چرا سران فرقه مجاهدین دست به دامن بقایای دولت بوش شده اند‏؟

در خبرها آمده بود که مریم عضدانلو همسر سوم رجوی و رئیس جمهور ترشیده تعدادی از بقایای دولت بوش که از افراطی ترین جناح جنگ طلب در آمریکا هستند را در پاریس با خرج سازمان جمع کرده و از آنها خواسته که از سازمان حمایت کنند. البته این کار سران فرقه تازگی ندارد و مدت مدیدی هست که رجوی به مزدوری مشغول هست و زمانی مزدور صدام بودند وهمین که صدام سرنگون شد بلافاصله به دامن ارباب جدید غلتیدند و رجوی یادش رفت که می گفت امپریالیست ببر کاغذی است و یک شبه از اسلام چپ مارکسیست سازمان با کله رفت در راست امپریالیست. رهبر این فرقه می گوید اکنون مصلحت ایجاب می کند که برای بقای سازمان حرکت موازی با ارتش آمریکا داشته باشیم. لذا علی رغم اینکه در جنگ ارتش آمریکا کلی از نفرات سازمان را کشت و همه سلاحها و ساختمانهای سازمان را از بین برد سران فرقه فرماندهان ارتش آمریکا را دعوت کرده و از انان پذیرائی می کردند تا بلکه بدین وسیله رجوی بتواند رضایت ارباب جدید خودش را برای قبول مزدوری جلب کند. اما علت اینکه سران فرقه علی رغم اینکه دم از مستقل بودن سازمان می زنند نمی توانند بدون مزدوری به بقای سازمان ادامه بدهند اینست که بدلیل اندیشه پوشالی و فرقه گرایانه رجوی هیچگونه پایگاهی در بین مردم ایران ندارند لذا رجوی برای بقای خودش مجبور است که به مزدوری بپردازد تا بتواند به حیات ننگینش ادامه دهد. لذا می بینیم که همواره سازمان به مزدوری مشغول بوده و بطور خاص وقتیکه در اوج استیصال و درماندگی قرار می گیرد بیشتر برای اربابانش خوشرقصی می کند و اصلا دیگر برایشان مهم نیست که حرف همه کسانی که سازمان را مزدور می دانند ثابت می شود وچنان در این زمینه عنان از کف میدهند که دست به دامن افراطی ترین جناح جنگ طلب در آمریکا می شوند تا به خیال خام خود بتوانند چند صباحی عمر ننگین فرقه را طولانی تر کنند.
ولی چرا در شرایط کنونی سران فرقه دست به دامن بقایای جنگ طلب دولت بوش که اکنون دیگر کارتهای سوخته ای بیش نیستند شده اند؟ این جائی بسی تعمق دارد. برای پاسخ به این سئوال بنظرم باید به شرایط بن بستی که سران فرقه در آن قرار دارند توجه نمود که این شرایط بن بست و اوج درماندگی سران فرقه هم بنظرم با تحصن خانواده های اسیران در جلوی درب اسارتگاه شروع شده که اکنون نزدیک به یک سال هست ادامه دارد. این خانواده ها که هنوز موفق به دیدار با عزیزان در بند خود در اسارتگاه نشده اند و سران فرقه مانع رسیدن اولیه ترین حقوق انسانی این خانواده های سالخورده که چند ساعتی دیدار با عزیزانشان هست می شوند که بعضا بیش از بیست سال هست که عزیزان خود را ندیده اند. آری در چنین شرایطی هست که مریم خانم با خرج خودش که معلوم نیست که این پولها را از کجا آورده است در پاریس کنفرانس بر گزار می کند و متوسل به کارتهای سوخته می شود. اینجا باید از مریم خانم سئوال کرد مگر شما ادعای استقلال و مردمی بودن را ندارید پس چرا چشم به حمایت خارجی دوخته اید؟ اینجاست که دم خروس مزدوری و ضد مردمی بودن این فرقه بیرون می زند. البته در پایان باید اضافه کنم که این تلاشهای مذبوحانه سران فرقه مجاهدین نه تنها راه به جائی نمی برد و آنها را از شرایط بن بستی که در آن قرار دارند نجات نخواهد داد بلکه مزدوری آنها را بیشتر برای مردم ایران و همه نیروهای مستقل آشکار می سازد و سقوط آنها را به دره نابودی تسریع خواهد نمود و سرانجام به رهائی اسیرانی که در چنگال این فرقه گرفتار هستند منجر خواهد شد لذا این دست و پا زدنها فایده ای ندارد و از پرت شدن سران فرقه از بالای قله بلاهت و توهمی که قرار دارند به ته دره جلوگیری نخواهد کرد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.