مادری چشم انتظار در آرزوی درآغوش کشیدن فرزند در بند ش بدرود حیات گفت
مرحومه صغری ملکی مادرمحمدعلی میرزایی از اعضای دربند تشکیلات مخوف رجوی از شهرستان آستانه اشرفیه از استان گیلان پس از سالیان دوری و بی خبری از فرزندش در حالیکه چشم انتظار بود و هنگام وداع از این دنیا اسم محمدعلی را بر زبان داشت، جمع ما را ترک کرد و بدرود حیات گفت.
اهانت به هموطنانمان از جانب رسانه فرقه رجوی
یادتان رفت که برای فریب شهروندان عراقی خصوصا سران عشایر به دفعات بیشمار در زمین صبحگاه و یا سالنهای اجتماعات اشرف بساط پذیرایی ازنوع عربی (بخوروبریزوبپاش)مهیا میکردید!؟ ودرپایان به هریک ازحامیان! خود یک تراول صد دلاری اهداء میکردید و….شخصا انگیزه ندارم ازاین دست فاکت ونمونه و… مثال بیاورم چرا که طرف مورد بحث لایق نیست واهمیتی ندارد ولیکن از بابت اهانتی که به هموطنمانم از جانب رسانه فرقه رجوی شده است بی نهایت متاثر شده و دست به قلم بردم.
سفر خانواده های گیلانی به اسارتگاه اشرف
پس ازماهها انتظار بالاخره شماری از خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک در تاریخ20/11/89 با شعار” درب اسارتگاه اشرف را بازکنید” بمنظور دیدار حضوری با عزیزان دربند خود با تحمل شداید فراوان از جمله سرما و برف و باران زمستانی راهی عراق شدند. باشد که با یکسره شدن کار اسارتگاه اشرف و سپردن سران خائن فرقه به دست عدالت، با رهایی تمام ناراضیان تشکیلات مخوف رجوی، خانواده های دردمند آن عزیزان برای همیشه به آرامش وخوشحالی برسند
اندر حکایت دیدن سراب از سوی رجوی
مضحکه جدید رجوی همانا خروش بهمن است! گویا ازتحولات فزاینده اخیر خاورمیانه بوی کباب از نوع داغ شدن گوشت حمار به مشام آنجناب رسیده است!. سراسمیه والبته مست و خواب آلود درافراط از مصرف شراب، سراب از نوع سرنگونی به چشمانش نقش بسته و کمافی السابق دچارهذیان گویی شده است و خواب سرنگونی دیده است.
مجاهدین درگیر جنگ قدرت هستند
یکی از حضار می گوید: مشکل دراینست که مجاهدین آنچنان درگیرجنگ قدرت هستند که دیگر افسار پاره کردند وهیچ چیزازجمله مردمان کشورشان برایشان ارزشی ندارد و دقیقا ضدایرانی شدند وصرفا به قدرتهای خارجی چسبیدند تا با حمایت آنان به قدرت برسند که برای رسیدن به آن جنون گرفته اند.خواهر یکی دیگر از اسرای دربند که تحصیلات دانشگاهی دارد در ادامه می افزاید کارمجاهدین ازاین حرفها گذشته وچونکه مطلقا درایران پایگاه اجتماعی ندارند واساسا مطرح نیستند به بیگانگان چشم دوختند شاید
پیام خانواده قلیزاده به فرزند اسیرشان در اشرف
برادرم علی جان آمدنت چرا اینقدر طول کشیده؟ تا کی انتظار و دوری. چرا به دل خودت رجوع نمی کنی دل همه برادر و خواهرانت و فک و فامیلها برایت تنگ شده. آخه دلت را به چه کسانی خوش کرده ای. اینان همه مهره های سوخته اند که پشت شما خودشان را مخفی کرده اند. امید به آنها داشتن دراین سالها چه سودی برایت داشته جز دوری و غربت
حمایت خانواده های گیلانی از اجتماع خانواده های متحصن در ضلع جنوبی اشرف
خانواده های زحمتکش و چشم انتظار گیلک که موشکافانه و با احسا س مسولیت تحسین برانگیز اخبار مربوط به خانواده های هم درد خود در مقابل اسارتگاه اشرف را دنبال می کنند، با مشاهده اجتماع عظیم خانواده ها در ضلع جنوب اشرف برای دستیابی به خواسته مشروع و به حق خود مبنی بر برقراری ارتباط با عزیزان دربندشان، به آنان دست مریزاد گفته و برمقاومت شجاعانه آنان آفرین گفتند.
مجاهدین و رهبری فرقه ای
بالا دستها در فرقه رجوی خصوصا مریم و مسعود رجوی صف خود را همواره از پائین دستها جدا می بینند و از امتیازات خاص برخوردارند واین برآمده از ایدئولوژی فرقه گرایانه بوده و تراوش می کند. باید از رجوی پرسید تو محق هستی با فرزندت مصطفی وهمسر جادوگرت مریم با دخترش اشرف درکنارهم باشی اما اعضای دربند تشکیلات مخوف تو اجازه ندارند درپی سالیان بی خبری از اقوام خود ولو یک تماس کوتاه تلفنی داشته باشند تا خانواده هایشان را از نگرانی در بیاورند!
محمد باقر کشاورز در زمره مداحان اهل بیت
وجه تمایز تاسوعا وعاشورای حسینی امسال با پنج سال پیشترکه خودم پس ازبازگشت به کشور در آن مشارکت داشتم، حضورعنصر بازگشتی محمدباقرکشاورز در زمره مداحان اهل بیت عصمت و طهارت بود. ایشان درمراسم عزداری تاسوعا وعاشورای حسینی درشهر مذهبی آستانه اشرفیه این امکان را پیدا کرد که بتواند با اشتیاق تمام برای عزاداران حسینی بسراید و مرثیه سر بدهد طوری که مورد توجه شدید دوستان و آشنایان و شهروندان قرار بگیرد و تحسین شود.
در حاشیه همایش انجمن نجات گیلان واقع درشهرستان آستانه اشرفیه – قسمت نهم
حجت در حالیکه عنصر بازگشته را بشدت درآغوش می فشرد بغض کرده و پرسید تو بگو اسماعیل ما را دیدی و میشناسی؟ آخر مادر و پدرم دیگر تاب و تحمل ندارند بیش از بیست سال است که خبری از وی نداریم. خانواده مان چشم انتظار بود تا از کسی خبر اسماعیل را بگیریم و مادرم در تنهایی خود گریان زمزمه میکرد که خدایا کسی خواهد آمد تا خبرسلامت اسماعیلم را به من بدهد…
یادی از مهدی فتحی از قربانیان جدید فرقه رجوی
مهدی خیلی تودار بود یک روز به من گفت که اقامت کشور فرانسه را دارم و با وجودیکه بارها درخواست خروج از اشرف و بازگشت به کشورمورد نظررا دادم همواره تحت برخورد قرارگرفتم وبا درخواستم نه تنها موافقت نشد بلکه حساب پس دادم که فکرخارجه نباید به ذهنم میزد!
احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی
درشروع نشست های طلاق اجباری، فرمانده محورهفتم زهرا رجبی صدایم کرد و گفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیر تعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد.همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست