عزم جهانی برای بستن پرونده مجاهدین

رجوی ناتوان و سردرگم تر از همیشه هنوز 48 ساعت از اطلاعیه شورای ملی مقاومت مجاهدین که در تاریخ 11 اسفند 1390 سوم مارس 2012 و در رابطه با صحبت های خانم کلینتون در تاریخ دهم اسفند که گفته بودند: " همکاری مجاهدین خلق برای بستن صلح آمیز و موفقیت آمیز اردوگاه اشرف… یک عنصر کلیدی در هرگونه تصمیم گیری در خصوص وضعیت سازمان مجاهدین خلق در فهرست گروه های تروریستی خارجی است. "، نگذشته بود که خانم مریم رجوی در یک تغییر موضع و ضمن عدول از پیشنهاد قبلی خود مبنی بر اینکه "… به منظور حل همه مشکلات در اسرع وقت، خواستار همزمانی خروج از لیست و انتقال به لیبرتی است… " در اطلاعیه ای در تاریخ 13/12/1390 اعلام نمود: "… هیچیک از اطمینان های حداقل که ساکنان اشرف درخواست کرده بودند فراهم نشده و آنها عملا دو گزینه بیشتر ندارند؛ قتل عام و مرگ یکباره در اشرف یا مرگ تدریجی در مکانی بنام لیبرتی آنهم تحت نام و نظارت ملل متحد… " این نوع بیان که هم زبان مظلوم نمایی است و هم زبان تهدید، حاکی از سردرگمی و ناتوانی مجاهدین از حل بحرانی است که در خاک عراق بدان گرفتار آمده اند. همچنین در این اطلاعیه آمده است "… در صورتیکه که اطمینانهای حداقل در کمپ لیبرتی تامین نشود اگر دولت عراق ممانعت نکند همه ساکنان اشرف و لیبرتی آماده اند در ماه مارس عراق را با اموال منقولشان ترک کنند و با نظارت صلیب سرخ و کمیساریا بطور موقت در منطقه مرزی اردن با هزینه خودشان مستقر شوند… برای کنترل و اطمینان دولت اردن این قطعه زمین بوسیله ساکنان سیاج کشی میشود و تا رفتن به کشورهای ثالث آنرا ترک نمی کنند… انتقال ساکنان اشرف به لیبرتی همچنین میتواند به بیابانهای مرزی دیگر کشورهای همجوار عراق ترکیه، عربستای سعودی و کویت صورت بگیرد. " بنابراین در تمامی پیشنهاداتی که رهبری مجاهدین برای ساکنان قرارگاه اشرف میدهد جدا از تفاوت های ظاهری در اصول اما مشترکند و بنظر میرسد سیاج کشی، عدم ارتباط ساکنان با دنیای بیرون، نقل انتقال آنها بصورت دسته جمعی به کشورهای ثالث که نهایتا راه به حفظ ساختاری تشکیلاتی میبرد از جمله ابزارها و اهرم های کنترولی رهبران مجاهدین بشمار میرود. گویی هیچ پایانی برای رهایی ساکنان اشرف از این همه محدودیت، باید و نبایدها و مناسبات فرقه ای که همچون بختک دامنگیر اعضای آن شده است متصور نیست. اگر جنبه های فریب و وارونه نشان دادن واقعیت ها که از شیوه های تبلیغی خاص مجاهدین است را کنار بگذاریم، تلاش و تقلای مجاهدین با هر اسم و عنوان و با هر نوع بزک و ظاهر سازی تماما در راستای حفظ و حراست از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین به هر نحو ممکن است و اگر قبول کنیم قرارگاه اشرف با تمامی حصارهای فیزیکی و تشکیلاتی با ساختار فرقه یی، ایدئولوژی رجوی را نمایندگی میکند، موضعگیریهای اخیر مجاهدین را هم خیلی بهتر درک کرده و خواهیم فهمید که چرا رهبری مجاهدین به هر نحو ممکن با هر راه کاری که به هر نحوی از انحاء بنیادهای عقیدتی مجاهدین را زیر علامت سوال برده و حصارهای تشکیلاتی را هدف قرار میدهد، به طرز باور نکردنی عکس العمل نشان داده و حاصرند برای حفظ آن به هر خشونتی تن دهند. نگاهی اجمالی به تحولات یکی دو هفته اخیر نیز نشان میدهد رهبری مجاهدین تا آنجا به راه کارهای صلح آمیز پایبند است که جامعه جهانی شروط آنها در انتقال ساکنان اشرف به کمپ موقت ترانزیت را بپذیرنند و وضعیت مطابق خواسته های نامشروع و غیر واقعی آنها که مطرح میشود پیش برود. همچنانکه که قبلا هم بارها گفته ام مجاهدین به خشونت به عنوان یک وجه کاملا استراتژیک و نه به عنوان یک عمل تاکتیکی نگاه میکنند و هر از چندگاهی بنابر ضرورت پیشبرد اهدافشان آنرا موقتا کنار گذاشته و یا از آن بعنوان یک برگ تهدید علیه جامعه جهانی استفاده میکنند.
مجاهدین که طی سه دهه اخیر بشدت تلاش کرده اند رودخانه را در خلاف جریان آب شنا کنند، هم اکنون نیز در تلاشند شیپور را از دهان گشان آن بنوازند. اخطار هفته پیش خانم کلینتون و اخطار اخیر نخست وزیر عراق مبنی بر انتقال باقی مانده ساکنان اشرف به لیبرتی تا مهلت باقی مانده، همچنین موضعگیری اخیر "آنتونیو گوتیرس" کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در سوم مارس 2012 که در ژنو و در دیدار با آقای شیاع سودانی، وزیر حقوق بشر عراق مبنی بر اینکه "… کمیساریا به مجموعه ها و گروه ها پناهندگی نمی دهد بلکه پناهندگی، تنها به فرد و با شرط ترک خشونت داده می شود "، صورت گرفت، همگی بر عزم جهانی برای بستن قرارگاه اشرف دلالت دارند. بنابراین آنچه که در موضعگیریهای اخیر مجاهدین مشهود است گیجی و منگی رهبران و گردانندگان مجاهدین و کلافگی آنها از مجموعه ای است که به هر دلیلی، تصمیم گرفته است مجاهدین را از خاک عراق اخراج کند. و این در حالیکه است که کمتر از دو ماه یعنی تا پایان آوریل امسال به ضرب الاجل بستن شدن قرارگاه اشرف باقی مانده است که البته فرصتی استثنایی برای مجاهدین محسوب میشود که بتوانند بجای کوبیدن بر طبل خشونت و هزینه کردن از جان انسانهایی که بعنوان گروگان در قرارگاه اشرف گرفتار آمده اند، ضمن تجدید نظر در تصمیم گیریهایشان و با انتخاب یک راهکار درست و منطقی که خواست جامعه جهانی است شاید بشود از یک خونریزی و از یک فاجعه انسانی که اینبار البته تنها عامل و مصبب آن تماما سران سازمان مجاهدین خواهند بود جلوگیری شود. سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی و ستاد اطلاعات مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.