کنفرانس برلین، کتمان حقیقت در پس شعارهای تبلیغاتی
پر واضح است رهبری مجاهدین در ساختـار ذهن خویش و تفکر فرقـه ای که ترویج دهنده ی آن در دنیای معاصر است تاکنون به معنای راستین آزادی و رهایی زن پی نبرده است. انسان در هر شرایطی میتواند آزادی خود را محقق سازد، منتها این” اختیار” بهایی دارد که انسان آگاه و امروزی باید برای پرداختن آن آماده باشد. اما آیا رهبر عقیدتی مجاهدین در حالی که به باور و اعتقاد کادرهای تشکیلاتی زن مجاهدین، خود درگیر و گرفتار” بن بست های روحی و معضلات اخلاقی” است، می تواند تصویری عمیق، تامل انگیز و ژرف بینانه از رهایی و آزادی زن ارائه دهد؟
مصاحبه اختصاصی با مهندس ابراهیم خدابنده پیرامون آینده فرقه رجوی
اما مشکل من در حال حاضر آینده سازمان مجاهدین خلق نیست چرا که مدت هاست این سازمان هیچ نقشی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ایفا نمی نماید. بلکه مشکل من آینده قربانیان مقدم این فرقه یعنی اعضای آنست. من با بسیاری از خانواده های دردمند و رنج کشیده در ارتباط هستم. آنها آرزوئی جز دیدار مجدد با عزیزان خود ندارند. حق مسلمی که رجوی منکر آنست و اجازه برخورداری از این طبیعی ترین حق انسانی را به قربانیان خود نمیدهد. مشکل در حال حاضر یک مسئله صرفا حقوق بشری است. در این رابطه متأسفانه به دلایل سیاسی ارگان های حقوق بشری پاسیو هستند.
گزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش
اولین ابهامی که بعد از مطالعه این گزارش برای خودم بوجود آمد این بود که”مخاطب اصلی این گزارش چه کسی است؟”. اگر مخاطب آنطور که ادعا میشود مردم ایران هستند که شهادت میدهم طی نزدیک به ۱۲ سالی که در ایران بسر می برم و به مطالعه و تحقیق مشغول هستم، موضوعات مطرح شده در این گزارش تحت هیچ شرایطی دغدغه خاطر ایرانیان نیست و مردم ایران روزمره با انبوهی مسائل و مشکلات عدیده روبرو هستند که آقای خزائی کوچکترین اشاره ای هم به آنها نکرده است. من به ضرس قاطع عرض میکنم که مطالب این گزارش، خصوصا دستاوردهای ذکر شده در آن، توجه احدی را در داخل ایران جلب نمی نماید.
تبریک سال نو(۱۳۹۴) به خانواده بزرگ انجمن نجات در سراسر ایران
دوستان اگر نگاهی به پشت سر و پروسه هایی که طی شده بیاندازیم می بینیم که راندمان و ماحصل فعالیت ها و همت خانواده موجب آزادی بیش از هزار عضو از چنگال دیو اشرف و لیبرتی شده است.طلسم و شاخ رجوی را با مقاومت و شهامت جمعی شکستیم و از تهدید ها و جنایت های آنها نهراسیدیم.اکنون به نقطه ای رسیده ایم که اسیران آزاد شده ی اخیر یعنی آخرین اسیر آزاد شده اعتراف می کند که تنها نقطه امید اسیران فقط و فقط خانواده ها و انجمن های نجات هستند پس یادمان باشد که چه مسئولیت خطیر و انسانی بردوشمان است
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت پایانی
در سال هایی که من در اشرف بودم شاهد بودم خانواده ای از سازمان جدا شده بود. شوهر اهل لرستان بود با خانواده به فرقه پیوسته بودند مرد خانواده به همراه بچه از سازمان جدا شد اما زنش نیامد و در تشکیلات ماند این داستان به بعد از انقلاب مریم قجر بر می گردد وقتی آن مرد پیگیر زنش شد زنش به او گفت من دیگر به تو تعلق ندارم مال مسعود هستم این فاکت گواه این است زن را راحتر می شود استثمار کرد رجوی هم به همین دلیل روی این موضوع انگشت گذاشت. در مقایسه زنهای اروپائی وابسته نیستند صاحب اراده و اختیار هستند” خوب یا بد”خودشان انتخاب می کنند اما در درون فرقه به او دیکته می کنندچه بکند و چه نکند. چرا ما باید اجازه بدهیم یک آدم همه خواسته ها و اندیشه های ما را بدزد؟ اگر آزادی وجود داشت آیا رجوی قادر بود اعضای فرقه را استثمار کند؟ مطمئنا نمی توانست.
مصاحبه با یکی از جدا شده فرقه رجوی
با وجود اینکه رهبران فرقه در بین نیروها گفته اند ما از این مکان به جایی نمی رویم و کسی هم نمی توانداینجا را ازما بگیرد ولی به نظر می رسد رهبران فرقه برای رفتن به جایی دیگر با بی میلی وتانی زیاد هم که باشد، خودشان را آماده می کنند چرا که ابتدا تلاش کردند از طریق صلیب سرخ محل کمپ اشرف را اجاره کنند. سند ادعایی رجوی برای اراضی کمپ اشرف هم دیدیم که چگونه دود شد وبه هوا رفت!
دروغهای مسعود رجوی خریدار ندارد
بقول آقای کریم حقی از اعضای سابق مجاهدین که سالها قبل می گفت: حتی فاحشه های آمستردام نیز به سرعت مسعود و مریم رجوی ارباب و مشتری عوض نمی کنند. واقعا سگ صفتی و گربه رقصانی و گرگ خویی برای مسعود رجوی آبرویی را بجا نگذاشته است. آیا شنیده ایم که در منطق انسانی و حزبی به اجبار از حوزه شخصی انسانها اعتراف بگیرند و آنها را وادار کنند همانند همسر فرمانده فتح الله، فلان لحظات بد و خوب زندگی مشترک و سالیان قبلش را تحت نام لحظه، گزارش نمایند!!. چگونه است مطابق نامه سرفرماندهی نیروهای ائتلاف به مسئولین مجاهدین در سال 2004 عنوان میشود که اعضای داوطلب برای ترک عراق می توانند تقاضای خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تحویل نمایند و رجوی نه تنها مانع این کار شد، بلکه ازانجام ملاقات های خصوصی با اعضای خانواده ها هم جلوگیری کرد.
ابر فرقه – قسمت پنجم
از جایگاه”نه در مورد من” پایین بیایید و تجربه های کسان دیگر را که عمر خود را در این راه از دست دادند بشنوید و گوش کنید. شاید همین الان شما درگیر فرقه ای هستید و خود خبر ندارید! من که سالها بعد متوجه شدم در فرقه ای بودم و خبر نداشتم. همین قدر باید بدانیم که در جهان کشوری وجود ندارد که در آن فرقه ای پدید نیامده باشد!
دل نوشته محمدجواد یکتا به برادر اسیرش در آلبانی
آقای یکتا درادامه افزودند” خیلی نگران برادرنازنینم هستم که نکند که درکشورآلبانی نیزکمافی السابق دراسارت رجوی باقی بماند ونتواند به زندگی آرام ولذت بخش خود به دورازتشکیلات مافیایی رجوی برسد وشخصا ازاین جور و جفای رجوی نسبت به برادرم وخانواده ام ازتمام وجدانهای بیداربشری استمداد می طلبم وخود نیز ولو ضروری باشد با اعزام به آلبانی درخصوص رهایی برادرم ازهیچ کوششی فروگزار نخواهم کرد.”
بصیرت بازیافته – قسمت نهم
دراین واقعه فقط مردمان عادی منطقه ازحضورواحدهای گشت وحفاظت مشترک رجوی وصدام آسیب می دیدند واذیت وآزارمیشدند چرا که به خاطرکوچکترین بهانه وسوء ظنی منازل مردم وخودروهایشان بتوسط همین واحدهای گشت عارفی – مجاهد مورد تفتیش وبازرسی قرارمیگرفتند وبارها مواردی بوده است که مردمان شریف آن منطقه که ازترس و وحشت ازگشت فرارمیکردند به خودروهایشان شلیک میشد ومجبوربودند بیگناه چندروزرا درزندان عارفی سپری کنند ومواردی بوده است که جانشان را ازدست میدادند.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت اول
آقای مجید محمدی در پاسخ اظهار داشت: زن ها در سطح پایین بودند، رجوی با زرنگی به این نتیجه رسید که زنان می توانند در درون مناسبات خط رجوی را بهتر پیش ببرند آنها مطیع ترند شاخص انقلاب مریم قجر همین بود که زنان مسئله حل کن و راه بازکن هستند زیرا در طول تاریخ آنها تحت ستم بوده اند به همین جهت انگیزه آنها در رابطه با سرنگونی حکومت ایران بیشتر است، البته هدف فرقه آزادی زنان نبود هدف بندگی و بردگی بود تا از آنها به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفش استفاده کند.
جشن و پایکوبی مراسم چهارشنبه سوری در تیف
درمیانه جشن وپایکوبی که ازفرط خوشحالی ازخود بی خود شده بودیم یک درجه دارامریکایی ازراه رسید وگفت با پایان گرفتن جشن شما امشب شام سبزی پلو ماهی دارید! اندک زمانی بعد صدایمان زدند تا به درب ورودی کمپ برویم وسهم خود را تحویل بگیریم. به مجرد حضورمان درجمع امریکاییها دیدیم که شماری ازعوامل رجوی با ماشین های حامل سبزی پلوماهی ازراه رسیدند تا به زعم نابخردانه خود با یک وعده غذای گرم شاید که بتوانند تنی چند ازجداشدگان را خریداری کرده وبا خود به اسارتگاه اشرف ببرند ویا دستکم دراین وانفسا ارتباطاتی به منظورخبرچینی ازوضعیت جداشدگان کمپ برقرارکنند وبه مقصود پست خود برسند.

