اضمحلال فرقه رجوی

زنگ هشدار در فرقه رجوی به صدا درآمد

تحولات دوسال گذشته درمنطقه جنگ حزب الله و جنگ حماس با اسرائیل صدای انقلاب ایران را به گوش مردم این منطقه رساند و باعث شد این انقلاب از تونس به مصر،الجزایر، یمن و اردن برسد وباعث شد دگرگونی را درکشورهای خودشان شروع کنند و این هشداری است برای عربستان، لیبی، عمان و دولت های کوچک درمنطقه و فرقه رجوی به خاطر مزدوری و وابستگی اش به دولت های وابسته به غرب، رجوی از زمان صدام از این دولت ها تغذیه می شد. ساعت سین سرنگونی دولت های وابسته به غرب ومزدوران اسرائیل که یکی پس از دیگری از صحنه سیاسی توسط مردم خود خارج می شوند، این حکومتهای لرزان سنگرهایی بودند برای گروه های مزدورمثل سازمان مجاهدین که بعد از انقلاب 57 این گروه یاد شده برای آنها مزدوری کرد تا با کمک به جنگ عراق علیه ایران هم خود را مطرح کند وهم نام انقلاب ایران را بین ملت ها به تاریخ بسپارد، اما این برعکس شد ونفوذ غربی ها در منطقه آسیا و آفریقا روز به روز کم میشود و مزدوران اصلی شان یکی پس از دیگری از بین می روند، استارت از کجا زده شد؟
انقلاب ایران در سال 1357 که به پیروزی رسید غربیها تلاش کردند تا این انقلاب در منطقه ثمری نداشته باشد به همین خاطر در منطقه با شروع جنگ توسط عراق در غرب همسایگی ایران استارت را زدند و نگذاشتند این پیروزی به همسایه هم برسد و از دولت های آن وقت که الان یکی پس از دیگری سرنگون می شوند حمایت کامل کردند از جمله حزب حاکم مصر، تونس، عربستان سعودی، الجزایر، اردن، عراق، پاکستان، افغانستان و بعضی کشورهای کوچک که اساساً به پایگاه آمریکا تبدیل شد مثل کویت، امارت و….، اما چرا بعد از 30 سال این حکومت ها توسط اسلامگراها سرنگون می شود؟
انقلاب ایران در آن زمان توسط مردم مسلمان و رهبری مذهبی شان که به دین ناب محمدی ایمان داشتند رژیم سلطنتی پهلوی را ساقط کردند وبه دنیا نشان دادند که می شود حکومت های وابسته به غرب را هم به زباله دان تاریخ سپرد و آن موقع ایدئولوژی حاکم بر منطقه که شامل حزب کمونیست و حزب های لائیکی بودند، جوابگوی نیاز روزمره مردم نبود با انقلاب ایران که در زمان خود یک انفجار بود بعد از 2500 سال حکومت شاهنشاهی به حکومت جمهوری، آن هم حکومت جمهوری اسلامی تبدیل کردند و این نوع انقلاب طبیعی بود که در منطقه تاثیر زیادی بگذارد و تاثیر این تغییر را غربیها خوب فهمیده بودند و به خاطر آن سعی کردند رهبر انقلاب را در قم نگه دارند و حکومت را به نفرات وابسته به ایدئولوژی خودشان دست به دست کنند و بعد از مدتی خود به خود حکومت بر رهبری انقلاب حاکم شود و بعداً به خواسته خود برسند و مردم منطقه را از انقلاب مایوس کنند، به همین خاطر غربی ها در ایران تلاش کردند که از چند گروه مورد نظرشان در حکومت ایران باشد از جمله گروه های ملی و مذهبی و یا از نفرات نهضت آزادی بر حکومت سوار باشند. بعد از انتخابات قانون اساسی در ایران بعضی از گروه ها دیدند که به دست گرفتن حکومت بر ایشان مشکل شد با حمایت غربیها در داخل ایران شروع به اغتشاش و تظاهرات کردند از جمله این گروه ها یکی هم سازمان مجاهدین بود اما غرب به این گروه به خاطر ایدئولوژی التقاطی اش شک داشت ولی ناچار بود از اینها حمایت کند. بعد از انتخابات رئیس جمهوری در ایران غرب حمایت خود را از بنی صدر اعلام نمود ولی نگه داشتن او در حکومت نیازمند شرایط فوق العاده بود و توسط بنی صدر به خواسته های خودشان برسند که در داخل با حمایت از گروههای چپ عملیات های ترور را شروع کردند تا در منطقه، ایران را بی ثبات نشان دهند و چون این مسئله خواسته شان را برآورده نکرد جنگ خانمان سوز را توسط صدام علیه ایران آغاز نمودند و بدین ترتیب خواستند انقلاب را در منطقه خاورمیانه و افریقا که تاثیر گذاری زیاد داشت خاموش کنند و غربیها در این جنگ از دولت های حاکم عربی خواستند برای حفظ حکومت از صدام حمایت مالی و نیرویی کنند کشورهای عربی حمایت کننده عراق در جنگ ایران، عربستان، اردن، مصر، تونس، کویت و… بودند ولی غربیها با این همه حمایت آخر سر، بازنده شدند طوری که ناچار شدند خودشان با دست خود صدام را سرنگون کنند و همچنین دولت افغانستان را که خود غربی ها در افغانستان به وجود آورده بودند را با حمله نظامی بردارند. اما این حرکت ها 30 سال طول کشید و برای مهار انقلاب غربیها شعار خاورمیانه بزرگ را سردادند و خواستند یک خاورمیانه جدید ایجاد کنند که این کشتی در عراق به گل نشست و امروز این شعار توسط مردم مسلمان منطقه و الهام گرفته از انقلاب ایران شعار خاورمیانه بزرگ اسلامی را سر داده اند و این شعار را می خواهند عملی کنند و خاورمیانه اسلامی را تشکیل دهند.
در این میان چطور می شود که بعضی از گروهها می مانند و بعضی از بین می روند این همان درس است که از انقلاب ایران بدست آمد. گروههای مردمی با ایمان به عقاید خود با اینکه فشارهای غربی را تحمل کردند اما از بین نرفتند و در میان مردم خود ماندند و بعضی وابسته شدند و امروز خود به خود از صحنه سیاسی خارج می شوند و بعضی ها به فرقه های کوچک تبدیل شدند که فقط خواستند نامشان بماند. امروز مردم منطقه الهام گرفته از انقلاب ایران می خواهند انقلابی در منطقه به وجود آورند که جلودار اینها مردم فلسطین و لبنان است. چطور در جنگ 33 روزه اسرائیل با لبنان، یک گروه کوچک جلوی اسرائیل ایستاد با تمام توان جنگید و اسرائیل را شکست داد آن مقاومت به مردم روحیه داد که بلی می شود در مقابل همه ایستاد و مقاومت کرد. سلاح مقاومت ایدئولوژی و ایمان به عقاید که همه انسانها از آن جواب می گیرند، بعد از جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه غزه برپا شد. اسرائیلی ها خواستند شکست خودش را درلبنان به پیروزی برساند اما اندک مردمی که ازهمه طرف در محاصره بود بر اسرائیل پیروز شد. آیا این پیروزی مردم غزه نباید تاثیرات منطقه ای داشته باشد؟ بلی مردم غزه پیروز شدند ومردم لبنان هم پیروز شدند والان دیگر مردم دنیا تلاش می کنند کاروان های صلح را، به کاروان آزادی برای حمایت از مردم غزه رهسپار شوند اما حاکمان همسایه جلو این کاروانها را سد کرده طوری که ماهها بعضی ازمردم در ورودی غزه می مانند و این داستان به اینجا ختم نشده داستان ترور رفیق حریری را پیش آوردند تا آن مردم آگاه شده را بدین وسیله گمراه کنند اما مجدداً یک پیروزی دیگر در لبنان ورق خورد و این باعث شد مردم منطقه حاکمان کشورشان را خودشان انتخاب کنند، اگرچه این سخت است ولی مقاومت مردم تونس بعد از فراربن علی نشان داد که مردم می خواهند خواسته خودشان را برآورده کنند و امروز در مصر هم همانطور، یمن،لیبی، اردن، الجزایر و عربستان به سمت این تغییرات می روند. این تغییرات اگرچه بعد از 32 سال پس از انقلاب ایران استارت خورد ولی عامل اصلی این تاخیرغربیها بودند.
بلی امروز بعد از 32 سال که از انقلاب ایران می گذرد هنوز بعضی می خواهند خودشان را اپوزیسیون ایران بدانند ولی باید گفت آقای رجوی دیر درک کردی و به دنیا هشدار دادی که حکومت ایران این مردم را تحریک می کند. آنقدر دیر فهمیدی که جبران آن با تمام شدن عمر گروهت می باشد. راستی چرا ایدئولوژی شما ملت های منطقه را تحریک نکرد تا شما آنها را علیه ایران به خدمت بگیرید. واقعاً به این فکر کرده اید که چرا؟ آقای رجوی، خانم شما حدود 3 ماه پیش مگر در مصر نبود، لااقل باید، ایدئولوژی شما مردم مصر را تحریک می کرد که حداقل از شما و مبارک حمایت کنند. چرا همه چیز را وارونه می کنید و تا کی می خواهید به این کار ادامه دهید. اساساً حکومت مصر به تو چه؟ مگر تو مسئول کل دنیا هستی؟ نه، آقای رجوی موضوع شما و حمایت شما از برادران عربی حاکم به خاطر حمایت آنها از شما بود و چون الان حمایت آنها یکی پس از دیگری از بین می رود شما ناچارید به طور جنون آمیز موضع بگیرید و می خواهید انقلاب مصر و تونس و جرقه های اینها را با شعارهای قبلی مهار کنید اما این شعله انقلاب در منطقه خاموش شدنی نیست چنانکه ماندن تو در عراق ابدی نیست و حکومت آنها به پایان رسیده و باید تغییرات انجام شود تا بعضی از اشکالهای بوجود آمده از بین برود.
آری حمایت مصر، عربستان، اردن، یمن و تونس از شما دیگر به پایان رسیده و هر چقدر هم داد بکشید دیگر آن شعارها که رژیم ایران در فکر صدور انقلاب است خریدار ندارد چرا که غربیها خودشان به رفتن سران حاکم تن دادند چون صدای مردم را می شنوند ولی می خواهند جواب آن را با خواسته خودشان جواب دهند ولی شما عددی نیستید و باید زوزه بکشید و آخرهم خود را به گور تاریخ بسپارید. امروز فرقه های منطقه هم از بین می روند مثل فرقه تروریستی شما، فرقه تروریستی وهابیان، فرقه های باقیمانده از حزب بعثی عراق، فرقه های حزب حاکم تونس، مصر، اردن و یمن. بلی آقای رجوی شما هم صدای شکستن استخوانهای حاکمان ظالم را شنیدید اما جواب و موضع گیری شما بیشتر به زوزه شبیه است که می خواهید خود را از این مهلکه به در ببرید.
سعید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا