اظهارات آقای علی قزل قارش پس از جدایی از مجاهدین

– خودتان را بطور کامل معرفی نموده و چگونگی جذبتان به نیروهای مجاهدین را توضیح دهید؟
من علی قزل قارش فرزند احمد و متولد 1356 هستم. من در سال 1379 به ترکیه برای کاررفتم که در آنجا به یکی از متواریان استان گلستان برخورد کردم که او به من قول کار بهتر در کشورهای اروپایی را داد و گفت می تواند کمک کند که به اروپا بروم، لذا من را به یکی دیگر از نیروهای مجاهدین بنام ابوالحسن مجتهدزاده وصل کرد که او کار مرا جور و ردیف کند که به خارج بروم ولی او دوباره من را به فردی بنام داریوش معرفی کرد و او گفت که اول باید برای رفتن به خارج به عراق بروم که همین طور هم شد و من به آن کشور رفتم و وصل شدم به سازمان مجاهدین ولی در آنجا فهمیدم که هیچ کس را به اروپا نمی فرستند و من آنجا گرفتار شدم.
در ادامه آقای علی قزل قارش توضیح داد که من از اواسط سال 1379 تا تاریخ 10/09/1390 در اشرف بودم (تقریبا 11 سال).
وی ادامه داد که کار ما در سازمان قبل از جنگ عراق و امریکا کارهای نظامی و آموزشهای نظامی و انواع سلاحها بود ولی بعد از جنگ مدتی آموزش های تئوری مثل کلاسهای تشکیلاتی یا فنی و غیره بود و بعد از آن نیز کارهای تولیدی مثل تولید کانتینر و… بود.
آقای علی قزل قارش در خصوص نحوه خروجش از مقر نظامی رجوی چنین توضیح داد که دردهم آذر ماه 1390 با تعدادی از دوستانم طرح فرار ریختم و از آنجا با یک خودروی آیفا به همراه 2 تن از دوستانم از ضلع شمالی کمپ اشرف خودمان را به خاکریز رساندیم و از روی خاکریز فرار کردیم و خودمان را به نیروهای عراقی معرفی کردیم و 2 نفر از دوستانم بنامهای آقای صادق خاوری و محمدکریم میری بودند که با هم فرار کردیم و بعد از آن ما را به هتلی در بغداد منتقل نمودند که همان زمان خانواده ام به عراق آمده بودند که در راه برگشت به ایران بودند و با تماسی که نیروهای عراقی با برادر و خواهرم داشتند آنها دوباره به عراق برگشته و من آنها را در هتل المهاجر دیدم.
نامبرده گفته زمانی که به داخل کشور بازگشتم در دفتر شرکت ساختمانی که مربوط به خودمان است مشغول به کارم هستم.
آقای قزل قارش دیدگاه خودش را نسبت به فرقه رجوی اینگونه توضیح داد که با توجه به اینکه تعداد زیادی از نیروهای رجوی به کمپ ترانزیت موقت منتقل شده اند و این کار ادامه دارد مشخص است که دیگر تشکیلات رجوی از هم پاشیده و دیگر انسجام و تشکیلات قبل را ندارد و از کنترل مسئولین فرقه خارج شده و دیگر سازمان مجاهدین از هم پاشیده و از بین می رود.
در پی از هم پاشی این تشکیلات تعداد زیادی از فرقه جدا می شوند و بعد رازهای زیادی از جنایت های رجوی بر ملا می شود و اینکه چگونه تعداد چند هزار نفر را علاف و سرکیسه کرده و مردم ایران کاملا این فرقه را می شناسند و نفرت مردم از این فرقه بیشتر و بیشتر می شود.
وی نسبت به عناصر باقی مانده در قرارگاه مجاهدین گفت که به دوستانم و نیروهای در اشرف می گویم همچنانکه خودتان هم می دانید اسارت فقط در اشرف است و بیرون اشرف آزادی داشتن اختیارات و می توانید آزادانه زندگی کنید پس از هر طریق که می توانید و می دانید خودتان را نجات دهید.
در پایان وی خاطر نشان کرد که حاضرم در محکمه حقوقی و قضایی در هر کجای جهان خصوصا دادگاه لاهه شرکت نمایم و جنایات مجاهدین را افشاگری نمایم، به جهت اینکه مدت 11 سال حضورم در این پادگان شدیدا دچار آسیب های روحی و روانی شده ام که پاسخگوی این مشکلات هم سران مجاهدین خصوصا مسعود و مریم رجوی می باشند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.