پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده آق آتابای
با کمال تاثر مطلع شدیم پدر آقای محمد آق آتابای مسئول دفتر انجمن نجات استان گلستان روز گذشته به رحمت خدا رفتند. جناب آقای محمد آق آتابای، درگذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم.
کوری عصا کش کور دگر شد
باباشیخ حسینی که از اعوان و انصار شیخ عزالدین حسینی میباشدکه در درگیری های مرزی کردستان ایران در سالهای بعد از انقلاب توسط نیرو های مسلح ایران از کشور رانده شده و راهی جز پناه بردن به عراق نداشت و درآن زمان چون بسیاری از گروه ها ناگزیر به عراق پناه بردند دولت عراق بیشتر گروه هایی را زیر پوشش و حمایت قرار میداد که خرده تشکیلات و نیرویی برای جاسوسی و عملیات تروریستی و آدم ربایی برای ارتش صدام را داشته باشند که در این زمینه باباشیخ مفلوک را به ده راه نمیدادند اما سراغ خانه کدخدا را میگرفت!!
خانواده از نگاه فرقه رجوی
علاوه بر ایزولاسیون جغرافیایی و ایدئولوژیکی، اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق قویاً به لحاظ اجتماعی و عاطفی نیز، حتی در درون مراکز زندگی و تجمع خود، ایزوله هستند. بستگان و همسران سابق در مقرهای مختلف مستقر میشوند و اجازهی دیدار با یکدیگر را ندارند. برقراری ارتباط با دوستان و خانواده در سازمان ممنوع بوده و جزو جرائم محسوب می شد و تنبیهاتی در بر داشت که این تنبیهات از نوشتن گزارش کتبی و یا برگزاری نشست و محاکمه فرد خاطی و یا به زندانی کردن شخص می انجامید.
رجوی با فشار به اعضا، خانواده آنها را تحت شکنجه روانی قرار می دهد
این محور به خوبی برملا می کند که جلوگیری رجوی از انجام ملاقات نه به دیدگاه و تفکر سیاسی خانواده ها مربوط است و نه به نوع آمدن آن ها به اشرف یا لیبرتی، بلکه موضوع این است که رجوی ها مخالف خانواده هستند چرا که وجود خانواده را برابر با نابودی تشکیلات میدانند. از همین رو هم هست که آن ها به خانواده هایی که سال هاست در خارج ایران زندگی می کنند و با جمهوری اسلامی هم مشکل دارند نیز اجازه ملاقات نمی دهند. ضابطه فوق مربوط به قبل از سرنگونی صدام است.
واکنش هیستریک فرقه را بنگرید!!
واکنش فرقه در این رابطه بسیار جالب است که بدانید، برای اولین بار فرقه رجوی خانواده ها را در برنامه پرونده سیمای به اصطلاح آزادی آورده که قبلا این برنامه اختصاص به جداشده ها داشت، باید بگویم هدف گیری خانواده ها بسیار عالی بود نشان می دهد تیر آنها به هدف خورده که مجبور شدند از سر درماندگی به این اراجیف دست بزنند که حتی افراد لیبرتی هم به آن باور ندارند، به دلیل این که فرقه این بار بی شکاف عنوان کرد آنهائی که به جهت ملاقات آمدند جزء اعضای اطلاعات ایران و بعلاوه عناصر سپاه قدس می باشند
عمه ی لیبرال من، آمادگی خودرا برای بازرسی مرغدانش اعلام کرد!
رسانه های باند رجوی کوچکترین فرصت برای پیشنهادات مربوط به بازرسی های همه جانبه درایران را ازدست نداده وبنوعی میشود گفت که برای تحقق این مهم! روزوشب ندارند. اظهار نظر” فیلیپ گوردون” دایر براینکه” باید بتوان از همه در ایران بازرسی کرد”، ازجمله مسائلی بوده که مورد توجه واستقبال فرقه ی رجوی قرار گرفته وآنرا رسانه ای کرده است.
سر در گمی مجاهدین و تشکیل جلسه شورا
مثل روز روشن است که در بحث های داخلی بین سران مجاهدین، البته بدون حضور اعضای شورا به شکست تلاشهای جنگ افروزانه خود اعتراف می کنند اما در حضور اعضای شورا یا در اطلاعیه ها شکست را پیروزی جلوه داده تا برای هواداران بلاتکلیف خود روحیه باشد، اگر چه اعضای شورا به خوبی از اوضاع سیاسی روز مطلع هستند، اما لقمه نانی هم نیاز است.
به دنبال سراب، خاطرات احسان بیدی ـ قسمت دوم
بعد از یک چرخ به اطراف و یک کافه خوردن در یکی از خیابان های استانبول، محسن به من گفت که از این به بعد اسم من بابک کوروش میباشد و می رویم به یک خانه تیمی و کسی نباید تورا بشناسد این برای من قابل درک بود چون به گفته محسن دراین خانه نفرات مختلفی هستند که میخواهند بروند عراق و وضعیت انها مشخص نیست.
درخواست کمک خانواده ملکی از سازمان صلیب سرخ جهانی
برادر من در جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهریور 1359در مرز خسروی به اسارت نیروهای عراقی در آمد و اکنون در اردوگاه لیبرتی و در بند فرقه رجوی می باشد. ایشان پزشکیار بوده و هیچ گونه سابقه سیاسی نداشته و در هیچ عملیات نظامی شرکت نکرده است. حال از شما تقاضا داریم هرچه زودتر به وضعیت فرزندانمان رسیدگی کرده و قاطعانه خواستار بازگشت ایشان به ایران هستیم. از شما خواهش می کنیم عزیزان ما را به آغوش خانواده هایشان بازگردانید.
خطابم به رجوی و سرانش
آیا شما از انسانیت بویی برده اید و یا فکر می کنید که پدرم و امثال پدرم از زیر بوته بعمل آمده اند که خودتان را مالک آنها می دانید. چطور جرات می کنید که انسانها را به اسارت خودتان بگیرید و مثل برده از آنها کار بکشید و یا قربانی اهداف بی حاصل خود کنید. شما آنقدر از ما وحشت دارید که تا اسم ما (خانواده) می آید تمام ارکانتان بهم می ریزد و انواع برچسب ها که فقط لایق خودتان است را به ما می زنید. چون خوب می دانید که خانواده خاری است در گلوی شما
آیا رجوی ها خانواده اش را هم مزدور می نامد؟
سئوال من این است ترس مسئولین فرقه از ملاقات چند دقیقه ای من با پدرم چیست؟ این کار نشان از این دارد که تشکیلات رجوی ها بسیار سست تر از آن است که فکرش را می کردم و با انجام یک ملاقات بین پدر و پسر این گونه به لرزش در می آید و هر لحظه همانند سابق امکان ریزشش وجود دارد. باید بگویم علیرغم همه تبلیغات کذایی فرقه من به همراه برادرم این کار را ادامه خواهیم داد تا پدرمان را از تشکیلات فرقه رها سازیم و مانند دیگر بچه ها سایه پدرمان را روی سرمان حس کنیم و این دور نیست.
دیدارصمیمانه منصور شعبانی با خانواده پور محمدعلی بازکیایی
ایشان درارتباط فعال با انجمن نجات بارها وبارها بمنظور دیدار و ملاقات با فرزندشان عازم عراق شدند ودرمقابل اشرف مضمحل شده به تحصن نشستند ولیکن متاسفانه دراثرکارشکنی رجوی برایش میسر نشد که بتواند با فرزندش دیداری داشته باشد و همواره دل شکسته و ناامید به نزد همسر بیمارش برمی گشت.

