از کشتیهای توپدار تا تروریسم مجاهدین

سیاست قدرت های بزرگ و غربی در ارتباط با کشورهای کوچک تر و ضعیف تر، در مسیر زمان متفاوت بوده است. در گذشته ای دورتر، از میان کشورهای غربی که انگلستان قدرت برتر استعماری بود، در ارتباط با کشور ایران، از سیاست دیگر و متفاوت با آن چه که امروز استفاده می شود، استفاده می کردند. در روزگاری که قاجار در ایران حکومت می کردند و گاهاً شاهزادگان قاجار برای تحصیل و تفریح به اروپا می رفتند و یا در اثر خلع حکومت، شاهزاده ای به اروپا یا به انگلستان پناه می برد، انگلیسی ها از چنین شاهزادگانی که قانوناً می توانستند جایگزین شاه قبلی و مخلوع شده شوند، استفاده بهینه و ابزاری می کردند. سیاست چنین بود که انگلیسی ها هر از گاه با حکومت تهران در ارتباط با باجگیری، دچار مشکل می شدند، پس از مدتی به آنان اعلام می کردند که مثلاً فلان شاهزاده که از ایران فرار کرده و نزد ما زندگی می کند، هم اکنون با کشتی توپدار، دارد به سواحل ایران نزدیک می شود. آن زمان هم ماهواره و اینترنت و خبررسانی مثل امروز نبود و مقامات ایرانی گاهاً گفتار انگلیسی ها را باور می کردند، در ممانعت از حرکت کشتیهای توپدار، امتیازی به انگلیسی ها می دادند تا مشکلات فی مابین، مرتفع شود. سیاست کشتیهای توپدار، سال ها به نفع انگلیسی ها کار کرد، تا این که به سیاستی کهنه و دمده بدل شد و از کارایی افتاد. آخرین بار، آمریکایی ها که خواستند چنین سیاستی را در ارتباط با ایران تست کنند، 31 سال قبل و در ابتدای جنگ ایران و عراق بود، که در اسرع وقت به ناکارآمد بودن چنین سیاستی پی برده و از آن پس، سیاست کشتیهای توپدار را با سیاست استفاده از تروریسم، تعویض کردند. آنان طی چند دهه اخیر، تروریست هایی را در آستین می پرورانند و ضمناً جهت مهار و امتیازگیری از دو طرف، لیستی را در وزارت خارجه ترتیب داده اند تا به قول خودشان، بتوانند افسار را بهتر در دست داشته باشند، و این در حالی است که آنان سال هاست جهت انحراف افکار عمومی، جنگ علیه تروریسم را به عنوان پوشش، تبلیغ می کنند. استفاده از تروریسم مجاهدین را غربی ها و به ویژه آمریکا، سال ها در دستور کار خود داشتند تا این که پس از سقوط صدام حسین و سوختن تمام عیار تروریسم صدام حسین، برای پیشبرد کار خودشان چند مهار دیگر مانند خلع سلاح را نیز به آنان وارد کردند تا اگر شرایطی دیگر حاصل شد، دوباره بتوانند از آنان استفاده کنند. در این میان اما یک موضوع دیگری از چشم آمریکا پنهان ماند و آن این که تروریسمی که صدام حسین آن را در ارتباط با ایران استفاده کرده و تماماً سوزانده است؛ با این حال اما یکی از دلایل افول و ناکامی و ناکارآمدی تروریسم مجاهدین، وجود رهبرانی فاسد بر بالای هرم این سازمان بوده و هست، و اگر آمریکایی ها پس از سقوط صدام حسین و یا هم اکنون، می توانستند رهبران مجاهدین را به جرم ترور و خشونت و کشتار مردم ایران و عراق و اعضای داخلی، به دادگاه بکشانند و در راستای تعدیل ماهوی سازمان بکوشند، چه بسا این که با مجاهدین باقیمانده و بدنه سازمان که واقعاً سیاسی شده باشند، بهتر از این می توانستند بازی کنند، یا این که کارت بازی بهتری در دست داشته باشند. با این وجود، طی روزها و هفته های اخیر، تبلیغات غربی و به ویژه آمریکا، گواه سیاست استفاده از تروریسمی بود که خودشان جهت مهار، آنان را وارد لیست تروریستی کرده و حال با تبلیغاتی معنادار، کوشش در آزادسازی آنان از لیست تروریستی داشتند و خواهان استفاده بهینه تر از آنان بودند که به نظر می رسد، سیاست استفاده از تروریسم نیز به مثابه سیاست استفاده از کشتیهای توپدار، به آخر خط رسیده و باید سیاست جدیدتری را ابداع کنند و به کار گیرند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.