رجوی از ترس خانواده ها اسامی جعلی اعلام می کند!
همچنین عدم واکنش خانواده های اعضاء به این خبر ثابت می کند که رجوی زنباره در اوج شیادی فریبکاری می کند و اسم واقعی این عضوء نگون بخت به عمد منتشر نمی کند تا خانواده ها یقه رجوی را نگیرند بطور خاص رجوی و مریم قجر بهتر از هر کس می دانند که خانواده اعضایی که در اروپا هستند می توانند از طریق مراجع قانونی وسازمانهای بین المللی واکنش نشان بدهند و این خود نشان می دهد که رجوی زنباره از خانواده ها چقدر ترس ؛ وحشت دارد.
اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند
اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین خلق (ارتش خصوصی صدام) که در این مدت توسط رجوی به تیرانا اعزام شده و در حال حاضر در آلبانی فرماندهی پروژه راه اندازی مرکز جایگزین عملیاتی (کمپ اشرف هزار برابر) را در این کشور بر عهده دارند. فعالیت این افراد در کنار فعالیت های مرتبط در عراق، آلبانی و پاریس احتمال برنامه سیستم های امنیتی اسرائیل برای انتقال مسعود رجوی (حال هر مقدار که از وی باقی مانده باشد) به آلبانی را قوی تر کرده است.
نگرانی پیام آوران دروغین از توافق هسته ای
اکنون به روشنی معلوم شد که چرا سه گروه نام برده با هر گونه توافقی با ایران مخالف هستند. به محض این که بیانیه توافق تاریخی توسط نماینده اتحادیه اروپا و وزیر خارجه ی ایران خوانده شد، مخالفان ناامید شده ی توافق به ویژه فرقه ی مجاهدین خلق تبلیغات خود را برای متقاعد کردن مخاطبان محدودشان آغاز کردند مینی برا این که این توافق در هر صورتی بد است. مجاهدین خلق، حامیان امریکایی و اسراییلی شان پیام آوران دروغینی هستند که همه در وحشت افکنی درباره ی توانایی های هسته ای ایران نفعی دارند.
کمیته های مردمی یا گروه تروریستی تکفیریها
جنایتهای سران سازمان مجاهدین تمامی ندارد و آنها در هر نقطه ای از دنیا که عده ای تروریست و اشوب طلب با حمایت برخی کشورهایی که منافعی در انجا دارند شورشی انجام می دهد، از آن حمایت نموده و به جنایات وحشیانه آنها کمک می کنند، همچنانکه در عراق شاهد قتل عام مردم بیگناه انجا توسط گروهای تکفیری داعش بودیم که چگونه سرکرده فرقه رجوی یعنی مسعود رجوی خائن از انها اعلام حمایت نمود و تمامی دانسته های پوچ خود را در اختیار آنها قرار داد که خوشبختانه با درایت مسئولین و مردم ان کشور این خیانتها بطور بسیار خوبی سرکوب می شود و انشاءالله در یمن نیز مردم آن دیار به زودی به جنایتهای آل خلیفه و رژیم سعودی فائق خواهند آمد و انوقت سران سازمان مجاهدین همانند موشی که سرگردان است باید بدنبال سوراخی بگردد که همچون سرکرده خیانتکار خود در ان مخفی شود
روز زن مبارک
NULL
به تحریم های غیر اتمی وخارج از شورای امنیت دل نبندید!
با این وجود مقوله هایی مانند” خلق قهرمان ایران” دود شده وبه هوا رفته وعرصه را چندان بر خود تنگ دیده که مجبور شده برخلاف ادعاهای اولیه وبخصوص نظریات بنیانگذاران اولیه اش، بطور علنی و شفاف خودرا در صف نئوکان های خونریز و دوستان تجاوزگر ومرتجع آنها قرار داده وحتی این نزدیکی را افتخاری برای خود بداند! با این وضع ارائه ی تحلیل وپخش اخبار ازطرف فرقه ی رجوی وبانام سازمان مجاهدین خلق عملی مسخره است وما این تحلیل ها را بحساب یک فرقه ی جاسوس ونه مجاهدین خلق چهار دهه پیش میگذاریم!
توافق هسته ای و سرنوشت گروههای تروریستی
از این نوع مبارزات و انتظار تقدیر و تشکر، که مسعود رجوی آن را جنگ صدبرابر نام نهاده است، تنها و تنها از مجاهدین خلق بر می آید که به نفع مردم نیست بلکه در راستای منافع بیگانه و اربابان است و در ازایش فی الفور اجرت و حق الزحمه پرداخت شده و کسی از مردم و اپوزسیون جرات چنین مبارزاتی را علیه کشور و مردم خود که سهل است علیه دشمن را نیز ندارد. بی دلیل نیست که رهبری فرقه هنوز در نهانگاه به سر می برد. او نه به خاطر عدم پاسخگویی به انواع و اقسام نقض حقوق بشر و نقض حقوق اعضاء، بلکه دقیقاً به خاطر جاسوسی و مزدوری که از حیث حقوق بین الملل جرم محسوب شده و قابل پیگیری است، خود را قایم کرده و از بابت آنچه که علیه مردم و برای دشمن انجام داده، انتظار تقدیر و تشکر را دارد.
رهبران فرقه درگیری ۱۹/۱/۹۰ را از قبل طراحی کرده بودند!
درمورد این حادثه مشکوک سوال هایی وجود دارد وخواهد داشت. اما رهبران فرقه مجاهدین با این کار چه عایدی نصیب خود کردند وچه کمکی به نفرات در زنجیرشد؟ به نظر من در آن زمان یکی از اهدافی که سران فرقه بخصوص مسعود رجوی داشت خلاصی از مراجعه خانواده ها بود. چرا که خانواده ها از14 ماه قبل دراطراف وجود داشتند و شهود قضیه قبل از درگیری نیروهای محافظ عراقی در دوضلع قرارگاه شاهد گریه و ناله مادران و پدران سالخورده وجوانان و فرزندانی بودند که به واسطه تصمیمات ضدانسانی سازمان از انجام ملاقات منع شده بودند و بنابراین هدف اول رهبران فرقه این بود که ازحضور این خانواده رها شود.
رجوی ها نمی توانند از اعمال تروریستی و جاسوسی برای بیگانگان دل بکنند
هر چند آمریکایی ها مدتی بعد در یک بازی کثیف سیاسی و البته بعد از تخلیه ذلت بار پادگان اشرف، نام فرقه را از لیست سیاه خارج کردند. اما نکته ای که در آن زمان توسط بسیاری از کارشناسان و همچنین جدا شدگان فرقه رجوی ها مورد تاکید قرار گرفت این بود که ماهیت فرقه رجوی تروریستی است و وضعیت موجود رجوی ها را مجبور کرده تا ظاهر خود را رنگ و لعاب دیگری بزنند و هرگاه شرایط مهیا شود آنها بار دیگر ماهیت تروریستی خود را بارز خواهند نمود.
دیدار خانواده منصور شعبانی مقیم آلبانی با مسول انجمن نجات گیلان
آقای جهانگیرشعبانی که شدیدا متاثرشده بود با حالتی بغض آلود ادامه دادند:” آقای پوراحمد بخوبی واقفم که شما احساس من وخانواده ام را درک می کنید. درآن تماس رویایی وقتی صدای منصوررا شنیدم به واقع زبانم قاصرازبیان حالات من است.شدیدا خوشحال وشادمان شدم وبه وی تبریک گفتم وازراه دورصورت ماهش را بوسیدم وسریعا خبرمسرت بخش حضورمنصوردرکشورآلبانی را به اطلاع سایراعضای خانواده خصوصا مادرچشم انتظارم رساندم.
توافق در لوزان، پایکوبی در تهران، تناقض گویی سازمان مجاهدین
حالا من می خواهم از آقای رجوی و خانم مریم رجوی سوال کنم که چه جوابی برای این تناقض آشکار و بسیار بزرگ دارند؟ و این تناقض آشکار و بسیار بزرگ اینست که اکثریت مردم ایران از این توافق نامه ابراز خوشحالی کردند ودر تهران و شهر های مختلف به جشن و پایکوبی پرداختند و این اتفاق خجسته را به همدیگر تبریک گفتند ؛ ولی شما علی رغم اینکه خود را مدافع سینه چاک خلق قهرمان ایران می دانید با این توافق نامه که به نفع مردم ایران است مخالف هستید.
توهم انتظار سرنگونی
در سه دههی گذشته چند بار «فاز» و «مرحله» و «دوران» و «فصل» سرنگونی و «ساعت سین» و «تعیین تکلیف نهایی» از طرف سازمانتان اعلام شده است. فقط بعد از سرنگونی صدام چند ده بار در داخل تشکیلات مراسم سوگند برای فریب اعضا جهت نبریدن آنها داشته اید؟ مگر نه این هست که در حال حاضر مدعی «مرحلهی پایانی رژیم»!!! هستید، باز هم می پرسم قرار هست این مرحله چقدر طول بکشد؟ آیا زمانبندی های قبلی اشتباه بوده و یا درک واقعیات اجتماعی شما صفر؟ کدامیک؟. به هر حال نمی خواهید توضیحی ارائه دهید؟ مگر سنت و عرف سازمانهای سیاسی اینطوریه؟ فقط خیلی از این سازمانهای چپ در این بن بست های تحلیلی و گم شدگی در شعارها به بازنگری خود پرداخته و به دهها گروه سیاسی بی اثر تجزیه شده اند. شما از این اضمحلال می ترسید؟

