اعضای اسیر زندانیان فکری رجوی
وی خاطر نشان کرد اعضاء زندانیان این فرقه هستند وقتی هیچ کدام اراده ای از خود ندارند و از تمامی حق و حقوق خود محروم می باشند صحبت از آزادی بنظر خیلی مسخره می باشد.به درستی تا هنگامی که افراد اسیر حق انتخاب آزادانه ای برای اولیه ترین کارهای روزانه را ندارند و هیچ کاری را بدون مسئولین فرقه نمی تواند انجام دهند صحبت از آزادی و حق و حقوق افراد معنی ندارد!
دردست نداشتن نبض زمان، مشکل اساسی رجوی ها!
دیگر اینکه نه کار داعش وبنیانگذارانش به ایران و رژیم آن مربوط است ونه ایران جزو اسرائیل، عربستان، افسران اطلاعاتی رژیم صدام است که ادعا شود یکی از بنیانگذاران داعش بوده است!! همچنین، درجریان ترورهای جنایتکارانه ی تهران، سناتور کم و بیش ترقی خواه و بیش ازحد بی استخوان (برنی سندرز)آمریکائی در سنا پیشنهاد داد که بخاطر این مصیبت وارده به ایران، مجالس آمریکا عجالتا از وضع تحریم ها علیه ایران خودداری کنند، که مقبول نیافتاد!!
دیدار آقای سعید وادیان از خانواده های قربانیان فرقه رجوی با اعضای انجمن نجات خوزستان
آقای وادیان درجریان این ملاقات ابتدا تهاجم تروریستی روز چهارشنبه ۱۷خرداد را که بوسیله مزدوران داعش صورت گرفت ومنجر به شهادت ومجروح شدن تعدادی از هموطنان بیگناه ما گردید محکوم کرد واظهارداشت که سرمنشاء و حمایت کنندگان این اقدام بزدلانه مشخص است!
حملات تروریستی اخیر در ایران و همزمانی آن با فرار رجوی به عراق در ۱۷خرداد!!!
حرکات تروریستی اخیر نشان می دهد که جان مایه و تجربه ترورهای کور دهه شصت فرقه در تهران که منجر به کشته شدن بیگناهان شده بود اینبار از آستین پدر خوانده تاریخی اش یعنی داعش بیرون آمد. فرقه تروریستی رجوی در این رابطه موضعگیری مسخره ای نمود و عنوان نمود که کشتن بیگناهان محکوم است واما عملیات تروریستی داعش در تهران را محکوم نکرد و سعی نمود تا مانند غربی موضعگیری کند و نشان دهد که چگونه در انجام جنایت در کنارشان قرار دارد.
اگر نبودند و حالا هم نیستند، کار سازمان بدینجا میرسید که میبینیم!
اینکه فرزندان هزاران نفرازاین خلق را به اسارت گرفته ودر حرمسراها وکاخ های خود بخدمت گرفته ورفتاری پایین تر از شان یک برده درحق آنها داشته باشند و زمانی که تعدادی ازاین خلق حالا محبوب ودرگذشته قهرمان، برای دیدار این ازدست رفته های خود به کمپ های اسرای رجوی مراجعه کنند، به الدنگی و مایه ی ننگ بودن مفتخر شوند!!!
درمقاطع مختلف، سازمان با چه شگردهایی افراد را حفظ کرده است؟! – قسمت ۳
آلان محمدی و… خیلی های دیگر ازآن نمونه اند وعلاقمندان میتوانند به کتاب اخیر خانم مریم سنجابی که دراین باره نوشته، مراجعه کنند. این جنایت ها بنام رهائی زن به خورد خلق الله داده میشد که امروز برای خیلی ها ماهیت پلید این ایده روشن شده است!
جوابیه مسئول انجمن نجات استان مرکزی به فرقه رجوی
در سایت فرقه درج شده که من با ارگانهای بین المللی بر علیه فرقه نامه نگاری می کنم و فرقه را افشا گری می کنم. بله درست است هر چه تا به حال گفتم کم گفتم. آنقدر فرقه رجوی را افشاگری می کنم تا برای همگان روشن شود عقب مانده ترین فرقه… فرقه رجوی است فرقه ای که انسانها را به اسارت می گیرد و ابتدایی ترین آزادی را از آنها سلب می کند و عمر آنها را به نفع خودشان به تباهی می کشاند.
فرقه رجوی روز خوش نخواهد داشت
چگونه پسرم فریب خورد! خدا از رجوی نگذرد که جوانهای ما را از ما گرفت و روزگار را بر آنها سیاه کرده است.روزی نیست که برای نجات پسرم از چنگال رجوی دعا نکنم و از خدا نخواهم که سزای کار رجوی را در همین دنیا بدهد.
رویای ریاست جمهوری ایران برای مریم قجر فقط یک سراب است
عطش قدرت رجویها فقط به این نمایش دروغین ختم نشد و پس از مدت کوتاهی رجوی به این فکر افتاد تا به اصطلاح دولت در سایه تشکیل دهد، و با یک انتخابات تمام اتوماتیک و دمکراتیک از نوع رجوی رئیس جمهور آینده دولت سایه را نیز انتخاب کند و در یک نمایش مسخره زنش مریم را در این سمت تخیلی گمارد، جالب اینکه مریم قجر خودش هم باورش شده بود که واقعا رئیس جمهور شده
نامه ای به شکوه قاسمی در آلبانی!
چرا اجازه می دهی یک سری که از انسانیت بویی نبردند برای شما تصمیم بگیرند لااقل مابقی عمرت را آزاد زندگی کن و از زندگی لذت ببر تا آنجایِی که من خبر دارم خیلی از اعضاء جدا شدند و به دنبال زندگی خودشان رفتند شما هم می توانی.
چرا مسعود رجوی بشدت از هم بندی هایش نفرت داشت؟
مثلا اگر در مناسبات وبیرون مناسبات همه از شخصی مثل فرمانده فتح الله(مهدی افتخاری) به عنوان فرمانده عملیات فرار رجوی وبنی صدر تعریف می کنند رجوی در این تصمیم گیری خود را در حاشیه می بیند ومجبور است به صورت ذاتی وآنچه او فکر می کند بایستی آن شخص را منزوی ودر ته خط بکشد.
آفتاب آمد دلیل آفتاب
من که درداخل کشور زندگی میکنم، هرگز ازسخنان ولی فقیه ودیگر مقامات رسمی کشور استنباط نکرده ام که آنها چنین نظری دارند! دیگر اینکه لیبرتی یا اشرف از چنان موقعیت زبونی برخوردار بودند که بجز ما اعضای خانواده های گرفتار مناسبات رجوی، کسی اهمیتی بدان نمیداد و اکثر مردم ایران بااین نام هایی که اینقدر درپیش مامنحوس بودند، آشنائی نداشتند!

