مصلحی: کوچکترین تحرک مجاهدین را زیر نظر داریم
حجتالاسلام حیدر مصلحی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در کرمانشاه، اظهار داشت: در رابطه با بحث رصد مرزها اقدامات اطلاعاتی ما به گونهای است که اشراف کامل بر تحرکات مرزها داریم. به گفته وی به دلیل ویژگیهای خاص منطقه کرمانشاه اقدامات ویژهای در این خطه به خصوص در بحث مجاهدین انجام شده است.مصلحی افزود: تمهیدات و مراقبتهای ما در استانهای مرزی و به ویژه در استان کرمانشاه به گونهای است که کوچکترین حرکت مجاهدین را زیر نظر داریم و حرکات ریز آنها مورد توجه ماست.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت چهارم
مریم عضدانلو مجدداٌ مراحلی جنبی دیگری از انقلاب درون سازمانی مجاهدین را با عنوان نشست های دیگ اعلام کرد تا مانع از ریزش نفرات در تشکیلات اروپا گردد. ولی در اندک مدتی ما در داخل سازمان فهمیدیم هدف احاطه سریع فکری و روحی روانی نفرات در خارجه بوده تا به ترفند و شیادی خاص، آنان روانه اردوگاه اشرف شوند و بیشتر از این آبروی ریخته اعضای بریده که بعنوان دور و بر مریم از اشرف به اروپا اعزام شده بودند بیشتر نشود.
مصادیق حلقه های کنترل ذهن یا شستشوی مغزی مجاهدین خلق
سازمان با انجام نشست های عملیات جاری بطور روزانه که درآن نفر می بایست موضوعات رسوخ یافته در فکرش را در دفتری کوچک یادداشت و شب با جمعبندی آنان، تبعات به اصطلاحات ضایعاتی اش را در تشکیلات تحلیل و با شرمندگی در جمع خوانده و علیه خودش بقول مجاهدین تیغ میکشید وخودش را اساسی ذلیل میکرد تا رشد یابد!!!. یا افکار ذهن اش در خصوص فشارهای جنسی و یا همسر و فرزندش اش را عینا مثل مورد قبلی عمل می نمود بطوریکه مردان تشکیلات، همسرانشان را در فاکت های نشست با عنوان عفریته مخاطب قرار می دادند
خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت اول
سال 1380 مقر ما به نام قرارگاه موزرمی به فرماندهی زهره قائمی درخارج ازشهر عماره (عراق) بنا شده بود. من کارهای پشتیبانی را در مقر انجام می دادم معمولا به تمام نقاط مقر سرکشی می کردم. بعد از ظهرها نشست عملیات جاری با افراد رده بالا را زهره قائمی برگزار می کرد. هر موقع از کنار ساختمان ستاد رد می شدم افراد حاضر درنشست سرهمدیگر فریاد می کشیدند و به هم فحش های رکیک می دادند این روال هر روز ادامه داشت.
مجاهدین، دروغ و ریا تا کی؟
رجوی ها نمی توانند دست از فریب بردارند چرا که عامل تمام دردها، بیماری ها و مرگ ها در اسارتگاه اشرف خود آنها هستند. آنها در طول سالیانی که اشرف را به اسارتگاه تبدیل کردند (چه در زمان صدام دیکتاتور، چه زمانی که کنترل اشرف در دست نیروهای آمریکایی بود و چه حالا که کنترل آن در دست دولت عراق است) برای جلوگیری از فرار افراد با روش های فاشیستی و ضوابط ضد انسانی مانع از مراجعه اعضای اسیر به پزشک می شدند و کم نبودند بیمارانی که در طول این سالیان و بخصوص در دوران حاکمیت صدام دیکتاتور بعلت بیماری و عدم دسترسی به دکتر جان باختند.
نصایح چند از مادر خوانده تروریسم؛ مریم رجوی
مادر خوانده تروریسم (مریم قجر) همسو با سرکردگان امپریالیسم در مورد اتهام ترور سفیر عربستان در آمریکا به رسم همیشگی طرف ظالم را گرفته و ادعا می کند که ایران باز هم باید مورد تحریم بیشتر قرار گیرد. ظاهرا او فراموش کرده که چگونه دستور ترور کاسب و مردم بی گناه را به خاطر دفاع از انقلاب و حکومت می داده و یا در کمال جنایت پیشگی پوست سر آنان را می کنده تا درس عبرتی برای دیگران شود.
اسیران اشرف در آتش رهایی
رسول سپیده دم 27 مهر ماه 73 در ساعت 5 صبح در محوطه پارکینگ ستاد فرماندهی اشرف خود را به آتش کشید تا بدین ترتیب بهای رهایی خود را با رقص شعله های آتش وسوختن گوشت واستخوانش بپردازد.محدود نفراتی که در آن سپیده دم شاهد صحنه بودند صدای فریادهای رسول را شنیدند که از میان شعله های آتش طنین انداز می شد که می گفت زنده باد آزادی، مرگ بر رجوی. روزی از قطران خون من گل ها خواهد روئید.
تاملی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت هفتم
من با تمام وجودم حس میکنم بعد از روشنگری خانواده ها و جدا شدگان در سال های اخیر سران مجاهدین دیگر توان آن را ندارند تشکیلات را حفظ کنند و نمی توانند بچه های اسیر را در اشرف کنترل کنند در ماه ها و روزهای آینده به امید خدا شاهد فرار و آزادی تعداد کثیری از زندانیان اشرف خواهیم بود حال هر چقدر مسعود دلش می خواهد با دیوارهای خالی کنفرانس بگذارد و مریم هم ژست های تو خالی بگیرد چون همه بچه های داخل اشرف فهمیده اند مسعود از ترس، خودش را داخل سوراخ موش کرده و مریم هم در فرانسه تلاش می کند شوهر بدنام خود را نجات دهد
رهبران جنگی و پیروان غیر جنگی
رهبری سازمان در سخنرانی اخیرش، جهت حفظ نیروهای شکست خورده، نتیجه گرفت که شما هر کجا که رفتید، روحیه جنگی را با خود ببرید. جنگ و داشتن روحیه جنگی، یعنی این که کما فی السابق، رهبران امروز سازمان همچنان می بایست رهبران آینده باقی بمانند. چون که رهبران کنونی، تنها در فضای عاری از عقل و منطق و دموکراسی، و برعکس تنها در فضای ایدئولوژیک و جنگی، می توانند همچنان و مانند سابق بر گرده پیروان شان باقی بمانند.
نامه سرگشاده علیرضا میرعسگری به بارونس نیکلسون
به عنوان یک فرد رنج کشیده که سختی پروسه جدایی از سازمان مجاهدین را با تک تک سلولهای خود حس کرده ام معتقدم که تنها راه خلاص شدن از روابط ضد انسانی درون فرقه مجاهدین ارتباط فعال با خانواده و بستگان می باشد که شخص را به زندگی و آینده امیدوار کرده و راه را برای یک خودکشی دسته جمعی که خواسته رهبران سازمان مجاهدین است می بندد.
خاطره ای از ثریا عبداللهی
مجوز رفتن آمبولانس آنان صادر شد و در حالیکه ماشین حرکت می کرد نگاهم از آنها بخصوص بیمار قطع نمی شد و برای سلامتی او دعا کردم. به بیمارستان مراجعه کردم و آنجا متوجه شدم اسم آن بیمار خانم زهرا حسینی است. زهرا حسینی همسر آقای مهدی خوشحال است که سالها قبل با داشتن یک پسر خردسال از سازمان جدا شد و به آلمان رفت. پسر الان در آلمان بزرگ شده و تحصیلات عالیه دارد و ازدواج کرده است.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت سوم
رجوی با فرستادن مریم به خارجه می خواست چرخش فکری افراد را با فشارهای تشکیلاتی برای اطاعت پذیری لازم در درون تشکیلات ایجاد کند و به راحتی اندیشه های افراطی و خشونت زا را در اذهان عمومی قرارگاه اشرف جا بیندازد. لذا با راه انداختن نشست ها وبا ادای این جمله ها که” الان با کسی شوخی ندارم” یا” مریم را به خط اول جبهه فرستاده ام تا راه سرنگونی را حل کند وشما باید تمام عیار دراختیارسازمان باشید تا سازمان راه بن بست را باز کنند”

