مسعود کجایی؟ دقیقا کجایی! دلم برای وعده های سرنگونی تنگ شده
هدف رجوی از این وعده ها از سویی امید بخشیدن به اعضاء دربندش و از سویی بیگاری و استفاده ابزاری از آن ها بود تا بتواند وقت بیشتری برای ادامه حیات کسب کند و الا خودش هم می دانست راه به جایی نمی برد، از طرفی با برگرداندن انگشت تقصیر به سمت اعضاء، آن ها را مقصر عدم تحقق سرنگونی معرفی می کرد فلذا اعضاء ملزم به تلاش بیشتر می شدند. اما آیا می دانید که مسعود برای تضمین وعده سرنگونی چه قولی داد؟
فرقه رجوی فرق بین رفراندوم وانتخابات را درک نمیکند!
کسی اعلام رفراندومی نکرده که رای شما همان باشد که مطرح کرده اید ودراصل خود را ازاعماق جامعه دور نگه داشته اید که هم کار راحتی کرده باشید وهم هنر همیشگیتان را به نمایش گذاشته اید! آخر کسی که بیانیه ی انتخاباتی میدهد، باید تحلیل جامعی ازاوضاع داخلی وخارجی ارائه دهد که کاری است سخت وبنابراین شعاردادن خشک وخالی، صعوبت کار را ازبین میبرد!! درست تر اینکه شما حرفی که مربوط به این انتخابات باشد ندارید!!!
پیام همایش خانواده های اسرای رجوی درکمپ لیبرتی
ما اعضای خانواده ها، با لحاظ تعهد تحمیل شده بردولت عراق، مدت زیادی ازمراجعه به کمپ لیبرتی خودداری کرده وسرانجام با مشاهده ی دفع الوقت کردن ازطرف رجوی، تعدادی ازما به همراه دیگر هموطنان هم درد، به کمپ لیبرتی مراجعه کرده و برخورد گماشتگان رجوی را همانگونه دیدیم که درگذشته ها مشاهده کرده بودیم. ابدا اجازه ی ملاقاتی درکار نبود و نقاب برچهره افکنده های رجوی، با سنگ وفحاشی ازما استقبال کردند و متاسفانه مامورین محلی کمیساریای عالی پناهندگان بجاای دخالت در امر ولااقل گرفتن فیلم وعکس از این صحنه ها وگزارش ماوقع به مسئولین خود، به خانه هایشان در بغداد رفتند.
مصاحبه با شهرام بهادری عضو رها شده فرقه ی رجوی
خانواده ها باذوق وشوق دراینجا حضور یافته بودند وجویای جدی حال فرزندان اسیر خود بودند. آنها سراغ فرزندانشان را ازمن میگرفتند وهرگاه من موفق به شناسائی فرزندان آنها ودادن خبر سلامتی شان میشدم، بسیار خوشحال میشدند واین خوشحالی آنها مرا نیز دربر میگرفت وساعات خوبی را تجربه میکردم.
حرف نمیزد متین تر مینمود!
مینامید و براثر مقاومت دوساله و شورانگیز خانواده ها درهم ریخت، مهاجرتی برای بقای جنبش میخواند؟! البته این فرد، ازنقطه نظر دیدگاه فرقوی خود درست هم میگوید! چرا که هرشکستی برای فرقه ها عین پیروزی است وشکست مقوله ایست که تنها خاص انسان های روی زمین وغیر فرقوی میباشد!!
پلاکارد خلیج عربی و اهواز عربی اشغال شده!! در تظاهرات فرقۀ رجوی در پاریس
پلاکارد عربهای لبنان و سوریه در تظاهرات فرقۀ رجوی در پاریس علیه سفر روحانی به فرانسه. نوشته اند «نه به تروریسم صهیونی (اسرائیل) و صفوی» که دقیقا همان شعار داعش است که کل ایران را قطع نظر ار رژیمش دولت صفوی و شیعه را صفویها لقب می دهند. نگاه کنید روی نقشۀ خلیج فارس نوشته الخلیج العربی و استان خوزستان را به شکل کشوری از ایران جدا کرده نوشته الاحواز عربی اشغال شده!!!
انتقال ۲۲ نفر از کمپ لیبرتی به آلبانی
بعد از چهل روز تمام توقف انتقال ساکنان کمپ لیبرتی به تیرانا پایتخت کشور آلبانی به علت تعطیلات سالانۀ کمیساریا و بعد هم بهانه های مختلف فرقۀ رجوی برای به تعویق انداختن روند انتقال سرانجام روز پنجشنبه ۱۵ بهمن ماه ۹۴ برابر با ۴ فوریۀ ۲۰۱۶ در نتیجۀ فشارهای کمیساریای عالی پناهندگان در بغداد و دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق (یونامی) سرانجام رهبری فرقۀ رجوی به از سر گیری روند انتقال از سال جدید تن داد
نگاهی بر حادثه ۱۹ بهمن
آری عاشورای مجاهدین که رجوی برآن نام نهاد فقط جنبه سوء استفاده شخص رجوی از این ماجرا بود و طبق معمول دیگران بهای آنرا می پردازند و رجوی با خونخواری و سنگ دلی سوار بر این موج شد و نفع آنرا برد و با همین حادثه تعداد زیادی را جذب خود نمود و فدا کار اصلی باز وی شد که همسرش و یارانش را در ایران گذاشت.
دریافت یک خبر سلامتی بعد از ۲۶ سال صبر و انتظار و خون جگر خوردن!
تصور کلی من این بود که این برادر بداقبال من، در هزارلای تشکیلات رجوی گرفتار آمده و بدلایلی سربه نیست شده است. اما حقیقت این بوده که او در کمپ لیبرتی عراق ودرخدمت رجوی بسر میبرده و اجازه نداشته که محل خود وخبر سلامتی اش را به خانواده اش بدهد!
درخواست ما خانواده ها از وکلا و حقوق دانان کشورهای عربی
ما خانواده های آسیب دیده از این فرقه کذایی از شما وکلای عرب خواهانیم که از رجوی سوال کنید چرا و به چه علت مایل به انتقال افراد باقی مانده در کمپ لیبرتی نیستند؟!! واز آن امتناع می ورزند؟!! با خود چه فکر می کند؟
مصاحبه با شهرود بهادری عضو جدا شده فرقه رجوی
بعد از13 سال توانستم به خانواده ام برگردم وازاستقبال گرم آنها احساس خوشبختی غیر قابل وصفی نموده وگویی که زندگی دوباره پیدا کردم. تولدی دیگر یافته وبه دنیای جدیدی قدم گذاشتم. وقتی دیدم که تغییرات کیفی بسیار مثبتی در منطقه ی محروم ما شده واینک به محل آباد وسرزنده ای تبدیل شده، بسیار خوشحال شدم.
ملاقات خانواده دردمند و چشم انتظار تلاوتی با مسول انجمن نجات گیلان
دراین چند سال گذشته این خانواده دردمند فعالیت وتلاش چشم گیری داشتند ازنامه نگاریها ودرج درسایت نجات جهت اطلاع رسانی واستمداد ازنهادهای حقوق بشری تا اعزام چندباره به عراق وتحصن درکمپ اشرف، شاید که موفق به دیداروملاقات حضوری با عزیزانشان بشوند. گماشته های رجوی ازاین خانواده زحمتکش گیلک با سنگ وفحش و ناسزا پذیرایی کردند ودلشان را شکستند

