گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت سوم

سوال: سازمان از کی شکست و ذلت و خواری را تجربه کرد؟ سازمان بعد از آتش بس و روی کار آمدن آقای رفسنجانی بعنوان ریاست جمهوری در ایران وارد بحران سیاسی شد و برای عبور از این شکست های سیاسی و حفظ تشکیلات ناچار شد انقلاب درونی را با اجرای بند "الف " آن یعنی طلاق اجباری راه بیندازد. رهبران سازمان در آن شرایط فکر کردند که می توانند با جدا سازی زن و مرد مانع ریزش نیروها بشوند اما رجوی که تئوری انقلاب درون سازمانی را برنامه ریزی کرده بود نمی دانست که این انقلاب نهایتا منجر به فروپاشی این سازمان خواهد شد. بعد از اعلام و اجرای چند بند مربوط به این انقلاب فرقه ای زمان به اعلام بند "ر" یا بند ضد معترضین رسید. با شروع اجرای بند "ر" فضای لازم ایجاد شد تا معترضین و مسئله دارها را در تشکیلات سرکوب نمایند. در این دوره سیاسی فضا طوری بود که رجوی در اوج شکست در مقابل حکومت ایران قرار داشت و ناامیدی در تشکیلات در اوج بود. بنابراین رجوی یک مانور انجام داد تا حضور حداقلی را در صحنه سیاسی داشته و حذف نشود. تا آن تاریخ تمام تناقضات فکری و سیاسی نفرات تشکیلات مبنی بر این که درب اردوگاه اشرف بسته مانده و چند سال است سازمان فریز شده وسازمان در مناسبات بین المللی و منطقه ای جایگاهی ندارد و هیچ یک از نفرات بیرون نرفته اند و نفرات در قرارگاه محصور شده اند، در دلها انباشته شده بود. سازمان با دو کار می خواست این تناقضات و شکستها را درتشکیلات ترمیم نماید. یکی معرفی تعداد زیادی از زن ها به عنوان شورای رهبری در پوشش شعار رهایی زن مجاهد خلق بود. تا حذف اصل سانترالیسم دمکراتیک را به مثابه تمام سازمانهای ترقیخواه و سیاسی حذف نماید و این بار حرف خود را با زبان اینها بیرونی کند. کسی نمی دانست که اجرای این بند عاقبت به کجا می انجامید. اگر همگان می دانستند که در آینده ای نه چندان دور شکنجه و زندان در پیش رو آنان است اساساٌ به انتخاب مریم در آن سالن اردوگاه اشرف کف نمی زدند. به هر حال رجوی آن روز روی سن در حالی که چوب اشاره در دست داشت. اینطور بیان می کرد که: انقلاب مریم بیرونی شد و بورژوا و ارتجاع دیگر نمی توانند به پای شما برسند. اما در آینده خواهید دید که این انقلاب واقعی است و صوری نیست. آری رجوی این را درست گفته بود ولی انقلاب مریم فقط برای او واقعی بود طوری که توانسته بود با سرکوب درون تشکیلاتی به کسی اجازه ندهد نفس بکشد و برای هر کار فردی، نفر تشکیلاتی میبایست از تار و پود تشکیلات ضدانسانی مسعود یا این بت بزرگ اجازه دریافت کند. سوال: مریم چرا نتوانست به آن اهداف مورد نظرشان در اروپا برسد؟
بعد از چندی به تصمیم سازمان مریم به همراه نفراتی از درون تشکیلات به فرانسه اعزام شد. سازمان برای پنهان کاری هزینه های چشمگیر این تعداد نفرات مبادرت به اجرای تصنعی کار مالی و اجتماعی در محدوه زمانی کم کرد تا در فراری به جلو به جواب های آتی منتقدین اش اقدام کند. ضمن اینکه مسعود برای بدست آوردن اعتبار چنین هزینه هایی روی صدام حسین و مساعدت های او چشم دوخته بود و انصافا صدام نیز دبه در نمی آورد. مریم هرروز یک جمع و کنسرتی را برپا می کرد. به نفرات شرکت کننده وجوه نقد و هدایایی داده می شد. این پولها از کمک مالی ویا جمع آوری کمک مالی در اروپا تامین نمی شد. و فقط پوششی بود که همه فکر کنند حضور مریم در اروپا موثر بوده و مسئولیت پذیری بیشتر شده است. تا ملاء اجتماعی پیرامون و هواداران را احساساتی کنند.
اما صورت مسله این بود که رجوی با فرستادن مریم به خارجه می خواست چرخش فکری افراد را با فشارهای تشکیلاتی برای اطاعت پذیری لازم در درون تشکیلات ایجاد کند و به راحتی اندیشه های افراطی و خشونت زا را در اذهان عمومی قرارگاه اشرف جا بیندازد. لذا با راه انداختن نشست ها وبا ادای این جمله ها که " الان با کسی شوخی ندارم" یا " مریم را به خط اول جبهه فرستاده ام تا راه سرنگونی را حل کند وشما باید تمام عیار دراختیارسازمان باشید تا سازمان راه بن بست را باز کنند" خواست به اهداف سازمانی بی هدف خود برسد. بتدریج جدا سازی نفرات در مقرهای مختلف آغاز شد و استارت سرکوب ها زده شد ودر کمترین زمان آن حرف های گنده وفریبنده تبدیل به کابوس غیرقابل قبول گردید. هر روز در داخل مقرها و سالن غذاخوری کلیپ هایی از پیروزی های مریم پخش می کردند. کار و فریبکاری بجایی رسیده بود که بعضی ها فکر می کردند که واقعاٌ مریم راه را برای طرح مجاهدین در صحنه های بین المللی باز می کند!!. اما اصل مسئله این بود که تعداد زیادی از اعضای سازمان که با مریم به خارجه رفته بودند یا فرار کرده و یا تقاضا کردند که دراروپا می مانند و علاقه ای به بازگشت به کمپ اشرف را ندارند. این کار باعث شد سرکوب در داخل اردوگاه بیشتر شود اما دیگر هیچ فشاری جواب گوی مشکلات افراد نبود و ناچاراٌ نفرات در یک دعوای اساسی هم با سکوت در مقابل رهبران سازمان وهم اقدامات خراب کاری بر تخلیه فشارهای فکری دست میزدند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.