اضمحلال فرقه رجوی

جنازه ای که زمان دفن آن رسیده است!

در اتاق عمل و جراحی تاریخ پدیده ای بر روی تخت جراحی دراز کشیده است که تغییر جنسیت داده و از جنس سازمانی به جنس فرقه ای تبدیل گشته است. این بیمار تغییر جنسیت داده شده به درد ناعلاجی دچار گشته و دیگر امیدی به حیات او نیست. بستگان این بیمار هر گونه تلاش و اقدامی را برای ادامه حیات این بیمار انجام دادند و با صرف میلیون ها دلار و بکار گیری پزشکان آمریکایی و اسرائیلی و بردن این بیمار در اکثر کشورهای اروپایی حتی در پارلمان اروپا تلاش خود را کردند که این بیمار را با تنفس مصنوعی و شوک برقی و بردن زیر چادر اکسیژن و………… از مرگ حتمی نجات دهند ولی معالجات مثمر ثمر واقع نشد و بیمار تغییر جنسیت داده دار فانی را وداع گفت و چشم از جهان فرو بست. ولی بازماندگان و بستگان این متوفی با زدن عطر و گلاب و پوشاندن لباسهای شیک و گران قیمت ساخت شرکت دمکراسی و آزادی خواهی قلابی بر تن این مرده و برپایی مراسم ها و آیین های فرقه ای مانند انتخاب مسئول اول و……میخواهند مرگ این فرقه و ایدئولوژی فرقه ای را مخفی کرده و با این مرده، ساز خود را بزنند و با این جنازه بر روی دوششان به اهداف خود یعنی گسترش فرقه و فرقه گرایی مذهبی و خطرناک وخونریز خود برسند ولی واقعیت اینست که این مرده و لاشه تغییر جنسیت داده بوی تعفنش دماغ هر انسانی را می ازارد وآنقدر هم سنگین است که بستگان این متوفی هم زیر این جنازه کمرشان خم شده است پس وقت آن رسیده که این جنازه ایدئولوژیکی متعفن برای همیشه در گورستان تاریخ ایران دفن شود چون ایران بدلیل فرهنگ بالا و آگاهی فوق العاده محلی برای فرقه وفرقه گرایی نبوده و نیست. بله این مقدمه بسیار گویای وضعیت این فرقه مرده بلحاظ سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی است. فرقه ای که دیگر نام و نشانی از او در ایران و در خارج از ایران بلحاظ یک اپوزیسیون بالفعل و توانمند باقی نمانده است و بلعکس در بین ایرانیان داخل کشور مایه نفرت و نفرین شده است و در خارج از ایران هم مایه شرمساری و خودفروختگی و جاسوسی میباشد و هیچکس در هر شرایطی که باشد خود را وابسته به این جنازه متعفن نمی داند و نمی خواند به جز بستگان نزدیکش! در ضمن در بکارگیری اسم این فرقه باید سر خود را به پایین انداخت و خود را به تعفن سیاسی، نظامی و ایدئولوژیکی این جنازه آغشته نکرد. این جنازه متعفن که روز بروز بوی تعفنش بیشتر و بیشتر میشود هر روز به شکلی و فرمی بزک میشود و بستگان آن با انتقال او به کشورهای مختلف اروپایی و پارلمان اروپا و………. وآمریکا میخواهند جنازه متعفن او را به جای یک اپوزیسیون زنده و خوشبو غالب کنند و به اصطلاح خر مهره را به جای مروارید غالب کنند ولی به نظر میرسد که بوی تعفن این لاشه دماغ سیاستمداران واقعی و کسانی که در پست های واقعی هستند و بازنشسته نشده اند را نیز آزار میدهد و برای آنها هم کاملا واضح شده است که این جنازه یک حزب و اپوزیسیون و یک جریان و روند سیاسی محبوب و موردعلاقه مردم ایران نیست بلکه یک لاشه متعفن ایدئولوژیکی است که فقط باید مانند هر لاشه دیگر دفن شود. با دفن این لاشه متعفن که فضای سیاسی ایران را نیز آلوده و مسموم کرده است جریانات و احزاب واقعی و مردم پسند ایران میتوانند راه خود را بطور مسالمت آمیز و عاری از هرگونه خشونت باز کنند و به اهداف خود که آزادی و دمکراسی واقعی است برسند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا