ترس که نه، احتیاط معقول برای جلوگیری ازجاسوسی احتمالی است!
به کدامین دلیل میبایست ما بجای آمریکائی تنبیه شده ومورد سختگیری بی اندازه قرار گیریم که تنها استفاده کننده ازبمب ناب اتمی درجنگ جهانی دوم وبمب های معمولی غنی شده با اورانیوم و… درتجاوز به عراق و…، بوده است؟! ما دویست سال است که بخاک کشوری تجاوز نکرده ایم ودر هنگام مواجهه با تجاوز، ازسلاح های غیر متعارف استفاده نکرده ودارای سابقه ی بد دراین مورد نیستیم و طبیعتا سزاوار این سخت گیری ها نیستیم! برما سخت میگیرند که اسرائیل ازاحتمال دست یافتن سلاح اتمی ازطرف ما می ترسد اما به اسرائیلی که 200تا 400 کلاهک هسته ای دارد، اعتراضی وارد نیست که اتفاقا سابقه ی تجاوزگری فراوان هم دارد!
خالو کاکایی تروریست” بد” نیست! ولی محرک خود سوزی چرا؟
جهان ازطرف زورمداران و آلات دست آنها سنگی شده وشما که مستقیم وغیر مستقیم دراین مجموعه قرار دارید، ازچه وکی گلایه میکنید؟! آیا شما تکامل جامعه ی بشری را دراین خشونت ها میبینید که خود را درنوک آن میبینید؟! چه رابطه ی علت ومعلولی بین نیات وعملکرد خانم وآقای رجوی وجود دارد که این عمل غیر انسانی خودسوزی هدایت شده، قرار بود که نگذارد سرنوشت خلق ایران به محاق برود؟!
مشترکات فرقه رجوی و گروه تکفیری داعش – قسمت دوم
فرقه رجوی در بین تمامی جنایات خاص و منحصر بفرد خود علاوه بر اقدام به عملیات های انتحاری، تعریف جدیدی از عملیات انتحاری را نیز به همگان معرفی نمود ؛ عملیاتی که نه برای کشتن دیگری بلکه به منظور رسیدن به اهداف سیاسی و خواسته های غیرمشروع خود مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از این موارد اقدام خودسوزی اعضای فرقه می باشد، اقدامی که اف بی آی طی گزارش خود در سال ۲۰۰۴، آن را در زمره عملیات های انتحاری و خشونت طلبانه گروه تروریستی رجوی می داند.
خاطرات اسیر دیگری از فرقه رجوی
بعد از تسلیم شدن سازمان به آمریکا من درخواست خروج از سازمان را دادم، نشست های زیادی با من گذاشتند و خیلی اسرار داشتند که بمانم ولی زیر بار نمی رفتم. به آنها گفتم یا می گذارید بروم یا فرار می کنم، این درخواست من و پا فشاری آنها حدوداً یک سال طول کشید. در بین این یک سال دو بار مادرم به دیدنم آمد از او شماره تلفن گرفتم و به او گفتم هر لحظه توانستم بیایم بیرون تماس می گیرم، مادرم به ایران باز گشت و پس از مدتی آنها با من موافقت کردند، وقتی آمدم بیرون یک تاکسی گرفتم و به منزل یکی از اقوام که در شهر خالص عراق بود رفتم و مورد استقبال قرار گرفتم.
چرا فرقه رجوی مانع ملاقات خانواده ها با فرزندانشان است؟
اخیرا تعدادی ازخانواده ها جهت ملاقات به لیبرتی رفتند باز هم رعب و وحشت سر تا پای فرقه را فرا گرفته، رهبران فرقه تمام قوای خویش را بکار گرفتند تا مبادا باز هم خانواده ها جهت ملاقات به لیبرتی بروند، چرا رجوی اجازه ارتباط و ملاقات افراد با خانواده هایشان را نمی دهد؟ و چرا خانواده که مقدس ترین نهاد جامعه است را کانون فساد معرفی می کند البته جواب روشن است فرقه رجوی ظرفیت و پتانسیل خارج از خودش را به هیچ عنوان ندارد حتی خانواده
سرانجام رجوی مجبور شد بگوید درباره خانواده ها دروغ گفته است
از قدیم گفتند که دروغگو فراموش کار است چه رسد به رجوی که دروغگویی کار روزمره اش میباشد. او فراموش کرده که وزارت اطلاعات ایران در سال 1363 ایجاد گردیده و در سال 60 وزارت اطلاعاتی وجود نداشت تا این مادر با آن همکاری کند. رجوی تلاش کرد دروغ قبلی خود مبنی بر اینکه خانواده ای در کار نیست را با چسباندن خانواده ها به وزارت اطلاعات جبران کند اما بار دیگر رجوی از حول حلیم در دیگ افتاده است.
ادعای پوچ و توخالی گردهمایی به اصطلاع عظیم ایرانیان در ویلپنت پاریس
آیا فرقه در پهنه سیاسی هیچ پیشرفتی نداشت؟!! هر چه دیدم از وزرا و پارلمانترها و وکلای از کار افتاده و سابق، مهره های سوخته ای جز برای به به و چه چه مسعود و مریم و کاسه لیسی با کاسه و بطری و نوشیدنیها و غذاهای جور واجور و میوه های رنگارنگ تا بعد از تناول دعای به جان راهبر و راهنما کنند، هواداران تشکیلاتی رجوی از مدتها قبل راهی کشورهای آلبانی و رومانی و لهستان و… شدند تا در کمپ های پناهندگی افراد را به پاریس بکشانند ماموران مریم با این شیوه افراد را با هر ملیتی جمع آوری کردند البته از پیش به آنها وعده 2 شب اقامت در پاریس و هزینه رفت و برگشت و هتل و سایر هزینه های دیگر و بعلاوه این که به هر نفری 100 یورو پول جیبی هم دادند تا با فریبکاری در تبلیغات خویش به جای ایرانیان هوادار جا بزنند!!
مریم قجر در شوی ویلپنی خود هم وحشتش از جداشدگان را نشان داد
کسی نیست به این خانم بگوید پس چرا تو و شوهر فراریت که او را «امام غایب» کرده اید اینهمه از جدا شده ها و منتقدین و مخالفانتان وحشت دارید که روزی آنها را علنا و با وقاحت تمام تهدید به قتل آن هم در خیابانهای دنیای آزاد اروپا و آمریکا می کنید و روزی دیگر عکسها و اسامی شان را برای شناسایی و حتما برای ترور و اجرای فرمان امام غایبتان در مجامع خودتان نصب می کنید؟! و روزی دیگر آنها را مورد ضرب و جرح و شکنجه تا دم مرگ آن هم در خیابانهای جوامع آزاد دنیا و در همین فرانسه که به مریم قجر پناهندگی سیاسی داده است قرار می دهید؟
گناه این مادر هضم نکردن مناسبات فرقه ای، ونفی عواطف مادرانه است! – قسمت اول
ازنظر عبدی، خباثت ومزدوری این مادر وقتی معلوم شده که درسال 82 وبابازشدن راه عراق، به کمپ اشرف مراجعه نموده وکار بدترش این بوده که تنهایی نرفته وهمراه کاروانیانی که مجوز رسمی از دولت عراق داشتند، به دیدن او آمده است! این مادر که اینک به” نامادری” تغییرهویت یافته، درتحصن بزرگ سال های 88و89 دراطراف کمپ اشرف شرکت داشته و بدتر اینکه حالا هم برای دیدار این فرزندش (احمد عبدی) به کمپ لیبرتی مراجعه کرده که درقاموس مسعود رجوی خطری مهلک تر از استعمال یک بمب اتمی دارد وبنابراین یک جنایتکار ومزدور شمرده میشود واحمد عبدی هم واداشته شده که نوشته ی طویل وتا بخواهی لمپن مآبانه که ادبیات خاص رجوی است، درحق این نامادری درسایت ایران افشاگر منتشر کند!
مریم قجر و تکرار حرفهای پوچ و بی محتوا در ویلپنت پاریس – قسمت دوم
از نظر سیاسی حرکت مریم بار جدیدی نداشت و چه از نظر کمی و چه کیفی تغییری در مقایسه با سال گذشته نداشت و سخنرانانش هم اعضای سابق و قدیمی و از حقوق بگیران قبلی بودند بر خلاف تبلیغاتشان که آمده بود رئیس جمهور کشور آلبانی در برنامه آنها شرکت می کند دیدم حتی یک شخصیت جدید هم به آنها اضافه نشده بود، بنابراین کار فرقه و عملکرد آن رو به جلو نبود، مریم قجر با همه تلاش اش پس رفت داشته است.
برابر این گزارش، مسعود رجوی همواره خیر مطلق بوده است! – قسمت دوم
هیچ یک ازاین سئوالات مهم دراین گزارش آقای تهرانی، جوابی برای خود نمی یابد وبدتر اینکه مواضع عملی سازمان که سرگرم ماه عسلی که مسلما بدفرجام خواهد بود، با نئوکان های جنگ طلب ودشمن خونین استقرارعدالت اجتماعی درهرگوشه ی جهان، اسرائیلی که ژاندارم منطقه ای آنهاست وعربستانی که هم سر میبرد وهم گرسنگان زیادی را درکنار درآمد افسانه ایش دارد وهم اهل آزادی و دموکراسی نیست، چگونه میخواهد به محدودیت حقوق مالکیت وتصرف، التزام عملی داشته باشد؟!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و یک
در این نشستها نرینه های وحشی باید ذهن خود را باز کنند و هر چه مقوله جنسیتی و سکس در ذهنشان موجود است را باید بالا آورده یعنی بیان کرده و جلوی جمع بخوانند. ما مجبور بودیم که تمام جزئیات یک تفکر جنسی خودمان را با تما م ریزه کاریهای ان بطور کتبی نوشته جلوی جمع بخوانیم. باید تمامی لحظات جنسی خود را دستگیر می کردیم و در یک دفترچه کوچک که به همین منظور به تک تک ماها داده شده بود و هدیه خواهر مریم بود یادداشت میکردیم که یادمان نرود. باید تمامی لحظات جنسی خودمان را چه در مورد زنان داخل مناسبات و چه در خارج مناسبات می نوشتیم و می خواندیم. در این نشست ها متاسفانه خیلی حقایق هم از لابلای فاکتها و گزارشات خوانده شده بیرون میزد که بدلایل فشار و سرکوبهای جنسی دردرون این فرقه طی سالیان، افراد زیادی را از مسیر عادی خلقت خارج کرده بود!

