عملکرد سازمان مجاهدین خلق

مجاهدین و یک هشدار مشکل ساز

سلسله مقالات نگارنده درباره اوور بالاخره با واکنش قابل پیش بینی سازمان مجاهدین خلق و البته بر اساس یک عادت دیرینه بر مدار هتاکی منجر شد. نیاز به توضیح نیست که مقاله  درماندگی رژیم در برابر پیروزیهای مقاومت و زوزه های دم مرگ که در سایت ایران افشاگر  به قلم یک عضو شورای ملی مقاومت نوشته شده در واقع موضع رسمی سازمان مجاهدین خلق محسوب و اتفاقا باید بر این نکته پافشاری کرد که علیرغم همه فرافکنی هایی که سازمان در این خصوص براه انداخته، مقالات مورد نظر بر روی یک مسئله اساسی و مشکل ساز انگشت گذاشته است و مجاهدین هم بهتر از هر کس می دانند هشدارهای نگارنده نه تنها به مقامات اروپایی که به مقامات فرانسوی درست بوده است. اگر چنانچه سازمان ادعا می کند، کذب بودن این هشدارها، مرغ پخته را به خنده می اندازد، چه نیازی به موضع گیری درباره این اباطیل به خود می بینند. اتفاقا یکی از دلایل درست بودن این به قول مجاهدین اباطیل نحوه برخورد و واکنش کور و کلیشه ای آنها است.

شاید در واکنش به این مقالات و بهترین و عاقلانه ترین راه حل این بود که برای اثبات اباطیل بودن این ادعاها مجاهدین فی الفور بر روی این محور متمرکز می شدند که برای یکبار هم که شده، درب های اوور را بر روی مقامات اروپایی و فرانسه باز کنند، تا از نزدیک شاهد اوور باشند. گو اینکه مجاهدین در این موارد نیز سناریوهای از پیش نوشته زیادی دارند که می توانند به نوعی بر روی واقعیت های جاری در اوور سرپوش بگذارند کما اینکه در اشرف چنین کردند و متاسفانه کلاهی بزرگ سر تعدادی از مهمانان اروپائی آنان رفت. اما سوای هر دلیل و مستنداتی که بر ادعاهای نگارنده در این مقالات مترتب است، ذکر این نکته حائز اهمیت است که چنین واکنش هایی از سوی سازمان و اینکه همه چیز را به ایران نسبت بدهند و پای جمهوری اسلامی را وسط بکشند، امروزه حتی برای غربی ها هم رو شده است. این ترفند آن قدر تکرار شده و بی پایه بودن آن اثبات شده که خود غربی ها می گویند و می نویسند:

"مجاهدین وقتی با یک سئوال مشکل ساز روبرو می شوند، همیشه به یکی از تاکتیک های همیشگی شان متوسل می شوند. یا غرض ورزی را علت می دانند، ‌و می گویند که سئوال از آنها بازی رژیم ایران است، یا…. علیرغم همه این چیزها، امروزه دیگر نمی توانند هر کسی را فریب دهند." (1)

اما مجاهدین فراموش می کنند این همه ادله و ادعا در موضوع خطرناک بودن و تهدید بودن اوور در فرانسه تمامی از جانب جداشدگان و بریده مزدوران مطرح نمی شود. مستندترین و گسترده ترین این اتهامات را دستگاه امنیتی فرانسه مدعی آن است. گو اینکه مجاهدین از اینکه این دستگاه ها را به ایران منتسب و وابسته کنند، ابایی ندارند. چنانچه در جریان وقایع ژوئن 2003 آشکارا بر این ادعا پای فشردند. طبیعی است با چنین منطقی که با منتقدین خود برخورد می کند، تابع هیچ پرنسیب و اخلاقیاتی نیست و از هر ابزاری برای پیش بردن اهداف سیاسی اش استفاده می کند، این شیوه برخورد با طرح موضوعات مهم چندان دور از ذهن و بدیع نیست. به همین دلیل می گویم واکنش های کور مجاهدین در مواجه با چنین چالش هایی هیچگاه پایه و اساس و منطق نداشته است. اگر این رویه را بپذیریم، ناگزیریم اعتراف کنیم تمام منابع رسمی و خبرگزاری ها و آگاهان سیاسی و مطلع و بعضا دستگاه های امنیتی کشورهای اروپایی و از جمله دولت فرانسه یکسره از جمهوری اسلامی خط می گرفته اند. این به معنایی یعنی اینکه غرب و فرانسه تمام حیثیت و پرنسیب های حقوقی و اجتماعی و سیاسی خود را برای متهم کردن مجاهدین از یک سو و تبرئه ایران هزینه کرده است. اتفاقا در خصوص بیرون آوردن نام مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا نیز همین غربی ها بهتر از هر کس می دانند که مجاهدین از چه ترفندهایی استفاده می کنند. چنانچه یک پژوهشگر غربی در این رابطه می نویسد:

 یا در خصوص گزارشات رئیس دی اس تی سازمان امنیت فرانسه پیر دو بوسکه دوفلوریان می گوید عوامل او از روی بی اطلاعی عمل نکرده اند. و در این رابطه تاکید دارد:

"فقط در سال 2001، مسئولیت 195 حمله و عمل تروریستی علیه ایران در بیانیه هایی از اورسورآواز به عهده گرفته شدند. ما دریافته ایم که آنها قصد داشتند عملیات هایی را در خارج از ایران انجام دهند،‌ که عمدتا مراکز دیپلماتیک ایران در اروپا را هدف قرار داده بودند. این یک خطر آتی است، البته یک خطر کاملا شفاف." (3)

همین منبع همچنین تاکید دارد:

"هدف مجاهدین این بود که مرکز عملیات جهانی شان – که قبلا در بغداد مستقر بود – را به وال دوآز منتقل کنند." (4)

همین منبع در خصوص اهداف آتی مجاهدین در فرانسه می نویسد:

"ویلای رجوی یک پایگاه نظامی تمام عیار بود. سیستم های امنیتی در آنجا ما را متعجب کرد. ما بین 8 تا 9 میلیون دلار پول نقد و نیز دستگاه هایی برای ارتباطات رمز شده پیدا کردیم." (5)

واقعیت این است که مجاهدین سوای هر گونه فعالیت تروریستی بر علیه منتقدین و مخالفان خود در سراسر اروپا تبدیل به یک امکان جاسوسی برای هر مشتری شده است. برای مجاهدین تفاوتی نمی کند از اقدامات شان چه کشوری منتفع می شود. آنها در واقع یک پای ثابت حیات شان به اقدامات جاسوسی در غرب بسته است. این را نه جداشدگان و به زعم مجاهدین مزدوران جمهوری اسلامی که منابع و رسانه های غربی روی آن اصرار دارند. در این رابطه لیبراسیون می نویسد:

"در زمانی که سرویس های فرانسوی با آنها با نرمش برخورد می کردند، مجاهدین منبع ارزشمندی درباره برنامه های ایران علیه منافع فرانسه محسوب می شدند، اما این جنبش اپوزیسیون فقط برای سرویس های فرانسوی کار نمی کرد. همان طور که وکیل آنها تایید می کند، هواداران مسعود رجوی برای سرویس های آلمان، هلند و بریتانیا نیز کار می کردند… آنها یک نیروی مزدور ایدئولوژیک بودند." (6)

آنچه نگارنده در مقالات اش بر روی آن متمرکز و معطوف شده است، پی آمدهای پرهزینه و پرمخاطره ناشی از انتقال اجتناب ناپذیر مقر مجاهدین از قرارگاه اشرف به اوور است. چنین انتقالی در صورت وقوع و انجام به طور سیستماتیک ظرف ایدئولوژیک قرارگاه اشرف را به قلب اروپا یعنی فرانسه منتقل خواهد کرد. این ادعا دقیقا همان چیزی است که منابع آگاه غربی و کسانی که ماهیت قرارگاه اشرف و مجاهدین را می شناسند بر آن اذعان دارند. باز ناگزیریم برای اثبات این معنی که سوای این مزدوران وزارت اطلاعات مورد ادعای مجاهدین، منابع مشروع تر و رسمی تر از دستگاه های امنیتی فرانسوی همین نکات را یادآوری می کنند از اظهارات خودشان عاریه بگیریم و به نقل آنها اتکا کنیم:

"مجاهدین قصد دارد مقر جدیدش را در فرانسه برپا کند، چرا که پایگاه هایش را در عراق از دست داده بود. به خاطر این مسائل و به خاطر خطرات آنها برای شهروندان مان، حاضر به قبول چنین اموری نیستیم." (7)

چرا راه دور برویم، پرونده ژوئن 2003 مجاهدین در قوه قضائیه کماکان مفتوح است. خانم مریم عضدانلو(رجوی) در حال حاضر به یمن وثیقه 80000 هزار یوروئی در دستگاه قضایی فرانسه به صورت موقت آزاد هستند. دستگاه قضایی فرانسه دقیقا بر پایه مستندات دستگاه های امنیتی اش در انتظار محاکمه مجاهدین است. دقیقا باز به استناد همان وقایع ژوئن 2003 و در ادامه تهدیدهای آقای رجوی در پیام های اخیرش و به خصوص پیام 7 بهمن می توان به ارزیابی و صحت و سقم محتوای مقالات مورد نظر پی برد. مجاهدین از طریق قلم یکی از اعضای شورای ملی مقاومت خود محتوای این مقالات را بی پایه و اساس و دروغ های گوبلزی توصیف می کنند. در واقع دروغ های گوبلزی محور اصلی جنگ های روانی و تبلیغاتی مجاهدین است. جایی که تا پیش از سقوط صدام به دلیل بسته بودن قرارگاه به روی دنیای آزاد مجاهدین رقم کمتر از 5000 نفر افراد مستقر در قرارگاه اشرف را با اضافه کردن یک صفر ناقابل به 50000 نفر تبدیل کرده بودند. یا جایی که تجمعات 2 یا حداکثر 3 هزار نفری در فرانسه را به رقم 70 هزار نفر تبدیل می کنند. جهت یادآوری همین دروغ گوبلزی را بار دیگر مجاهدین از تریبون آقای مازندرانی در همین واکنش اخیرشان تکرار می کنند. اینها در واقع نمونه از خروارها دروغ های مجاهدین است که به تاسی از گوبلز و اندیشه های رایش به غربی ها تحویل داده و کماکان می دهند. واقعیت این است که غربی ها و به خصوص فرانسوی ها خودشان به خوبی به ماهیت امر واقف هستند. چیزی که در این میان حائز اهمیت نشان می دهد، این است که مقامات فرانسوی از یک سوراخ برای چندمین بار گزیده نشوند. و اینکه اگر به زعم مجاهدین دروغ ها آنقدر شاخدار هستند که مرغ پخته را هم به خنده وامی دارند، هر واکنش و دلیلی برای رد چنین دروغ هایی به طور مضاعف خنده آورتر و مضحک تر از مطرح کردن آنها خواهد بود.

منابع

1- کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک، بهای ائتلاف. فصل دوازدهم. نوشته آنتون گسلر.

2- همان.

3- کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک، خرابکاری. فصل 13. نوشته آنتون گسلر.

4- همان.

5- همان.

6- “Un movement fragilise par la chute de Saddam Hussein- Les Occidentaux n’ont plus besoin d’eux” by Jean-Pierre Perrin- Liberation, 18 june 2003

دیگر مطالب:

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا