سیاست جدید امریکا در قبال مجاهدین باز هم حقوق بشر قربانیان را نادیده گرفته است

با گذشت زمان، رفتارها در قبال سیاست برخورد با مجاهدین خلق آرام آرام تغییر می کنند و شکل می گیرند. آقای جیمز جفری سفیر ایالات متحده امریکا در عراق نظریه ای جدید و مثبت در رابطه با رفتار امریکا با این گروه در عراق ارائه می دهد. ولی خبر منعکس شده در میامی هرالد اگر چه بصورتی قبول به پایان رسیدن قائله "کمپ اشرف" را اعلام می کند ولی در عین حال بیانگر این واقعیت است که خطر هنوز بر طرف نشده و طرف های مختلف همچنان و هنوز سعی در سود بردن از وضعیت مجاهدین خلق دارند. البته سوال جنبی هم این است که طرف های درگیر بواقع بدنبال بدست آوردن چه پوئن و امتیازی از این صحنه دلخراش هستند؟ آقای سفیر جیمز جفری که در بیان خود فقط سران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را خطاب قرار داده است می گوید که از آنها می خواهد تا "سازمان شبه نظامی خود را منحل کرده" و به افراد اجازه دهند تا در نقطه جدیدی در عراق پناهنده شوند. البته نباید فراموش کرد که مجاهدین خلق هم به نوبه خود بارها تهدید کرده اند که هر گونه دخالت خارجی در مسائل داخل کمپ منجر به کشتار اعضای گرفتار و گروگانهای داخل کمپ خواهد شد. آقای جفری بعنوان اولتیماتوم افزوده که آیا این گروه "واقعا فکر می کند که سازمان ملل و ایالات متحده امریکا تا به بد از آنها حفاظت خواهد کرد". البته با توجه به حمایت تاریخی واشنگتن و تلاویو از مجاهدین خلق باید به آقای جفری تذکر داد که بنظر می رسد سازمان مجاهدین دلایل متعددی برای این اعتقادش داشته باشد. تریتا پارسی در مقاله خود تحت عنوان "تروریست های محبوب واشنگتن" دورویی امریکایی در قبال مجاهدین خلق در واشنگتن و امریکا را افشا کرده است. ولی آیا همین نوع حمایت امریکایی از گروه مجاهدین خلق در بغداد و عراق هم دیده نمی شود؟ راه حل امریکایی به مفهوم جابجایی فله ای و یکجای سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از این کمپ به یک پایگاه نظامی امریکایی دیگر در داخل خاک عراق یا کشوری دیگر جز تلاشی مجدد برای حفظ ساختار تروریستی این گروه نبوده و نیست. این حرکت حمایتی امریکا از مجاهدین خلق طبعا تلاش دولت منتخب عراق برای اخراج این گروه تروریستی تحت حفاظت واشنگتن را به تاخیر می اندازد و از طرف دیگر جلوی دخالت سازمان ملل برای اصرار در ورود و رسیدگی به گروگانهای داخل کمپ اشرف را نیز خواهد گرفت. گروگانهایی که به گواهی تمامی کسانی که طی این سالها موفق به فرار شده اند منتظر دست نجات دهنده ای هستند تا از زیر یوغ رهبری این سازمان تروریستی خارج شوند. فروش یکجا و جابجایی سازمانی و فله ای ساکنین کمپ اشرف بواقع فاجعه انسانی دیگری خواهد بود که امریکایی ها با سبقه مشعشعی که دارند باید به عواقب آن بیشتر فکر کنند. این فاجعه ای است که جامعه جهانی باید جلوی آن را بگیرد. باید بوضوح اعلام شود که "رجوی نماینده هیچ کس نیست" و باید بوضوح اعلام شود که "قربانیان داخل این کمپ نیازمند کمک هستند و نه سوء استفاده". از سر سختان حکومت ایران که علاقه مند به نگهداری طولانی تر و استفاده جنبی از "دشمن تروریستی تحت حفاظت خارجی" خود هستند تا نو محاظه کاران و صهیونیست های امریکایی که خواستار "شعله ور نگه داشتن نفرت بین ایران و امریکا" و بستن راه هر گونه احتمال نرمش و مذاکره و دیپلماسی می باشند. از جناح های مختلف عراق که می خواهند با هر حربه ای و از جمله"مجاهدین خلق" به یکدیگر بتازند تا اروپایی هایی که هنوز در خواب غفلتشان معتقدند می توان از مجاهدین خلق بعنوان یک برگ در بازی با ایران و یا عراق استفاده کرد همه و همه دستی و منفعتی در این قضیه داشته و به نوعی با انحلال نهایی مجاهدین خلق و کمپ اشرف آن مشکل دارند. بله، کم نیستند نیروهایی که مستقیم و غیر مستقیم از وجود مجاهدین خلق استفاده می کنند و کم نیستند نیروهایی که موافق انحلال آن نیستند. ولی مشکل و معضل بشری و انسانی اینجاست که بدون اقدام برای دسترسی مستقیم به ساکنین کمپ، ما عملا آنها را جزو مایملک و جزو بردگان رجوی و پشتیبانانش محسوب کرده و برده داری را در قرن بیست و یکم به رسمیت شناخته ایم. اینجاست که باید سوال کرد کجا رفته اند "سازمانهای حقوق بشری" و "مدعیان حقوق بشر"؟ مگر نه این که این به اصطلاح فعالان حقوق بشر هستند که باید در چنین مواردی بر علیه برده داری وارد شده و به داد "قربانیان" برسند؟ راستی سازمان ملل متحد تا بحال چه فعالیتی داشته؟ آنها واقعا چقدر ارتباط مستقیم و بدون حضور "رهبران مجاهدین" با نفرات گرفتار در کمپ داشته اند؟ و آنها چرا بلندگوهایشان را خاموش کرده اند؟ دیدبان حقوق بشر در سال 2005 گزارشی منتشر کرد بنام "خروج ممنوع" که قابل تقدیر است ولی از آن زمان تا بحال چه کرده است؟ سازمان عفو بین الملل که هنوز ترجیح می دهد فکر کند که مجاهدین خلق "یک مقوله منسجم و یکپارچه است و مسعود رجوی سخنگوی همه آنها!!" و بعد از این همه فرار و گزارش و خواهش و استدعا و گریه و زاری ترجیح می دهد وجود نفرات و افراد مجزا و مستقل در این کمپ را نا دیده بگیرد. سازمان عفو بین الملل چه کرده؟ راستی چرا سازمان عفو بین الملل در رابطه با نقض فاحش و آشکار حقوق انسانی افراد در داخل کمپ کور و کر شده و سکوت اختیار کرده؟ نمیداند؟ مشکل در صرف نام "کمپ اشرف" نیست و مشکل در صرف نام "سازمان مجاهدین خلق" نیست. نباید به رجوی اجازه داد تا با یک تغییر نام صوری و با جابجایی گروهی (تحت حمایت حامیان بدنامش در واشنگتن و تلاویو) به فروش سیاسی و فروش اقتصادی نفرات گرفتار در این کمپ بدنام ادامه بدهد. نباید اجازه داد تا برده داری مدرن رجوی تحت حمایت صهیونیست ها ولابی واشنگتن در شکل جدیدی ادامه پیدا کند. و البته اگر این بساط نبود راه حل خیلی هم پیچیده نبوده و نیست. همه میدانند که راه حل ساده، عقلانی و انسانی که بیش از بیست سال است بخاطر منافع قدرت ها نادیده گرفته شده این بوده و هست که یکبار برای همیشه، قبل از این که به فکر نوع استفاده از این افراد برای این یا آن گروه باشیم، به ساکنین این محل اجازه دهیم تا با دنیای خارج از کمپ ارتباط برقرار کنند. با خانواده هایشان دیدار داشته باشند. دسترسی به مطبوعات و ارتباطات داشته باشند. اگر کاری انجام میدهند در ازای آن مزد بگیرند و در جامعه محل اقامتشان دسترسی به اداره پست، سینما، دفتر ثبت اسناد و احوال و ازدواج و… اداره پلیس، دادگاه و دادگستری و وکیل و غیره و غیره داشته باشند. این وضعیت هشت سال پس از سقوط صدام حسین جانی و مفقود شدن مزدورش مسعود رجوی، بواقع وضعیتی شرم آور برای حامیان غربی تروریست ها و گروگانگیرها است. هشت سال پس از سقوط صدام قابل قبول نیست که یک مقام دولت امریکا (که باید از مینیمم مسئولیت پذیری انسانی نیز برخوردار باشد) از رهبران این گروه تروریستی بخواهد که قبول کنند (البته چانه هم بزنند) تا با نگه داری گروگانهایشان و با ادامه کمک مالی و لجیستیکی امریکایی/ اسرائیلی از نقطه موجود به نقطه دیگری از جهان منتقل شوند. هشت سال پس از پایان رژیم صدام انسانی نیست و قابل قبول نیست که دولت امریکا در این حمایت صریح خود از گروگان گیر ها اصلا و اساسا هیچ نگرانی ای در مورد نقض فاحش حقوق انسانی گرگانها از خود نشان ندهد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.