اعتراف به شکست یا تغییر دوران جدید فرقه رجوی

مریم قجر به مناسب 19 فروردین سال گذشته که باعث کشته شدن تعدادی از اعضای سازمان شده در اوور به تکرار حرفهایی پرداخته که بیشتر مصرف داخلی داشته و باز هم به شعارهایی مبنی بر آزادی خواهی اشرف نشانها!! و اینکه اشرف سنگر آزادی مردم ایران!! شده پرداخته که هیچ ارزشی نداشته و فقط برای سرپا نگهداشتن اعضای وارفته در اشرف می باشد.
وی در جایی از حرفهایش از شوهر دومش جمله ای را یادآور می شود: که ما در جنگ و مقاومت انقلابی، اصل موضوع، نه سلاح و زمین، بلکه عنصر انسانی و پیشرفت مبارزه برای آزادی است.
این جمله تکرار همان حرفهای رجوی فریبکار در موقع خلع سلاح بعد از سرنگونی صدام بوده تا اینگونه بتواند افراد مسئله دار و متناقض را در اشرف نگهدارد و اینکه به خیال خام خودش از آمریکا سلاح گرفته و به جنگ ادامه دهد ولی دیدیم که نیروهای آمریکایی به ماهیت سران فرقه پی برده و دیگر آنها را به بازی نگرفتند هر چند در آن زمان سعی کردند به انواع مختلف سرسپردگی خودشان را به غرب از جمله جاسوسی و شرکت در ترور دانشمندان ایرانی و… نشان دهند ولی باز هم چهره خیانت کارانه شان رو شد و مردم ایران به خوبی دریافتند این گروه دست در دست جنایت کاران غربی و برای منافع آنان کار می کنند.
اگر بحث رجوی ها عنصر انسانی است پس چرا حالا که دولت عراق در چندین مرحله اعلام کرده که باید اشرف را تخلیه کرده و از عراق خارج شوید اقدامی نکرده و سعی کردید با به کشتن دادن اعضای خود یک روز بیشتر در اشرف بمانید برای همگان روشن شده رجوی فقط با ریختن خون زنده می باشد و برایش اصلا مهم نیست که چه کسی کشته می شود.
اگر رجوی ها زودتر در مورد تخلیه اشرف اقدامی کرده بود این تعداد هم در سال گذشته کشته نمی شدند پس می توان گفت که مسئول مرگ آنها رجوی بوده که اکنون بر سر کشته های خود اشک تمساح می ریزد.
اگر داستان سران فرقه بحث عنصر انسانی بوده پس چرا در مسائل داخلی عراق دخالت کرده و سعی می کردید که به آشوبهای داخلی دامن زده و هر روز سران دولت عراق را مورد توهین و ناسزا قرار می دادید اگر اشرف برای شما همه چیز نبوده چرا سعی می کنید که حتی شده یک ساعت بیشتر در اشرف باقی بمانید. مریم قجر بهتر می دانند که فروپاشی اشرف یعنی جمع شدن تشکیلات جهنمی فرقه و ریزش نیرو در سازمان و از بین رفتن آن.
مسئولین فرقه در اشرف بعد از مصاحبه با وزارت خارجه آمریکا به یکباره تغییر موضع داده و عنوان کردند که اشرف مرز سرخ سازمان می باشد و به هیچ قیمت نباید اشرف را ترک کرد. حالا که فشار خانواده ها و مجامع بین المللی بیشتر شده به یکبار تغییر موضع داده و عنوان می کنید که اشرف دیگر برای شما مهم نیست و حاضر هستیدید که در زیر چادر زندگی کنید. این هم نوع دیگری از دجالگری رجوی هاست.
مریم قجر در ادامه حرفهای بی محتوا خودش سعی کرده روی شکست های سازمان سرپوش گذاشته و عنوان می کند: وارد دورانی از رویش و شکوفایی جدیدی برای کل مقاومت شدیم و گذار به دورانی است صد بار پرشکوه تر، افق هایی صد بار روشن تر و چشم اندازی صد بار پر ثمرتر و به همین خاطر به نبرد صد برابر نیاز دارید.
مریم قجر که از فروپاشی فرقه خودش را به گیجی می زند یادش رفته که تا دیروز در اشرف عنوان می کرد که شعار پیش به سوی جنگ صد بار داده و حالا که دیگر جنگی را در آینده نمی بیند تغییر موضع داده و به شعار نبرد صد برابر بسنده می کند ولی باید گفت که این شعار و تغییر موضع بدرد تشکیلات جهنمی خودش می خورد و سعی دارد که دیگران را با این شعارها فریب دهد. همانگونه که در انقلاب طلاق خود هر روز بندی را اضافه می کرده تا بتوانید هر چه بیشتر اعضای خود را زمینگیر کند و در اشرف نگهدارد.
سران فرقه طی این سالیان با رشوه دادن به نمایندگان غربی سعی کردند که در بازی سیاسی وجهه ای برای خود بخرند ولی از آنجایی که هیچ وقت آفتاب پشت ابر نمی ماند اکنون همگان دریافتند که آنها در مقابل حمایت از سران فرقه پول گرفته و در این زمینه هم دستشان رو شده است و از این جنایت کاران برای آنها آبی گرم نمی شود.
خانم رجوی، آه و ناله بر سر کشته های سازمان دردی از شما درمان نخواهد نکرد و اکنون که دیگر زمانی به فروپاشی اشرف باقی نمانده باید منتظر ریزش نیرو در کمپ موقت ترانزیت و جمع شدن بساط سازمان در اروپا بود.
اعتراف به شکست یا تغییر دوران همانا فروپاشی فرقه می باشد که مریم به عینه در حرفهایش به آن اشاره می کند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.