می خواهیم برویم مرز اردن!

بازی موش و گربه و بحران سازیهای مصنوعی رهبران مجرم فرقه رجوی همچنان و با تمام قوا ادامه دارد. رهبران فرقه منظور مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو میباشند. گزارش تناقضات منصوب به مهدی ابریشمچی اگر واقعی باشد نشانگر عمق بحران در تاروپود تشکیلات فرقه رجوی از یک سو و اوج بی هویتی؛ سردرگمی، بی شخصیتی، تنزل و ابتدال افرادی نظیر مهدی ابریشمچی از سوی دیگر می باشد. کسانی نظیر مهدی ابریشمچی که بیش از 40 سال از عمر؛ زندگی؛ توانمندی و حتی زن و ناموس خود را در اختیار تفکر و سازمانی گذاشتند؛ که بعد از گذشت اینهمه سال؛ ثمره و محصول آن به جز شکست های ممتد و دست به دامن شدن راست ترین و ارتجاعی ترین و جنایتکارترین سیاست بازان آمریکایی و اسرائیلی نمیباشد. بعد از شامورتی بازیهایی که رهبران فرقه رجوی به بهانه استاندارد نبودن کمپ ترانزیت (لیبرتی) براه انداختنه و ترکیدن لوله فاضلاب؛ گشت پلیس عراق در داخل کمپ و وجود مار افعی و اژدهای چند سر؛ را دلیل آوردند. این سنگ اندازیها تا جایی ادامه یافت تا بان کی مون دبیر کل سازمان ملل مجددا به استمرار روند مسالمت آمیز تخلیه اشرف تاکید کردند. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا هم در یک بازی هویچ و چماق تذکر داد که همکاری مجاهدین در خروج از اشرف در تعیین وضعیت آنان؛ مبنی بر ابقا و یا خروج از لیست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا تاثیر خواهد داشت. مریم رجوی که آشکارا از سخنان خانم کلینتون به وجد آمده بود با انتشار بیانیه ای ضمن اعلام قبولی خروج از کمپ اشرف خواهان آن شد که خروج از اشرف با خروج نام مجاهدین از لیست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه همزمان باشد. کسی از خانم رجوی سوال نکرد که خروج از لیست گروههای تروریستی اینقدر ارزش دارد که تمامی نفرات خودتان را به اردوگاهی همطراز اردوگاه نازیان منتقل نمائید؟ و حالا مرکب بیانیه قبلی خشک نشده؛ مریم خانم بیانیه دیگری صادر کرده اند. این بار می گوید اگر حداقل ها را برای ما نمی توانید تضمین کنید؛ پس ما را به مرز اردن منتقل کنید. مریم خانم و شوهرشان بر این تصورند که با این جر زدن های لحظه ای زمان می خرند. می گویند از این ستون به آن ستون فرج است. اینقدر خسته و گیجشان می کنیم تا به خواست هایمان برسیم. اما شاید نمی دانند که روی دیگر این رفتار؛ رو شدن مناسبات فرقه ای مجاهدین است نزد مقامات سازمان ملل متحد؛ و نزد مقامات آمریکایی که از نزدیک تمامی رفتارهایشان را تحت نظر دارند. و اجماع تمامی دست اندرکاران پرونده فرقه بر این نکته که نمی توان به رهبران آن اعتماد کرد. جر زنی های بی پایان؛ آخرین شانس های خروج نسبتا آبرومندانه از اشرف را بر باد می دهد و راهی جز این باقی نمی گذارد که بقجه هایتان را بدهند زیر بغل تان و با پس گردنی بیندازنتان بیرون و درب را هم محکم پشت سرتان ببندند. هیچ آدم عاقلی نمی گذارد کار به این جاها برسد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.