عملکرد سازمان مجاهدین خلق

آقا سید! اقدام جنایتکارانه از طرف چه کسی و در کجا؟

سید محمد سید المحدثین، آخوند کت و کراواتی مسعود رجوی (که به قول آقای محمد رزاقی سنگین ترین وسیله ای که در زندگی اش بلند کرده بشقاب غذایش بوده است و اینک پس از سالها مفتخوری در فرنگ به عنوان مسئول کمیسیون شورای ملی مقاومت رجوی، در نقش وزیر امور خارجۀ رئیس جمهور مادام العمر خانم مریم قجرعضدانلو مشغول به کار است)، در گفتگو با خبرگزاری فرانسه اعلام نموده که: ((نه سازمان مجاهدین خلق ایران و نه هیچیک از ساکنان اشرف در هیچ اقدام جنایتکارانه در عراق دست نداشته اند)) سید محمد سیدالمحدثین در این گفتگو با یک فرار به جلوی ناشیانه، ابتدا تمام اسیران موجود در اشرف را با خیانتکاران و جنایتکارانی چون خود و رهبرش به هم پیوند زده و تلاش نموده همگی را در یک کفۀ ترازو قرار دهد و از اتهام برهاند. اما لازم است همۀ هموطنان به این نکته اشراف داشته باشند که در درون اشرف نیز همانند تمامی زندانهای جهان دو گروه وجود دارند: گروه اول عاملان و آمران تمامی خشونتها و شکنجه ها و محدودیتهای غیرانسانی و گروه دوم کسانی که خود قربانی سیاستهای مخرب و جنایتکارانه و خیانتکارانه هستند… طبیعی است که حساب کار این دو گروه از هم جداست… بنا به تقسیم بندی فوق، تنها 4 تا 5 درصد ساکنان اشرف دست در جنایت و خیانت چه در ارتباط با مردم عراق و چه در رابطه با مردم ایران و یا در مورد خود اعضای ارتش رجوی داشته اند و از این تعداد هم تنها 1 تا 2 درصد به طور مستقیم در هر اقدام جنایتکارانه ای شرکت داشته و بایستی به طور خاص در دادگاهی بین المللی با حضور شاکیان خصوصی و جمعی محاکمه شوند. سیدمحمد سیدالمحدثین به طرز مزوّرانه ای مدعی شده که هیچکدام از ساکنان اشرف مرتکب جنایت در عراق نشده اند و به شکلی خنده آور سازمان مجاهدین را هم از هر جنایتی مبرّا داشته است! به نظر می رسد این آخوند حوزوی درس یافته در مکتب رجوی به حدی دستانش به خون آلود است که انبوه جنایات انجام شده در عراق را حتا به اسم جنایت نمی شناسد… اما باید به این وزیر امور خارجۀ رئیس جمهور مادام العمر گفت همین الان صدها نفر در سراسر اروپا و آمریکا و داخل ایران و عراق موجود هستند که در هر لحظه شما جنایتکاران به محاکمه کشیده شدید به طور زنده شهادت دهند که چه جنایتهایی را شما و رهبری تان و آن یک درصد بقیه انجام داده اید، چه در سطح عراق و چه در ارتباط با مناسبات داخلی سازمانی که مدعی هستی هیچ جنایتی مرتکب نشده است. جناب سیدالمحدثین، من خود یکی از صدها شاهد زندۀ جنایتهای شما هستم که نه تنها خود قربانی اعمال ضدانسانی رهبری شما، بلکه شاهد جنایتهایی که به فرمان شما و کسانی چون شما و رهبر شما در بخشهایی از عراق صورت گرفته است بوده ام. پیش از این آقای محمد رزاقی به نمونه ای اشاره کرده بود که در آن شخص شما (یا مسعود رجوی) در یک نشست عمومی گفته اید: «روحانی و متین دفتری از اعضاء شورا گفته اند همه این زندانیان را بکشید، اگر در اروپا برای سازمان به خاطر این مسئله مشکلی پیش بیایید ما خودمان حل و فصل می کنیم!» من عین جملات شما و رجوی را به یاد نمی آورم که اینجا نقل کنم اما دقیقاً به یاد دارم که گفته شد شما هرکاری که بکنید ما در خارج می توانیم مسائل سیاسی آنرا حل کنیم… علاوه بر جنایتهایی که بر صدها تن از خواهران و برادران من روا رفته است و شاهد آن بوده ام، خود نیز تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی رهبران همین سازمان قرار داشته و آسیب های غیرقابل جبران دیده ام. من در درون مناسبات سازمان مورد نظر شما شاهد انبوه شکنجه های روحی و فشارهای جسمی طاقت فرسا بوده ام. من همچنین شاهد کتک زدن بیماران به جرم استراحت کردن بوده ام، من شاهد بوده ام که اشخاصی بخاطر فشارهای جسمی که بر آنان وارد می شده است گریه کرده اند… من شاهد بودم که یک زن مجاهد (در مقر لشکر 61 در سوله سوخته) که از آسایشگاه خود بدون روسری در حال فرار بود توسط چهار زن (یکی از آنها فرح.ش بود) دستگیر شد و در حالی که او را بغل کرده بودند دوباره به آسایشگاه بازگردانیدند که چندین کارگر سودانی هم شاهد ماجرا بودند و مشخص نبود چه بلایی بر سر آن زن می آورده اند… من شاهد بودم که نفر به خاطر ازدواج کردن می خواست از سازمان جدا شود ولی اجازه نمی دادند و به بیماریهای تناسلی دچار شده بود و ماهها درد می کشید. خود این شخص (بیدالله.ج) رسماً به من گفت که من زن می خواهم ولی رجوی نه اجازه ازدواج به او می داد و نه می گذاشت از سازمان خارج شود و نهایتاً هم او را به استخبارات عراق تحویل دادند و به زندان ابوغریب منتقل شد… من شاهد بوده ام که صدها زن و دختر را در سیاجهای تو در توی اشرف نگه داشته اید تا کاملاً ایزوله باشند و حتا دور مقر آنان نیز (به عنوان زندانی در درون زندان بزرگ اشرف)، سیاج و سیم خاردار کشیده بودید که برای فرار کارشان بسیار مشکلتر از مردان مجاهد باشد… من شاهد هزاران مورد هتک حرمت و فحاشی و سرکوب در صدها نشست (از جمله نشستهای دیگ و طعمه) بوده ام که در برخی از آنها (از جمله در قرارگاه باقرزاده) خود شما از جمله سرکوبگران بوده اید… خواهر گرامی ما مریم سنجابی و همچنین دوست عزیزمان محمد رزاقی و بقیه دوستان مشابه در مقاله های متعدد خود از شکنجه گرانی نام برده اند که آنها و دیگر زندانیان را مورد اهانت و ضرب و شتم قرار داده و موجبات قتل آنان و یا موجبات خودکشی آنان را فراهم نموده اند… لینک زیر نمونه ای از این شهادت ها است، آیا اینها را جنایت نامگذاری نمی کنید آقا سید؟ مقالۀ «مریم رجوی، فقط برای این است که خودت شرم کنی!» اما اینها مسائل درونی سازمان مورد نظر شماست، آنچه می توانم شهادت دهم دهها مورد جنایت علیه مردم عراق بوده است که هم در داخل قرارگاههای شما و هم در خارج از آن صورت گرفته و هیچکدام از آن مردمان بدبخت هم به خاطر ترس از استخبارات عراق نتوانسته اند در زمان صدام حسین از شما شکایت جدی داشته باشند. جناب سیدالمحدثین، من شاهد سیلی زدن به کارگران عراقی به جرم اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان بوده ام. شاهد بوده ام که گفته می شد هرچه می توانید از کارگران کار بکشید چون برای سازمان است و اینکار مشروع است! من شاهد بوده ام که دهها کودک 8 تا 17 ساله تحت سخت ترین شرایط مکانی و جغرافیایی بدون حداقل امکانات بهداشتی و ایمنی و صنفی، به سنگین ترین کارهای ممکن گمارده شده بودند که شخصاً بارها در این مورد اعتراض و انتقاد داشتم ولی پاسخ انتقادات من با تندی و با تهدید داده شد. من شاهد بوده ام که کودک 10 ساله بخاطر یک لیوان آب در گرمای 60 درجۀ تابستان بصره روی زمین افتاده و فریاد می زند که آب می خواهم و مسئولین مربوطه فقط به آنها گفته اند پاشو کار کن! من شاهد بوده ام که در عملیات موسوم به مروارید (در شهر سلیمان بک) در تاریکی شب فرمان شلیک به یک خانه داده شد که یک چراغ در آن روشن بود و بعد از ربع ساعت شلیک، پیرمرد بخت برگشته ای گریه کنان آمد و گفت که اینجا خانۀ من است خواهش می کنم ما را نزنید من چند بچۀ خردسال در خانه دارم! و به پای مسئولین افتاده بود. بله، شما با دست باز خانۀ مردم بدبخت را با انواع سلاحهای می کوبیدید بدون اینکه به زن و بچه های بیگناه فکر کنید. من شاهد بوده ام که هنگام تمرینات نظامی مردم روستاهای شمالی اشرف را وادار می کردید که گوسفندان خود را برای چرا در محدوده های تعیین شده نبرند و به خود من شکوه می کردند که الان سه روز است ما نمی دانیم گوسفندان خود را به کجا ببریم… شاهد بوده ام که در منطقۀ بلدروز حین تمرینات نظامی تمامی زمینهای کشاورزی اهالی آنجا را با تانکها و نفربرها شخم می زدید و محصولات آنها را نابود می کردید و آنها جرأت نداشتند حرفی بزنند (من همان زمان مسئول تیم حفاظت بودم و با چند تن از اهالی صحبت کردم و شکایت داشتند که شکایت آنها را هم به بالا منتقل نمودم ولی پاسخی داده نشد) چون برای خود مشروع می دانستید که حق مردم را بخاطر تمرینات خود زیر پا بگذارید… من شاهد بوده ام که در عملیات مروارید (در شهر طوزخورماتو)، فرمان شلیک به خانه های داخل شهر داده شد و با تانک و انواع تیربارها و توپها به خانه های مردم که اطراف آن پر از زن و کودک بود شلیک می شد به این بهانه که ممکن است خانۀ فرماندهان نظامی کردها باشد… من شاهد بوده ام که شما در جریان اشغال عراق و هنگامی که در سی کیلومتری اشرف کمربند حفاظتی بسته بودید، تانکرهای آب اهالی روستا را وادار می کردید به طور مجانی به شما آب بدهند و توجیه شما این بود که چون اینجا حفاظت می دهید حق دارید به هرکس خواستید زور بگویید… من شاهد بوده ام که جریان اشغال عراق، در سه راهی قره تپه یک هایلوکس را که از ترس حضور نظامی سازمان شما میانبر زده بود تا با ما برخورد نداشته باشد دنبال نمودند (اینجانب به همراه تیم بدنبال آن خودرو رفتم) و بعد از دستگیری سرنشیان خودرو، متوجه شدیم راننده یک زن بیگناه کرد است که بشدت ترسیده و به همین خاطر شخصاً با وجود اینکه می دانستم ممکن است بعداً مورد اتهام قرار بگیرم (با اتوریته ای که روی آن تیم داشتم) آزادشان کردم ولی بعد از بازگشت فرمانده موضع، نفرات تیم را توبیخ نمود که چرا آن زن را رها کرده اند؟!! (و البته آن نفرات تیم گفتند که حامد چنین فرمانی داده است و او دیگر جرأت نکرد مرا توبیخ کند)، ولی نیروهای سازمان شما به دستور رهبران خود اینگونه مردم را در ترس و وحشت فرو برده بودند که از یک زن کرد هم نمی گذشتند… من شاهد بوده ام که چگونه در ترددات شهری، نیروهای اسکورت هر برخورد زننده ای با مردم عراق داشتند که بعدها چند نمونۀ آنرا خود صدام حسین به رجوی گوشزد کرده بود. شاهد بوده ام که بارها خودروهای شهروندان عراقی را در جاده ها به طرز وحشت آوری محاصره و سرنشینان آنرا با حالتی تحقیر آمیز پیاده و بازرسی می کردند و من خودم آن زمان جزو تیمهای اسکورت شهری بودم. جناب سید المحدثین باید بدانید که جنایت شاخ و دم ندارد. هر کدام از این اعمال جنایتی علیه شهروندان عراقی است و دهها برابر آنرا بر سر اعضای خود در اشرف و دیگر قرارگاهها آورده اید و مسلماً اعضا و بدنۀ سازمان مورد نظر شما خود قربانی هستند و نه عامل آن. کسی که باید محاکمه شود شخص رجوی و کسانی چون شما هستید که طی سالهای طولانی عاملان و آمران شکنجه و اسارت و قتل مخالفان و معترضان و محدودیتهای شدید جنسیتی و عاطفی و خانوادگی بوده اید. پس سوء تفاهم نشود. قرار نیست اسیران اشرف محاکمه شوند، شما و کادر رهبری فرقه باید به محاکمه کشیده شوید و صدها نفر شاهد زنده در چنین دادگاهی آماده شهادت در مورد تک به تک جنایتهای شما هستند. الان هم که برای اسیران اشرف اشک تمساح می ریزید فقط و فقط بخاطر این است که نگران باز شدن دربهای اشرف و رسیدن صدها معترض دیگر به خارج از کشور و آشکار شدن انبوه جنایتهای دیگری است که شما در همین سالها مرتکب شده اید… شما می خواهید تلاش کنید که اشرف پابرجا بماند که نفرات به مرور کشته شوند و بمیرند و سربه نیست شوند تا راز اینهمه جنایت مخفی بماند… جنایتهایی که علیه زنان اسیر انجام داده اید هرگز فراموش نخواهد شد و مخفی نخواهد ماند… شما هدفتان فقط و فقط نجات جان مسعود رجوی و گروهی دیگر از فرماندهان و سران سازمان است که آنجا گیر افتاده اند. شما البته می خواهید تا آنجا که ممکن است مسائل را به حاشیه بکشانید که در صورت امکان بتوانید با کمک گروههای مافیایی بین المللی، هر طور شده مسعود رجوی را از اشرف فراری دهید ولو با یک عملیات پیچیده و با صرف هزینه های نجومی توسط نیروهای خارجی و اهالی عراق باشد… اما رجوی هرکجا که برود باید پاسخگوی خونها و جنایتها و خیانتهای خود باشد. دولت عراق باید مراقب باشد که عامل اصلی این همه جنایت موفق به فرار توسط باندهای مختلف نشود و هیچ آسیبی هم به او وارد نیاید تا در دادگاه به محاکمه کشیده شود و آن دسته از مردم ایران و عراق که از او آسیب دیده اند بتوانند در آن دادگاه با او رو در رو شوند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا