان آن اسیران بارها وبارها برای رهایی آنان ازاسارت رجوی با تقبل رنج سفربه کشورناامن عراق مسافرت نمودیم ودربزرگترین قلعه مغزشویی رجوی دراشرف سابق به تحصن نشستیم ولیکن به واسطه کارشکنی رجوی متواری موفق به دیدارعزیزانمان نشدیم وحال که اندک اعضای سابق به کشورشما پناهنده شدند انتظارداریم تسهیلاتی فراهم کنید که منجربه ملاقات ودیدارحضوری مان با عزیزانمان گردد و قبلتر از آن درخواست داریم که با انجام تحقیقات ضروری اندر شناخت هرچه بیشتر هویت و ساختار تروریستی فرقه رجوی برای حفظ شخصیت و پرستیژ خود و سایرهمکارانتان ازشرکت درجلسه گرامیداشت تروریسم درسالن ویلپنت پاریس امتناع بورزید و به تروریسم افسار گسیخته رجوی که برای کشورتان خطرناک خواهد بود” نه” بگویید.

منصور شعبانی درجمع خانواده های چشم انتظارگیلک – جلسه اول – قسمت اول 12 خرداد 1394

منصور شعبانی درجمع خانواده های چشم انتظارگیلک – جلسه اول – قسمت اول

آقای منصور شعبانی عضورها شده ازچنگال رجوی وبازگشتی به میهن عزیزمان ایران ازآلبانی هنوزدراستراحت بودند وفراغتشان درجمع خانواده اش به پایان نرسیده بود که به واسطه درخواست شماری ازخانواده های دردمند وچشم انتظارگیلک که هریک دستکم عضوی ازخانواده خود دراسارت رجوی دارند ؛ ازایشان خواستیم که آنچنانکه شایسته است برنامه ریزی ومدیریت داشته باشند تا بتوانند با حضوردردفترانجمن نجات گیلان دیدارهایی با خانواده های اعضای گرفتاردرفرقه رجوی درلیبرتی ویا آلبانی داشته باشند.

دیدار صمیمی منصور شعبانی با خانواده اسماعیل پورحسن؛ گروگان فرقه رجوی 11 خرداد 1394

دیدار صمیمی منصور شعبانی با خانواده اسماعیل پورحسن؛ گروگان فرقه رجوی

آقای شعبانی عضوجدید الورود به ایران پس ازآشنایی اولیه با خانواده دردمند وچشم انتظار پورحسن درخصوص آخرین وضعیت اسماعیل پورحسن درمناسبات فرقه گرایانه رجوی گفتند:” وقتی نام اسماعیل را شنیدم یک دنیا خاطره که با وی داشتم به خاطرم آمد ولذت بردم چونکه اسماعیل خیلی خوش مرام ومهربان وساده وصادق بود.

کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده! 10 خرداد 1394

کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده!

حسن خانی بارها وبارها با خودش خلوت میکرد و درگوشه ای ازحاشیه مقربه فکرفرومیرفت ووقتی ازمشکلاتش جویا میشدم میگفت” فکرخانه وخانواده خیلی آزارم میدهد. پدرومادرم روستایی هستند وخدا را خوش نمی آید که ازمن بیخبرباشند. میتونی جورکنی بتونم یک تماس با خانواده ام بگیرم ودستکم خبرسلامتی ام را به آنان بدهم وبدانند حداقل من زنده ام ویک روزی اگرشرایط ممکن ومیسرشد بتونم فرارکنم ونزد آنان برگردم.” که البته این امرهیچگاه برایش مقدورومیسرنشد.

گپ صمیمی منصور شعبانی با خانواده محسن مهرورز (گروگان رجوی در تیرانا) 06 خرداد 1394

گپ صمیمی منصور شعبانی با خانواده محسن مهرورز (گروگان رجوی در تیرانا)

مهندس علی نقی مهرورز ضمن تبریک و شادباش به آقای شعبانی درخصوص جدایی وبازگشتش به وطن وآغوش خانواده بی صبرانه از وضعیت برادرش محسن پرسید وخاطرنشان کرد که درچند نوبت روی سایت نجات برای محسن پیام وشماره تماس گذاشتم وتاکید کردم که محسن دراولین فرصت دستکم برای آرامش مادر پیر و سالمندم هم شده یک تماس تلفنی داشته باشد که متاسفانه تاکنون فعالیتمان بی حاصل بوده است.

ضرب و شتم منصور نظری بتوسط گماشته های رجوی را محکوم میکنیم 06 خرداد 1394

ضرب و شتم منصور نظری بتوسط گماشته های رجوی را محکوم میکنیم

مسول انجمن نجات گیلان به اتفاق سایراعضای خود ازجمله خانواده های مرتبط با این تشکل حقوق بشری که درخصوص ارتباط خانواده های چشم انتظار با عزیزان دربندشان سالیان است که با تمام توان ازهیچ کوششی فروگذارنکرده است ؛ اقدامات نابخردانه تروریستی وضرب وشتم رجویها علیه جداشدگان خصوصا اهانت به عضوجداشده منصورنظری را محکوم می نماید وبه جامعه جهانی هشدارمیدهد که بیش ازاین اجازه ندهد که اعضای وحشی داعشی فرقه رجوی دردنیای آزاد جولان بدهند وسایه سیاه تروریسم را دراروپا بگستراند که آنوقت وقتی نوبت به خودشان رسید دیگردیرخواهد بود

مادرم بی صبرانه در انتظار تماس تلفنی محسن مهرورز است 29 اردیبهشت 1394

مادرم بی صبرانه در انتظار تماس تلفنی محسن مهرورز است

من وتمام اعضای خانواده ام خصوصا مادرسالمندم درغم جانکاهی می سوزیم وآرزو داریم که بتوانیم دراسرع وقت برادرنازنینمان محسن را درآغوش بفشاریم. دراین میان مادرچشم انتظارومریض احوال من خیلی بیتابی میکند ومی گوید خدایا میشود تا زمانیکه جان دربدن دارم بتوانم یکبار ولو یکبارصدای جگرگوشه ام محسن را بشنوم

تسلیت انجمن نجات گیلان به دوست عزیز، ولی دوستی 29 اردیبهشت 1394

تسلیت انجمن نجات گیلان به دوست عزیز، ولی دوستی

درگذشت برادر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت و برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل خواهانم. ولی جان فعالیت انساندوستانه وخیرخواهانه جنابعالی را درانجمن نجات درراستای رهایی اسرای گرفتار در فرقه بدنام رجوی را ارج می نهم و برایت آرزوی سلامت وتندرستی وپایداری درکار و مسولیتت را ازدرگاه متعالی خواستارم.

جمال بامداد کیست!؟ 27 اردیبهشت 1394

جمال بامداد کیست!؟

هیچوقت ازخاطرم نیمرود که زمستون 1363 بود که تازه وارد هنگ و پذیرش مجاهدین واقع درپایگاه مرزی جلیلی شده بودم که بتدریج با این آقا وهمچنین اسماعیل وفا یغمایی (جدا شده مقیم فرانسه) اولین دیداروآشنایی داشتم که این دوعزیزدرآن مقطع درقسمت تبلیغات ومشخصا رادیو فعالیت داشتند. یکروزکه داشتم بواسطه قدیمی تربودن شان درمجاهدین به ایشون نزدیک می شدم تا محفلی داشته باشم خیلی سریع و گانگستری با واکنش سرتیم خودم مواجه شدم وشنیدم که گفت” توتازه وارد وپذیرشی هستی خوب نیست که با بریده وواداده ولمپن ها ارتباط برقرارکنی”!؟

پیام خانواده های چشم انتظار گیلک به اسرای لیبرتی 23 اردیبهشت 1394

پیام خانواده های چشم انتظار گیلک به اسرای لیبرتی

شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک که برای اعزام به لیبرتی وملاقات با عزیزان دربندشان لحظه شماری میکنند با شنیدن خبربازگشت آقای منصورشعبانی مقیم آلبانی به خاک وطن وآغوش خانواده طی تماس تلفنی وهمچنین ملاقات حضوری با مسول انجمن نجات گیلان ضمن تبریک وشادباش به منصورشعبانی عضو رهاشده ازچنگال رجوی وخانواده خوش شانسش به عزیزان خود که درلیبرتی گرفتارتشکیلات سیاه رجوی هستند هشداردادند که هشیار باشند ودیگربارفریب رجوی را نخورند وبه آلبانی نروند

بازگشت منصور شعبانی به وطن و آغوش خانواده 21 اردیبهشت 1394

بازگشت منصور شعبانی به وطن و آغوش خانواده

منصور شعبانی پس از تحمل 27 سال اسارت درفرقه بدنام رجوی و گذراندن 2 سال سرگردانی و بلاتکلیفی درکشور آلبانی بالاخره عصر روز یکشنبه مورخه 20 / اردیبهشت / 1394 به لطف خدا و مساعدت خیرخواهانه مسولین امنیتی کشور به خاک زیبای وطن و کانون گرم و پرمهرخانواده بازگشت.

کودکان مجاهدین درخدمت مالی اجتماعی اجباری! 16 اردیبهشت 1394

کودکان مجاهدین درخدمت مالی اجتماعی اجباری!

آنگاه برای حل تضاد و آموختن زبان سوئدی به نوجوان خردسال مسعود عطایی معرفی شدم وازمسعود آموزشی درکارنبود بلکه تنها سناریوی مالی اجتماعی مرا توانست زیرنویس بکند تا من بتوانم صرفا با از رو خواندن آن اعانه جمع کنم. بعنوان مثال به فارسی برایم نوشت” ویل دو اسکریوا موت تورتیر؛ موت آورت ننگار؛ بارا انگنگ یلپا بارنن ایران” ترجمه اش از زبان سوئدی یعنی اینکه” آیا درمحکومیت اعدام وشکنجه امضاء میکنید ویکبارهم که شده به بچه ها کمک مالی کنید”.

blank
blank
blank