اعضاء جداشده از فرقه رجوی

هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها

با سلام به خانواده های فداکار که بیش از یکسال از تحصن شان در مقابل قلعه اشرف می گذرد. خانواده هایی که در سرمای زمستان و گرمای تابستان در آرزوی چند لحظه دیدار اسیرانشان در قلعه اشرف در حسرت و انتظار مانده اند و جای بسی قدردانی و صد آفرین گفتن به آنها می باشد که همچنان با صلابت و با اراده ای مصمم این تحصن را ادامه می دهند. باید همه با کمک یکدیگر به افرادی که هنوز در درون آن فرقه و آن اسارتگاه اسیر هستند، کمک کنیم. اخباری که از درون این پادگان داریم اعضاء دستیابی به هیچ خبری را ندارند. خانواده ها می خواهند که پیامشان را به بستگانشان برسانند و اسم فرزندانشان را ببرند. شاید آن فرد، آن پدر و یا پسری که داخل قرارگاه است بشنود که حامی دارد و یکی پشت درب قراگاه منتظر اوست، منتظر اوست. اما رهبری فرقه این را هم نمی تواند تحمل کند. تجربه همه افراد جداشده از این فرقه است که چقدر حمایت خانواده ها به لحاظ روانی به آنها کمک میکنه تا بتوانند اراده قوی تری را در درونش ایجاد کند و تصمیم نهایی را بگیرد و از این تشکیلات جدا شود بخصوص که در اثر تلقینات سازمان آنها افرادی بیمارگونه و بی اختیار شده اند که فقط مجبورند دستورات تشکیلاتی را اجرا کنند سازمان مجاهدین می گوید در واقع خانواده هایی که پشت درب قرارگاه هستند بلندگوهای اطراف اشرف را افزایش دادند. آیا این جرم شما خانواده هاست که نه حق داشته باشید دیدار کنید و نه بتوانید صدایتان را به آنها برسانید. خوب این چه اعتراضی است که فرقه مجاهدین میکنه. مثلاً در آن بلندگو، چه خواهند گفت که فرقه هراس داره و سازمان را در یک بن بست لاعلاج فرو برده و تشکیلات را درمانده کرده است که روی به تیر و کمان و تکه های فولادی میل گرد آورده است. مسعود رجوی و رهبر فرقه مجاهدین خلق درروز 5 بهمن 1389 یک بیانیه تهدیدآمیز همراه با توهین و دشنام فرمان داد که ما حمله و چنین و چنان می کنیم بعد هم در یک اقدام مزبوحانه وسمت وسو دار و در اوج استیصال از مقاومت خانواده ها برای آزادی باقیمانده گروگانها در پادگان اشرف با ماجراجوئی و بیرون ریختن افراد اسیر در خیابانها قرارگاه و دادن شعارهای دیکته شده رجوی اقدام به تظاهرات و ایجاد فضای خشونت و درگیری با نظامیان محافظت قرارگاه کرده اند و با ساختن سلاحهای سرد حقد و کین خشونت طلبی خود را با استفاده از از تکه های میل گرد که بصورت گلوله آهنی برش داده اند به جنگ خانواده ها رفته تا آنها را ناامید و از قرارگاه دور کنند تا رجوی همچنان به خونریزی و ادامه دستگاه تشکیلاتی اش در اشرف ادامه دهد. این به وضوح آشکار است که هر فرد و خانواده ای که رجوی بتواند از هست و نیست او و حتی از جسدش سوء استفاده کند از نظر رجوی و تشکیلاتش این قهرمان است و خانواده واقعی ولی اگر کسی نخواهد خونش را بدهد و اجیر او شود هزار مارک می خورد. رجوی فرصت طلب می خواهد تا با یک ماجراجویی دیگر علیه خانواده ها و دولت و نیروهای نظامی عراقی هر طور که شده از بن بست کنونی که در آن است خارج شود. من بار دیگر از تمامی مجامع حقوق بشری و بین المللی درخواست می کنم تا با اعزام نماینده به داخل پادگان اشرف از نزدیک روشهای فشار و اختناق شیوه های تشکیلاتی خشونت طلبانه تشکیلات را ببینند و جسم و روان افراد اسیر در آنجا را نجات دهند. همچنین از دولت عراق می خواهم که اجازه ندهد حاکمیت کشور عراق را با قوانین خودساخته رجوی نقض شود. آیا پادگان العظیم مربوط به نیروهای صدام که به قول این تشکیلات شهر اشرف نامیده می شود نباید در چارچوب قوانین دولت عراق باشد؟ و هیچ کشوری در دنیا چنین اجازه ای را به هیچ گروهی نمی دهد و از دولت عراق هم می خواهم که در برابر اقدام اخیر که به نوعی سلاح سرد در درون این اسارتگاه تولید کرده اند و خانواده های قربانیان اسیر در قلعه اشرف را نشانه رفته اند بی تفاوت ننشینند وگرنه در قدم بعدی شاهد خشونت از نوع دیگری و حتی شاید سلاح گرم باشیم. و خواستار یک اقدام عاجل از طرف ارگانهای حقوق بشری در دفاع از خانواده ها و اسیران بیمار درون این تشکیلات هستم. رجوی و تشکیلاتش باید بدانند که در خاک عراق هستند و مهمان و دولت عراق بعنوان صاحبخانه این حق را دارد که طبق قانون اساسی اش عمل کند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا