رجوی از خون من و امثال من استفاده می کند تا جان خودش را حفظ کند

آقای محمد کریم میری از اعضای سابق فرقه رجوی است که چندی پیش رهائی خویش را بازیافته و به جمع خانواده ها در شهرک آزادی در مجاورت پادگان اشرف پیوسته است. او نوشته زیر را تسلیم مسئولین بنیاد خانواده سحر کرد و درخواست نمود که در سایت سحر برای مشاهده عموم درج گردد که عینا آورده میشود: رجوی از خون من و امثال من استفاده می کند تا جان خودش را حفظ کند جوانی هیجده ساله بودم با هزار آرزو و به دور از سیاست، ده سال پیش به دام این ناجوانمردان افتادم که ده سال از بهترین سالهای زندگی ام را از من ربودند و من را به چاه باطل انداختند که هر چه در آن دست و پا میزدم بیشتر در آن غرق می شدم. در دستگاه فکری این رهبران ناصادق، انسانها به دو دسته تقسیم می شوند یکسری آدمهای بی آینده که رجوی از سادگی آنها سوء استفاده می کرده و در این سالیان دراز به هر گونه نیرنگی دست زده تا آنها را با خودش بکشد تا هم جان خودش و هم عمر سازمانش را چند صباحی بیمه کند. دسته دوم آدم های مثل من که پروسه آنچنانی نداشتند و با این سازمان اختلافاتی هم دارند. قربانیان اصلی این فرقه همین نفرات هستند که از این نفرات به عنوان سپر بلای خودش استفاده می کند تا هر چه زودتر نابود کند. در ضمن این حرفهای ذهنی و تحلیلی نیست. حرفهای کسی است که سال ها در این سازمان بوده و همه چیز را از نزدیک دیده و همه را با گوشت و پوست خودش لمس کرده است. مثال واقعی اش دو درگیری 6 و 7 مرداد ماه سال 1388 و 19 فروردین سال 1390 است که خیلی از نفرات بودند که با این جنگ مخالف بودند و خواستار راه حلهای مسالمت آمیز بودند ولی مسئولین این سازمان، این جنگ افروزیها را در راستای سرنگونی می دیدند و همیشه به این موضوعات دامن می زدند تا مقاصد شوم خودشان را به پیش ببرند که همانا نابود کردن بقیه می باشد.

یا نفراتی مثل خودم که اصلا بارها اعلام کرده بودیم که حاضر نیستیم در اشرف بمانیم و بی هدف کشته بشویم ولی مسئولین این سازمان این حق را به رسمیت نشناختند و گفتند الان شرایط مناسب نیست اگر کسی بیرون برود برایش خطر وجود دارد که ما سر آن مسئول هستیم و چنین اجازه ای را به کسی نمی دهیم. حالا مساله ای را که می خواستم بیان بکنم این بود، که سازمان برایش هیچ فرق نمی کند که نیروهایش چه نوع تفکری دارند. فقط و فقط از آنها استفاده ابزاری می کند. من نفری بودم که قبل از 19 فروردین برای مسئولین نوشته بودم که مایل نیستم در این سازمان بمانم و کشته بشوم ولی آنها با بی رحمی تمام این حرفهایم را نادیده گرفتند و در 19 فروردین من را طوری سازماندهی کردند که در جلوی صف قرار بگیرم و من در آن درگیری از دو ناحیه یعنی از شکم و زانو مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و در آن درگیری اکثر نفراتی که مجروح یا کشته شدند از کادرهای رده پایین بودند. برعکس آن حرفهایی که رجوی در همه جلسات و نشستهای سازمانی اش مطرح می کند که این سازمان همیشه با سر می جنگد یعنی در هر جنگی چه سیاسی چه نظامی قربانی اصلی خود رهبری و شورای رهبری آن می باشد. در صورتی که در آن درگیری من خودم شخصا می دیدم همه مسئولین این سازمان چه زن و چه مرد همه آنها در پشت صحنه بودند و از پشت دستور حمله به نیروهای عراقی را می دادند و در آن درگیری که صدها نفر مجروح شدند قربانی اصلی درگیریها نفراتی مثل من بودند که اصلا برای آنها مهم نبودیم چون در دیدگاه آنها یک بار مصرف و ابزاری در دست انها بودیم. حتی بعد از آنکه مجروح شدم با هزار ترفند می خواستند طوری من را قانع کنند که دولت عراق اجازه بیرون رفتن را نمی دهد در صورتی که من خودم می دیدم نفراتی بودند که در دستگاه خود آنها بودند بدون کوچکترین تضادی به بیمارستانها ی بیرون می رفتند. با هزار بدبختی یکبار من را به بیمارستان بعقوبه فرستادند ولی برای قرار بعدی این امکان را از من سلب کردند و نگذاشتند تا من به پزشک دسترسی داشته باشم و با این نامردی که در حق من کردند باعث شدند که پای چپم علیل شود و الان در راه رفتن با مشکل جدی مواجه هستم. در صورتی که در سازمان شعارهای گوش خراش ضد استثماری می دهند که یعنی هیچ فرقی بین نیروهایشان قایل نمی شوند. پس این داستانها چیست؟ به یکی ماکزیمم امکانات رامی دهند. برایش همه امکانات را فراهم می کنند تا برای مداوا به اروپا برود و برای بعضی ها، به بهانه اینکه دولت عراق برای آنها محدویت ایجاد کرده است، حتی در حد مینیمم هم مایه نمیگذارند. ای ننگ و نفرت بر شما که با زندگی انسانها به چه شیوه ناجوانمردانه ای بازی می کنید.

ولی ازهمه چیز گذشته یک چیز برایم مهم است که آن را در یک جمله بیان می کنم. آن هم سرنوشت صدها نفری که مثل خودم هستند که در این شرایط سازمان زندگی آنها را به خطر می اندازد تا مقاصد شوم خودش را که همان نابودی انسانها می باشد پیش ببرد. در این زمینه از همه خانواده ها و رهاشدگان درخواست می کنم که فعال باشند و لحظه ای از پی گیری این مسایل دست بر ندارند. محمد کریم میری
عراق، شهرک آزادی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.