مجاهدین بازیچه ای برای غرب

حامی رجوی ها: مرده شور ارتش ساخته و پرداخته غربی ها را ببرد

بعد از سرنگونی دیکتاتور لیبی، رجوی های ملعون فرصت را مناسب دیدند تا با وقاحت تمام از این رویداد سواستفاده نموده و در خیال احماقانه خود با یک تیر چند نشان بزنند، اولا چیزی بگویند که خوشآیند غربی ها باشد و با مجیزگویی شاید گره ای از درد بی درمان خود حل کنند، ثانیا با بزرگ کردن کلمه « ارتش آزادیبخش » به نفرات از دنیا بی خبر و بی روحیه خود، کمی روحیه تزریق نمایند و ثالثا حرفی هم علیه جمهوری اسلامی ایران زده باشند و به غربی ها نشان دهند که چه عنادی با جمهوری اسلامی دارند و در نتیجه گوشه چشمی به آنها بشود. اما آش مجیز گویی های این زوج پلید آنقدر شور بود که حتی داد نزدیکترین افرادشان را هم در آورد.
علی ناظر که یکی از حامیان رجوی ها بوده و در سایت خود به نفع آنان تبلیغات زیادی می نمود، بدلیل اینکه موضع گیری رجوی بسیار استعمار پسند است، با نوشتن مقاله ای در سایت خود از همراهی با آنان در این زمینه اعلام برائت می کند.
او در قسمتی از مقاله خود با تمسخر گرفتن تبریک های مضحک رجوی ها که در پیام های خود به ارتش آزادیبخش و پیروزی اش در لیبی تبریک گفته بودند چنین نوشت:
« این ارتش آزادیبخش لیبی نبود که پایه های حکومت قذافی را به لرزه درآورد – ناتو بود. اگر تبریکی هست، باید به ناتو گفت. ارتش آزادیبخش پیروز نشد، بمباران ناتو پیروز شد.»
وی در ادامه با اشاره به اهدافی که ناتو و کشورهای غربی از حمله به لیبی و نابودی زیر ساخت های آن کشور دارند، از شوق زدگی رجوی های پلید در مجیزگویی از غربی ها متعجب شده و چنین می نویسد:
« در مدل لیبی جهانخواران به توافقی نسبی رسیده اند که در حد امکان با حملات هوایی زیرساختارهای کشور را آنگونه ویران کنند که آینده لیبی به آنها وابسته بشود (رسانه ها این حملات را گزارش نمی کنند. تاکنون بیست هزار حمله توسط ناتو علیه لیبی صورت گرفته است.)…. نتیجه اینکه، ناتو پس از کشته شدن تعداد بیشماری از شهروندان بی دفاع و غیر مسلح پیروز می شود. به گزارشهای تصویری دقت کنیم، خانه ای نیست که مورد اصابت گلوله قرار نگرفته باشد. تمام این خانه ها، خیابانها، شهرها، بیمارستانها و مدارس و زیر ساختار ها باید تعمیر شوند… مردم لیبی، همچون مردم عراق و افغانستان سالها از بیماری های مرتبط به این بمبارانها [ بمباران ناتو ] رنج خواهند کشید. سقط جنین، سرطان، بیماریهای مسری، حداقل آسیب این بمبارانها خواهند بود.»
گویی برای وی تازه روشن شده است که رجوی ها بسیار پلید اند و با وجود آنکه از نزدیک دیده اند که آمریکا یی ها چه بر سر مردم عراق آورده اند، برای رسیدن به اهداف پلید و خیالی خود، حاضرند بدتر از آن هم بر سر مردم ایران بیاید. وی با اشاره به عناد افسار گسیخته رجوی ها علیه جمهوری اسلامی ایران که به دشمنی کور با تمام مردم ایران راه برده است می نویسد:
« بخاطر نفرتی که از رژیم اسلامی داریم، برای ویرانی ایران هورا نکشیم… حمله هوایی آمریکا،ایران را با خاک یکسان می کند. برای این آزادی و این سرنگونی هورا نکشیم!… به راستی لحظه ای با خود بیندیشیم که ایران (با تراکم جمعیت) را آمریکا با حملات هوایی خود ویران کرده است. »
وی که بخوبی علت نوکری رجوی ها و مجیز گویی مشمئز کننده آنان را می داند، به جاه طلبی رجوی ها اشاره کرده و افشا می کند که هدف از نوکری آنها برای غربی ها این است که در افکار احماقانه خود می خواهند 6 ماهه به مقام و منصبی برسند!!! و در مورد خواب های پنبه دانه ایی رجوی ها در مورد « ارتش باصطلاح آزادیبخش شان و گرفتن مناصب دولتی»، با « بی شناسنامه » خواندن آنها می نویسد:
« مثل مدل لیبی، آمریکا یک عده از جمعیت کشور را مسلح کند (و اسم این جمعیت را هم بگذارد ارتش آزادیبخش، و چند نفری را هم شورای موقت انتقال بخواند)، تا شهر به شهر ایران را به تلی از خاک تبدیل کنند، تا عده ای مسلح و بی شناسنامه، بتوانند در عرض کمتر از 6 ماه به عالی ترین مناصب دولتی ارتقا پیدا کنند. از آنها که موافق چنین مدلی هستند، می پرسم، این «ارتش آزادیبخش» به چه درد می خورد؟ این آزادی به چه درد می خورد؟ «آزادی»ای که آمریکا با حملات هوایی به ارمغان بیاورد، برای چه کسی است؟ به نفع چه کسی است؟ دولتی که ساخته و پرداخته جهانخواران باشد، چگونه می تواند از منافع ملی ایران دفاع کند؟ »
و سرانجام وقتی اوج دشمنی رجوی ها با ایران و تمام ایرانیان برایش واضح می شود یک لگد محکم به رجوی ها زده و می نویسد:
« مرده شور آن ارتش، آن آزادی، و آن دولت را ببرند.»
شکی نیست که رجوی ها از گندم حکومت ایران نخواهند خورد و به زودی مرده شور آنها و افکار فرقه ای – تروریستی شان را برده و به زباله دان تاریخ خواهند پیوست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا