هدف رجوی وطن فروش از نشست های ضد انسانی ” طعمه “

بخوبی به یاد دارم که در جریان نشست های " طعمه " رجوی هر صدایی را در گلو خفه میکرد و از نیروهای سرکوبگر خود بهره می جست. این روزها در تمام دنیا صدای " مرگ بر دیکتاتور" به گوش می رسد.آن روزها هم ما اینچنین فکر می کردیم و برای مبارزه با دیکتاتور زیر پرچم یک دیکتاتور کوته ذهن سینه می زدیم.در نشستها هجوم و حمله به کسانی که فقط افکارشان را بیان می کردند به موضوعی عادی تبدیل شده بود. یادم هست که کسی سوال کرد که چرا عملیات در داخل را تعطیل کرده اید؟ دیکتاتور بزرگ با شکم فربه و اسلحه ای به کمر احساس قدرت می کرد و برای پوشاندن حقیقت تئوری جدیدی را همراه انداختن باد به غبغب بیرون داد. رویش نمی شد بگوید که همه کادرهای عملیاتی اش که گوهران ناب انقلاب عیالش بودند دستگیر شده اند و مصاحبه کرده و بر علیه خودش و عیالش در دنیا مشغول به افشای افکار فرقه رجوی هستند. بنابراین تئوری جدیدی را چنین سرهم بندی کرد: "نیروی سرکوب در ایران چنان قوی است که هیچ دیکتاتوری در دنیا چنین قدرتی نداشته و باید با تانک و توپ و سلاح سنگین این کار را کرد. " زهی بی شرمی و بی شرافتی. وی در حالی که در نشست حکم اعدام برای دانشجویان صادر میکرد و می گفت: دانشجویان سد راه مبارزه مسلحانه شدند، و آنها را باید پای دیوار گذاشت. و در جای دیگر که سلاح را شرف و ناموس می نامید هردو را تحویل امریکا داد. اما امروز چنان زبون و سرخورده به دنبال دانشجویان و جوانان ایرانی می دود که مبادا سبویی بشکند و ماستی بریزد و این کاسه لیسی دجال در غیبت از قافله عقب بماند بدنبال جوانانی که با دست خالی و سینه هایی فراخ که البته گوش شنوایی هم ندارند و شعارها فقط آخر عمر دیکتاتور را طلب میکنند و اینجا و آنجا هم ندارد و هروز پهنه و عرصه جدیدی باز می شود. زمزمه این فریاد ها هر روز در اطرف قلعه فرقه در عراق به گوش می رسد. به امید روزی که خانواده های داغ دیده ستون های این کاخ را بر سر دیکتاتور خراب کنند. امید پارس

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.