به بهانه مرور خاطرات تلخ محمدرضا مبین
با آنکه خودم یکی از قربانیان تشکیلات مجاهدین خلق هستم که سالهای طولانی از عمرم در بند اسارت فرقه، سختی هایی زیادی را از سر گذراندم، پس از خروج از سازمان با مطالعه مطالب و خاطرات دیگر اعضای جدا شده فهمیدم ابعاد موضوع بسیار وسیع تر از آن بوده که من دیده ام و تجربه […]
زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول
مقدمه: آنچه را که می خوانید خاطرات 20 سال زندگی درد ناک من در سازمانی بنام مجاهدین خلق است. حاصل تجربیات یکی از قربانیان سازمان خطرناک مسعود رجوی. سازمانی با شعارهای فریبنده؛ آزادی، عدالت اجتماعی، جامعه بی طبق توحیدی و شعارهای عوام فریب دیگر.و با این شعار ها خط خطوط خودش را پیش می برد. […]
از درگیری میان ایران و اسرائیل، آبی برای رجوی گرم نشد
نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل در روز یکشنبه 27 فروردین به درخواست اسراییل درباره اقدام تنبیهی ایران برگزار شد. در این جلسه که بدون صدور هیچگونه قطعنامه ای به کار خود پایان داد، دبیرکل ملل متحد با این هشدار که منطقه با جنگی تمام عیار روبرو است طرفین را به خویشتن داری فرا خواند. […]
نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
محمد جعفر جان سلام احوالت چطور است؟ امیدوارم که سلامت باشی. هر موقع یادی از تو می کنم تصمیم می گیرم نامه ای برایت ارسال کنم و به نوعی درد دل کنم. نمی دانم از کجا شروع کنم؟! از نبودن چندین ساله ات در کنار ما؟ تماس نگرفتنت با پدر و مادرت که کلی حق […]
رجوی؛ حلزونی که خودش را شاخدار جا می زند
وقتی کسی جایگاه خودش را خیلی اشتباه می گیرد و تلاش می کند موقعیت پست خود را بسیار عالی نشان دهد، در کنایه به او می گویند که “حلزون هم خودش را قاطی شاخدارها کرده است.” این مثال حکایت این روزهای رجوی است. او سالیان طولانی است که طعم شکست ها و تحقیرهای پی در […]
مجاهدین خلق، شعار پوسیده و رهبر غایب
چهار دهه است که نام مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با شعار “شورش و قیام” و وعده “سرنگونی حکومت ایران” در هم تنیده شده است. سران مجاهدین خلق در ابتدا توانستند با شعارهای دهان پرکنی همچون جامعه بی طبقه توحیدی و آزادی و برابری و کمک به خلق و مبارزه با امپریالیسم […]
نامه امیر محمد زارعی به عمویش یدالله زارعی در اردوگاه آلبانی مجاهدین خلق
من امیر محمد زارعی برادر زاده یدالله زارعی از اسیران اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستم. ما سالهاست که چشم به راه عموی عزیزمان هستیم. من واقعاً نمی دانم که این رهبران سازمان مجاهدین خلق چطور می توانند این قدر بی رحمانه افراد را از خانواده هایشان جدا کنند. چطور می توانند اعضای خانواده را […]
از کمپ اشرف به کجا فرار کنم؟
شش ماه بعد از ورودم به سازمان در سال 1375 ، دیگر همه چیز برایم تمام شده بود، آن جا، جای من نبود، تصمیم به فرار و جدائی گرفته بودم، اما راه نجاتی نبود، اگر حین فرار از دید و منظر نگهبانان مسلح در اضلاع اشرف مخفی می شدم، سیم های خاردار چندلایه و بلند […]
نامه محمد طاهر محمدزاده به برادر اسیرش سید ولی محمدزاده
با درگذشت مادر به سوگ نشسته ایم سید ولی جان ایام عید مادر در بیمارستان بستری بود و بشدت در انتظار تماس و دیدار تو. نه اینکه دلم می خواست سال نو را به تو تبریک و شادباش نگویم ولی دل و دماغش را نداشتم چون حال و روزگار مادر در بیمارستان وخیم بود و […]
نمونه هایی از مرگ های مشکوک در فرقه مجاهدین
رضا اسدی یکی از اعضای جداشده از فرقه رجوی است. وی از زمان پهلوی عضو نیروی هوایی بود و بعد از انقلاب جذب فرقه مجاهدین می شود. اسدی سال 1361 به قصد پیوستن به مجاهدین به همراه خانواده اش از ایران خارج شد. فرقه رجوی در آن زمان به بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی از […]
نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی
حمید رضا جان سلام دیروز داشتم به تو فکر می کردم و تصمیم گرفتم نامه ای برایت ارسال کنم . حمید رضا پدر خیلی دل تنگ شماست و مدام سراغت را می گیرد. تا حالا چندین نامه برایت ارسال کردیم. اما جوابی نگرفتیم. آیا زمان آن نرسیده که از زندان رجوی خود را رها کنی؟ […]
نقطه مختصات کنونی سازمان مجاهدین خلق
مروری بر سیر تحولات این سازمان از تاریخ خروج از کشور، رفتن به کردستان عراق، فرانسه و بازگشت به عراق و تاسیس ارتش به اصطلاح آزادیبخش، ادغام غیر رسمی در ارتش عراق، تشکیل شورای ملی مقاومت، جنگ آمریکا و عراق ، سرنگونی صدام و روی کار آمدن دولت های شیعه در عراق، حاکمیت آمریکا بر […]

