تعدادی از این خانواده ها در دفتر انجمن استان گرد هم آمده تا ضمن بیان مشاهدات خود از جنایات رجوی ها در اشرف، خواهان تلاش بیشتر برای کمک به آزادی عزیزان اسیر خود شدند. در این گردهمایی هر یک از آنان به گوشه هایی از ستمگری و ظلم رجوی ها اشاره کرده و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که عزم آنان برای رسیدن به ابتدایی ترین حق قانونی خود یعنی « ملاقات حضوری » جزم بوده و تا آزادی عزیزان اسیرشان از اسارتگاه اشرف از پای ننشسته
اخیرا تعدادی از خانواده های استان مازندران برای ملاقات با عزیزان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه نمودند، اگرچه آنها بدلیل ستمگری و جنایت پیشگی رجوی ها، موفق به دیدار نشدند اما این سفر موجب گردید تا آنها خیلی بیشتر از پیش به عمق جنایات و دجالگری رجوی ها پی برده و از نزدیک چیزهایی را مشاهده کنند که تا قبل از آن در مخیله شان نمی گنجید.
به همین دلیل نگرانی خانواده ها نسبت به وضعیت و آینده عزیزان شان بسیار بیشتر از قبل شده و در این راستا مستمرا پیگیر این هستند که صدای خود را به گوش یونامی، دولت عراق و سازمان های حقوق بشری رسانده و از آنان برای ایفا نقش حقیقی خود و کنار گذاشتن بازی های سیاسی و جلوگیری از ادامه اعمال ضد بشری و نقض حقوق بشر توسط فرقه رجوی کمک بخواهند.
در این راستا تعدادی از این خانواده ها در دفتر انجمن استان گرد هم آمده تا ضمن بیان مشاهدات خود از جنایات رجوی ها در اشرف، خواهان تلاش بیشتر برای کمک به آزادی عزیزان اسیر خود شدند.
در این گردهمایی هر یک از آنان به گوشه هایی از ستمگری و ظلم رجوی ها اشاره کرده و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که عزم آنان برای رسیدن به ابتدایی ترین حق قانونی خود یعنی « ملاقات حضوری » جزم بوده و تا آزادی عزیزان اسیرشان از اسارتگاه اشرف از پای ننشسته و آنقدر به درب قرارگاه اشرف می روند تا این درب باز و اسیران درون آن آزاد گردند و از این خواسته ذرهای کوتاه نخواهند آمد.
گزارش کامل این گردهمایی متعاقبا به اطلاع عموم خواهد رسید.
برچسب ها
نمی توان در تاریکی زندگی کرد! نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
در سوگ مادر مهین توکلی در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت
از اشرف تا آلبانی ماندگار شد مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه مجاهدین خلق
نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
رضا سلام خوبی؟ سلامتی؟ برادر عزیزم می خواهم بدانی چقدر دلتنگتم. چند سال است شما را ندیدم. یادت هست زمانی که پیش ما بودی چه لحظاتی با هم داشتیم؟ یادت می آید چقدر با هم شوخی می کردیم؟! مواقعی به گذشته فکر می کنم و با خود می گویم رضا چرا ما را رها کرد؟ […]
در سوگ مادری که ۳۰ سال در حسرت دیدار با فرزندش سوخت
بازهم قلبِ مادری چشمانتظار از تپش ایستاد؛ قلبی که ۳۰سال تمام، بیوقفه برای “احمدش” میتپید. مهین توکلی، مادر رنجدیده احمد عبدی، سرانجام در حسرت یک آغوش، چشم از جهان فرو بست. این ضایعه را به همه خانوادههای چشمانتظار تسلیت میگوییم، که سالهاست جسم و روحشان در حسرت دیدار با عزیزانشان به زنجیر کشیده شده است. […]
مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه مجاهدین خلق
داستان خانم ثریا عبداللهی، مادری از شهر اردبیل، روایتی تلخ و در عین حال الهامبخش از عشق مادرانه، استقامت و مبارزه با ظلم است. او بیش از دو دهه است که برای رهایی تنها پسرش، امیراصلان حسنزاده، از چنگال فرقه مجاهدین خلق تلاش میکند. این فرقه که با وعدههای فریبنده شغل و پناهندگی در اروپا، […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
