چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
مثلث خائنین در پاریس 12 مرداد 1395

مثلث خائنین در پاریس

محمود عباس که در دهۀ 60 میلادی همراه با یاسرعرفات سازمان آزادیبخش فلسطین را پایه گذاری کرد با مناسبات فرقه ای و جاسوسی رجوی آشنایی و در جریانات انحرافی قبل و بعد ازانقلاب مردمی ایران همکاری داشته و در دهۀ 80 میلادی به ارتباط گیری با سازمان های جاسوسی رژیم صهیونیستی پرداخت و دردهۀ 90 نیز یاسرعرفات را برای انعقاد پیمان صلح اسلو با” مناخیم بگین” ترغیب کرد.

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!! 12 مرداد 1395

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!!

به انتظار آمدنت هستیم. پدرم اینجا سرزمین تو نیست. خانه تو اینجا نیست. خانه تو همان منطقه بخش الوار است. گندم زارهای طلایی منتظر دستان پر مهر تو هستند. پدرم اینجا چرا درخت می کاری؟؟؟ تو خودت هزاران اصله درخت داری در سرزمین آبا و اجدادی مان. پدرم درپشت این حصارهای سنگی به انتظارات مانده ام…نگاهم کن… صدایم کن…

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی 12 مرداد 1395

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی

خانواده یکی از اعضای فرقه تروریستی رجوی بنام ابراهیم جدی معروف به دکتر حمید قرارگاه اشرف سابق در طی الحاق وی به این گروه تروریستی متحمل زحمات زیادی شده اند. از یکسو یکی از برادران اش به جهت حضور در درگیری های نظامی کشته شده واز آن سوی یکی از برادرانش بنام بیوک جدی در سنین کم جوانی به جهت بی تجربگی وحضور در تیم نظامی واقدامات فاز نظامی سازمان تروریستی رجوی چند سالی را در حبس بوده است.

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور 12 مرداد 1395

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور

پرچمهای سر به فلک کشیده سه رنگم قسم به رنگ سرخ و سبز و سفیدتان که نیروی عشق خستگی ناپذیرست و توقف نمیشناسد هرچند آخرین بار است که این راه را برای نجات عزیزانم میپیمایم اما خدا گر ز حکمت ببندد دری…ز رحمت گشاید در دیگری… به برافراشتگیتان ادامه دهید تا باز گشتم به وطن…خدارا چه دیدید شاید این بار دست پر باز گردم به آغوش وطن…

گفتگوی صمیمی کوتاه با علی پوراحمد در مورد دیدار اخیر مریم رجوی با محمود عباس 11 مرداد 1395

گفتگوی صمیمی کوتاه با علی پوراحمد در مورد دیدار اخیر مریم رجوی با محمود عباس

متعاقب زهرخوراندن آقای عرفات دردهه هشتاد وتثبیت محمود عباس درراس تشکیلات خودگردان فلسطین درعموم قرارگاههای مجاهدین درعراق جلساتی به توصیه رجوی تشکیل شد وخط رجوی به نیروهایش القاء شد که مرگ عرفات مشکوک بوده ویک توطئه امریکایی – اسرائیلی قلمداد کردند وبطورشفاف عنوان کردند که محمود عباس یک دست نشانده امریکا بوده ومطلقا مشروعیت ندارد!! یعنی همان محمود عباسی که الان به پایش افتادند وبه لیسیدن تیغ خون آلود وی علیه نیروهای مقاوم فلسطینی درزندانهایش شدند تا ازاین رهگذربه زعم نابخردانه خویش اسم ورسمی برای خود کسب کنند.

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد… 11 مرداد 1395

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد…

همهمه زیادی محوطه سوارشدن اتوبوس را پر کرده بدرقه کنندگان خانواده ها آرزوی سرسلامتی برای مسافران و عزیزان خود دارند تا با سلامتی راهی کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد بشوند. خانم خوب زمانی از بیماری چند ساله اش میگوید که بخاطر فراق برادرش یوسف که هم اکنون از ساکنین کمپ لیبرتی است برایش بوجود آمده است. می گوید ایندفعه با چنگ و دندان و تا اخرین رمق برای دیدارش اقدام خواهد کرد.

حضور موثر خانواده های استان آذربایجان شرقی در مقابل کمپ لیبرتی 11 مرداد 1395

حضور موثر خانواده های استان آذربایجان شرقی در مقابل کمپ لیبرتی

در روز یکشنبه مورخ 10/05/1395، بدون توجه به گرمای طاقت فرسای عراق، با به هیچ گرفتن خطرات تروریستی موجود، لاقیدی به کهولت سن و بیماری های متعدد، گروهی از خانواده های آذربایجان شرقی مرتبط با اسرای رجوی درکمپ لیبرتی، در مقابل این کمپ ترانزیتی که باند رجوی بطور جاهلانه وبی رحمانه ای درتلاش دائمی کردن آن بود، گرد آمده و هرچه مصمم تر درخواست ملاقات با عزیزانشان را داشته و مراتب را ضمن اعلام شفاهی، طی طوماری بزرگ که به دو زبان فارسی و انگلیسی تهیه کرده اند، درمعرض دید رسانه ها قرار داده

اول به دنبال آزادی دربندان در زندان فرقه رجوی باشید 11 مرداد 1395

اول به دنبال آزادی دربندان در زندان فرقه رجوی باشید

امروز در این بیابان داغ و سوزان، تشنه و خسته و لرزان از کهولت سن و نشسته بر روی ویلچر، مادران به دنبال فرزندانشان وپدران عرق ریزان و نگران مشتاق دیدار گم کرده ی خود، همسران به دنبال دیدار یار غار جوانی خود میباشند که عمر در فراغشان گذرانده اند. فرزندان به دنبال پدران خود، تا از این نام یتیمی که در بود پدر بر رویشان گذاشته شده برهند و در آغوش او امنیت و پشتیبانی ای که در تمام عمرشان دریغ شده بیابند. برادران و خواهران به دنبال برادر و خواهری آمده اند که تمام خاطرات کودکیشان با حضور آنان شکل گرفته است.

ششمین تلاش خانواده ها در عراق 11 مرداد 1395

ششمین تلاش خانواده ها در عراق

ما به شوق دیدار با عزیزانمان به لیبرتی آمده ایم اما دریغ و درد از همدلی و همراهی. ما به مقابل شیاری رسیدیم که نزدیکترین نقطه به کانکس ها، همان سلول های آهنی زندان خودساخته ی رجوی هاست. باز افراد از خودبیگانه شده ی فرقه مانند ربات های بی اراده با صورتهای پوشیده مقابل ما ایستادند. همراهان بی تاب من شروع به فریاد زدن و خواندن عزیزانشان با صدای بلند کردند. بی تابی و دلتنگی نیم ساعتی امان از کفِ ما ربود و با اشک و فریاد توأم با همهمه جگر گوشه هایمان را فراخواندیم. این بار نیز تلاش شده بود با ایجاد موانع بسیار، مانع دید ما به درون لیبرتی بشوند

صحبت از مسعود و مریم «مرز سرخ» بود 11 مرداد 1395

صحبت از مسعود و مریم «مرز سرخ» بود

مسعود اول این‌طور تحلیل می‌کرد که آمریکا به عراق حمله نمی‌کند، این را هم می‌گفت چون می‌دانست اگر واقعیت را بگوید همه فرار می‌کنند و نمی‌شود کسی را کنترل کرد، اما وقتی‌که آمریکا رسماً اعلام کرد که حمله خواهد کرد، مجبور شد که او هم اعلام کند، آن‌هم چه زمانی؟ ما وقتی در حال خروج بودیم که آمریکا از مرز کویت وارد شده بود و همین هم باعث شد تا خیلی از نیروها در جریان بمباران آمریکایی‌ها کشته شوند.

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نهم 11 مرداد 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نهم

آقا مسعود، برادر محمود ذوالقدری در ادامه می گوید: مدت چند ماهی از برادرم خبری نشد. ما از طریق همرزمانش پیگیری کردیم و به محل خدمتش مراجعه کردیم. فهمیدیم برادرم توسط سازمان مجاهدین خلق اسیر شده است. از آن زمان به بعد هیچ خبری از برادرم نداشتیم. چند بار به همراه مادر، برادر و خواهرم به پادگان اشرف رفتیم. ولی سران فرقه رجوی جرأت نداشتند که به خانواده ی ما فقط چند لحظه اجازه ی ملاقات بدهند.

ششمین تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان 11 مرداد 1395

ششمین تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها که از استان های تهران، اصفهان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، مازندران، گلستان، سیستان و بلوچستان، یزد، و زنجان آمده اند طی روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه به تدریج وارد بغداد شده و امروز برای تلاشی دیگر عازم لیبرتی گردیدند.

blank
blank
blank