کلاهبرداری

بخشی ازسوتی های مجاهدین خلق در چهار روز برنامه پولشویی

مجاهدین به اسم همیاری و جمع آوری کمک از مردم پولهای "طیب وطاهر" صدام حسین و عربستان و اسرائیل را سفید میکنند , یک برنامه برای اینکه به سئوالات مردم متنفر که این همه پول را از کجا میاورید پاسخ دهند میگویند معادل ۳ میلیون و۲۸۴ هزار دلار جمع کرده اند , همسر سابق نسبت"شریف" خانم رجوی (مهدی ابریشمچی ملقب به شریف) متخصص این جور آمار دادنهاست خودش در نشستی میگفت وقتی آمار میدهید برای اینکه فکر کنند دقیق است لااقل باید عددها را با دقت یک دهم بدهید. حالا هم سازمان دقیق تر از آمار فوق میگوید در مجموع ۳ میلیارد و ۴۷۰میلیون تومان (معادل۲میلیون و ۱۶۵هزار دلارکمک نقدی و یک میلیون و۱۱۹ هزار دلار کمک غیرنقدی جمع آوری شده حالا این کمک های غیر نقدی را چطور با این دقت بلافاصله قیمت گذاری کردند بماند که من میخواهم الان به گوشه هایی از سوتی های آنها اشاره کنم: یک نفر به اسم احمد از ایران زنگ میزند میگوید من از صبح که رفتم سر کار به شوق زنگ زدن به شما نتوانستم کارم را انجام بدم الان هم تند آمدم اولین باجه تلفن که تا هوا روشن است به شما زنگ بزنم. نکته: باجه تلفن های ایران امکان تماس با خارج کشور را دارد؟ اینکه میگفت تا هوا روشن است همانموقع برنامه زنده سیما ساعت هفت و نیم به وقت اروپای مرکزی بود که میشود ده شب به وقت ایران که احتمالا نفری که توی باجه نزدیک محل کارش بوده خبر نداشته که هوا تاریک شده. یک نفر از سوئد زنگ زد که من از صبح پای تلفن بودم که با شما تماس بگیرم اما همه خطها اشغال بود و هر چه سعی کردم نشد اما بعد از گفتن مبلغ کمک و تعارفات لازم یادش رفت که از صبح پای تلفن بوده و گفت از صبح که رفتم سر کار همکارهایم که سوئدی هستند میگفتند امروز چقدر بی تابی که به آنها گفتم میخواهم بعد از کار بروم به خواهران و برادران مبارزم کمک کنم. نمونه های زیادی بود که میگفتند من خانه ام را در ونزوئلا یا اسپانیا میفروشم برای کمک به مجاهدین خلق یا اینکه میگفتند من دیروز کمک کردم اما وقتی دیدم اینقدر استقبال است امروز صبح خانه ام را فروختم ؛ اینکه چطور خانه ای را میشود در یک نصف روز فروخت جای بحث دارد و همینطور اینکه چطور میشود قیمت خانه ای که در اسپانیا برای فروش گذاشته شده را و هنوز فروش نرفته را به دلار یا یورو مشخص کرد هم جای بحث دارد آنهم با این رقم دقیق که مجاهدین ارائه داده اند. آقا حسین به اتفاق همسرش زری خانم و کودکشان مهسا زنگ زده اند که ما از ایران زنگ میزنیم و سه هزار و چهار دلار به نیابت از سه هزار و چهارصد نفر اشرفی کمک میکنیم و همه هم صحبت میکنند , بماند که مهسا خانم که در ایران است فارسی را با لهجه حرف میزند اما چند دقیقه که گرم حرف میشوند یادش میرود که از ایران زنگ زده و میگوید خبرهایی که از ایران به ما میرسد این است که همه چشم براه مجاهدین هستند , البته بجز اینکه گفته بودند از داخل ایران تماس میگیرند بقیه حرفهایشان قطعا درست بود چون مردم واقعا چشم به راه مجاهدین هستند مسئولین هم چشم براهند و میدانند که عنقریب اشرف متلاشی میشود و مجاهدین برمیگردند و مانده اند که با آنها چه کار کنند. یکی میگوید من باجه تلفن تماس میگیرم تلفنچی هم فهمید که برای کمک به شما تلاش میکنم و نهایت همکاری را کرد و بعد از وراجی زیاد به مصداق کم حافظه بودن دروغگو میگوید همه مردم ماهواره دارند و با اینکه رژیم هر روز ماهواره ها را میگیرد اما ماو مردم هر طور شده برنامه های شما را میگرند و ما الان فامیلهایمان هم آمده اند اینجا و داریم شما را میبینیم و مهمان برنامه هم با لودگی برای مهمانانشان دست تکان میدهدطوری که انگار اصلا در باجه تلفن راه دور نبوده. از این دست سوتی ها که نشاندهنده رذالت پیشگی مجاهدین است زیاد بود که وقت میخواست و امکانات که ضبط شود البته فکر کنم همه اینها در تکرار مجدد سانسور شوند لااقل اینها را که من گفتم حتما یک فکر بحالش میکنند ولی بازهم مطمئنم که در تکرار سانسور شده این برنامه که یقینأ 64 ساعت نخواهد بود باز هم سوتی زیاد است. نه مجاهدین هواداران قابل توجهی بخصوص در ایران دارند , نه هوادارانی که هستند حاضرند پول بدهند و نه مجاهدین به پول هوادارانشان نیاز دارند. همه این شعبده ها برای پولشویی است و بس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا